پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٠٠)
پادشاه حاکم سلطان در گنج بگشاد چیپال چین بپرداخت از گنج قارون زمین ✏ �نظامی�
مانند فرخار مانند بتخانه شبیه بتکده دران آرزوگاه فرخار دیس نکرد آرزو با معامل مکیس ✏ �نظامی�
محل برآوردن آرزوها محل راز و نیاز دران آرزوگاه فرخار دیس نکرد آرزو با معامل مکیس ✏ �نظامی�
شهره گان آدم های سرشناس افراد معروف بزرگان شهر مشاهیر شه ترک با شهرگان دیار به خواهشگری شد بر شهریار ✏ �نظامی�
خوش رویی خوشرفتاری نیکو رفتاری روی باز شاد و خندان چو بنمود شاه از سر نیکوی بدان تنگ چشمان فراخ ابروی ✏ �نظامی�
روی باز چهره شاد خوشرویی خوش دلی چو بنمود شاه از سر نیکوی بدان تنگ چشمان فراخ ابروی ✏ �نظامی�
نوکری بندگی چاکری خدمت گزاری کمر بست خاقان به فرمانبری به گوش اندرون حلقهٔ چاکری ✏ �نظامی�
ریسمان بند پابند دردسر بدو گفت روزی که دارم بسیچ گرم پیش نارد فلک پای پیچ ✏ �نظامی�
شادی بخش فرح بخش شادی آور آرامش بخش جهاندار با شاه چین چند روز به رخشنده می بود رامش فروز ✏ �نظامی�
صیقلی صیقل داده صاف کرده به صورتگری بود رومی به پای مصقل همی کرد چینی سرای ✏ نظامی
نقاش رسام صورت گر نقشبند که چون کرده اند این دو صورت نگار دو ارتنگ را بر یکی سان گزار ✏ نظامی
نظاره کننده تماشگر بیننده ناظر عجب ماند ازان کار نظارگی به عبرت فرو ماند یکبارگی ✏ نظامی
تفاخر افتخار فخر فروشی ز رومی و چینی دران داوری خلافی برآمد به فخر آوری ✏ نظامی
حریف بازی حریف قمار یکی گفت نشنیدی ای نقش بین !؟ که افسانه شد در جهان نقش چین ✏ نظامی
زبان آور سخنگو خطیب یکی گفت بر پایهٔ دسترس زبان وَرتر از تازیان نیست کس ✏ نظامی
نوعی سلاح مرا زیت و زنبوره در کیش هست چو زنبور هم نوش و هم نیش هست ✏ نظامی
لباسی محکم که در زیر زره بر تن کنند سکندر چو آواز چینی شنید قبای کژآگن به چین درکشید ✏ نظامی
دستمزد حق القدم اجرت بدو گفت شش ساله دخل دیار به پامزد تو دادم ای هوشیار ✏ نظامی
دشمنی ستیز خصومت گری برگرفتم ز راه بدین اعتماد آمدم نزد شاه ✏ نظامی
عهد شکنی پیمان شکنی بدعهدی بدین بارگه زان گرفتم پناه که بی زینهاری ندیدم ز شاه ✏ �نظامی�
1_خارج خواندن خارج از ریتم موسیقی خواندن خارج از قاعده و قانون بودن 2_ناسازگار بدسرشت بدطینت نوای جهان خارج آهنگی است خلل در بریشم نه در چنگی است ...
جای زخم محل زخم اثر زخم درستی بود زخم ها را ز خون ولی زخم گه موی نارد برون ✏ نظامی
گزند رساندن به دولت آسیب زننده به حکومت پذیره شو ارنی سپهر بلند به دولت گزایان درآرد گزند ✏ نظامی
پذیره شو ارنی سپهر بلند به دولت گزایان درآرد گزند ✏ �نظامی�
درخشان روشنی بخش کنایه از ستارگان علم برکش روشنان سپهر قلم در کش دیو تاریک چهر ✏ نظامی
سحر و جادو جادوی کلام زبان بندهایی چو پیکان تیز دری در تواضع دری در ستیز ✏ �نظامی�
نویسنده ماهر نویسنده چیره دست ز ناف قلم دست چابک دبیر پراکند مشک سیه بر حریر ✏ �نظامی�
خجسته پی مبارک قدم خوش یمن با برکت خطا گفتم ای پی خجسته رقیب که شد دشمنی با غریبان غریب ✏ نظامی
معذرت خواه پوزش طلب عذر تقصیر خواستن وگر پیش اقبال باز آمدی کجا عذر اگر عذر ساز آمدی ✏ نظامی
عهدشکن سست پیمان پیمان گسل بدعهد چو دادم کسی را به خود زینهار نگشتم بر آن گفته زنهار خوار ✏ �نظامی�
مرد دانا مرد کاشف فرد محقق بررسی کننده خبر دادش آن مرد پنهان پژوه که شاهی ست با شوکت و با شکوه ✏ نظامی از آن راز جویانِ پنهان پژوه یکی را به خود خ ...
