🔸 معادل فارسی:
• سرازیر شدن به / هجوم آوردن به ( یک کشور )
• ( در کاربرد سیاسی و اجتماعی ) ورود انبوه ( مهاجران یا پناهندگان ) به یک کشور
• ( در کاربرد روزمره ) به تعداد زیاد وارد شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
If we don't control the borders, millions will pour into the country.
اگر مرزها را کنترل نکنیم، میلیون ها نفر به کشور سرازیر خواهند شد.
Refugees have been pouring into the neighbouring countries for months.
پناهندگان ماه هاست که به کشورهای همسایه سرازیر می شوند.
Economic migrants pour into Europe seeking a better life.
مهاجران اقتصادی برای زندگی بهتر به اروپا هجوم می آورند.
• سرازیر شدن به / هجوم آوردن به ( یک کشور )
• ( در کاربرد سیاسی و اجتماعی ) ورود انبوه ( مهاجران یا پناهندگان ) به یک کشور
• ( در کاربرد روزمره ) به تعداد زیاد وارد شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
اگر مرزها را کنترل نکنیم، میلیون ها نفر به کشور سرازیر خواهند شد.
پناهندگان ماه هاست که به کشورهای همسایه سرازیر می شوند.
مهاجران اقتصادی برای زندگی بهتر به اروپا هجوم می آورند.
1. وورد یا حرکت و هجوم انبوهی از جمعیت .
در معنی انبوهی از افراد/اشیاء، معمولاً برای اخبار یا گزارشهای رسمی استفاده میشود.
2. سرمایه گذاری و صرف منابع زیاد ( پول، وقت و انرژی )
در متون اقتصادی و تجاری
3. در معنی ریختن مایع، بیشتر در دستورالعملها یا توصیفهای روزمره کاربرد دارد.
در معنی انبوهی از افراد/اشیاء، معمولاً برای اخبار یا گزارشهای رسمی استفاده میشود.
2. سرمایه گذاری و صرف منابع زیاد ( پول، وقت و انرژی )
در متون اقتصادی و تجاری
3. در معنی ریختن مایع، بیشتر در دستورالعملها یا توصیفهای روزمره کاربرد دارد.
ریختن
pour the contents into hot water
محتویاتش رو داخل آب داغ بریز
محتویاتش رو داخل آب داغ بریز
اختصاص دادن ( مبلغ زیادی پول ) به چیزی
صرف کردن
اختصاص دادن
اختصاص دادن