جاسوس نفوذی جاسوس پنهانی جاسوس مخفی نهان رفته جاسوس را باز جست که تا حال او بازگوید درست ✏ �نظامی�
آسایش یافت استراحت کرد تفریح نمود یکی هفته از خرمی یافت بهر بر آسود با پهلوانان دهر ✏ �نظامی�
خاک به رنگ زعفران خاک هم رنگ زعفران چو بر اوج تبت رسید افسر ش به خنده درآمد همه لشگر ش بپرسید که این خنده از بهر چیست به جایی که بر خود بباید گریس ...
مانند زعفران به رنگ زعفران چو بر اوج تبت رسید افسر ش به خنده درآمد همه لشگر ش بپرسید که این خنده از بهر چیست به جایی که بر خود بباید گریست نمودند ...
خوش نبرد خوش پیکار همیشه پیروز نبرده جهاندار فرخ نبرد خبر ده که با فور فوران چه کرد ✏ �نظامی�
پناه گیرد پناهنده شود نیارد ز کس جز به نیکی به یاد نگردد به اندوه کس نیز شاد پناهد به ایزد به بی گاه و گاه نیفتد به بد مرد ایزد پناه ✏ �نظامی�
زرهی از جنس سنگ خارا کنایه از زرهی غیرقابل نفوذ نشستند بر تازی تیز جوش همه خاره خفتان و پولاد پوش ✏ �نظامی�
اسب عربی تندرو تازی تکاور اسبان تیزتک نشستند بر تازی تیز جوش همه خاره خفتان و پولاد پوش ✏ �نظامی�
مکان خوب جای باصفا نقطه خوش آب و هوا سکندر چو دید آن سواد بهی ز سودای هندوستان شد تهی ✏ �نظامی�
مرد بد مرد نابکار آدم پست فرومایه پناهد به ایزد به بی گاه و گاه نیفتد به بد مرد ایزد پناه ✏ �نظامی�
صبور بردبار صبرکننده فراوان شکیب است و اندک سخن گه راستی راست چون سرو بن ✏ �نظامی�
جاسوس خبرچین نیروهای مخفی خبر دادش آن مرد پنهان پژوه که شاهی ست با شوکت و با شکوه ✏ نظامی از آن راز جویانِ پنهان پژوه یکی را به خود خواند هاتف ز ک ...
پنهانی نهانی جاسوس خبرچین نهان رفته جاسوس را باز جست که تا حال او بازگوید درست ✏ نظامی
شاهان چین چو فارغ شد از غارت فوریان کمر بست بر کین فغفور یان ✏ �نظامی�
آخور علوفه طویله زدند آخر انگیختند به سبز آخران بر علف ریختند ✏ نظامی
عالم گیر فاتح جهان شه عالم آهنج گیتی نورد در آن خاک یک ماه کرد آبخورد ✏ نظامی
کنایه از خورشید چو خاتون یغما به خلخال زر ز خرگاه خلخ برآورد سر ✏ نظامی
پیکان دوشعبه تیر دوشعبه به مقراضهٔ تیر پهلو شکاف بسی آهو افکنده با نافهٔ ناف ✏ نظامی چو سوزن سنان سینه را دوخته ز مقراضه مقراضی آموخته ✏ �نظامی�
اسبان راهوار اسبان تکاور جهاندار چون دید کان آب و خاک ز پوینده اسبان برآرد هلاک ✏ نظامی