پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٠٠)

بازدید
٢,٨٨٥
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درخشان در روز کنایه از چیزی یا گوهری که حتی در روز روشن هم درخشش دارد سنبل او سنبله روز تاب گوهر او لعل گر ِ آفتاب ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جواهر ساز گوهر ساز سنبل او سنبله روز تاب گوهر او لعل گر ِ آفتاب ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکاپو کردن تحقیق نمودن بررسی کردن تفحص کردن کنجکاوی نمودن بتکادو افتادم تا اینکه شبی مجلس خیلی دراز کشید. کتاب سرگذشت حاجی بابای اصفهانی جیمیز موریه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخته نوش از دم سیسنبر ی بر دُم این عقربِ نیلوفر ی ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوهر خانه محل نگهداری جواهرات تن به گهر خانهٔ اصلی شتافت دیده چنان شد که خیالش نیافت ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرمانبرداری اطاعت کردن پیروی نمودن چون تک ابلق به تمامی رسید غاشیه دار ی به نظامی رسید ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیرنده باج و خراج تربتش از دیده جنایت ستان غربتش از مکه جبایت ستان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محل نصب نگین بر انگشتر محل نگهداری نگین مه که نگین دان ِ زبرجد شده ست خاتم او مهر محمد شده ست ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی که اسبان یدک کش را می راند دور جنیبت کش ِ فرمان تست سُفتِ فلک غاشیه گردان تست ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توانستن قدرت داشتن چون قدمت بانگ بر ابلق زند جز تو که یارد که اناالحق زند ؟ ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زر گران طلای بسیار سنگین زر هنگفت زر پیلوار از تو مقصود نیست که پیل تو چون پیل محمود نیست ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کشور گشا ولایت ستان شاه گینی پناه فریدون کمر بلکه خاقان کلاه ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

تجربه کردن آزمایش نمودن امتحان کردن به کار آزمایی دلش تیز شد در آن عزم رایش سبک خیز شد ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دانشمند دانش پژوه شه از گفتِ آن مرد دانش بسیچ فرو ماند بر جای خود پیچ پیچ ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم وزنیش هم وزن بودنش هم اندازه بودنش کفی خاک با او چو کردند یار به هم سنگیش راست آمد عیار ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

وزن کردنش توزین نمودنش سنجیدنش فزون آمد از وزن صد پاره کوه ز بر سختنش هر کس آمد ستوه ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هم وزنی هم مقدار بودن به یک وزن و اندازه بودن کفی خاک با او چو کردند یار به هم سنگیش راست آمد عیار ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی نیاز ارضا شده راضی شده جهان گفت یکسر گرفتی تمام نئی سیر مغز از هوسهای خام ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جهان گفت یکسر گرفتی تمام نئی سیر مغز از هوسهای خام ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سایه گاه محل سایه دور از نور فرو ماند خسرو در آن سایگاه چو سایه شده روز بر وی سیاه ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جان بخش زندگی بخش بدانست کان چشمهٔ جان فرای به آب حیات آمدش رهنمای ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوشبوتر پر رایحه تر بران نان کو بویاتر از مشک بود نمک یافته ماهیی خشک بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمک سود کرده نمکین کرده بران نان کو بویاتر از مشک بود نمک یافته ماهیی خشک بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود متقابل درود گفتن به یکدیگر چوبا یکدگر هم درود آمدند بدان آب چشمه فرود آمدند ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شباهت شبیه بودن مانند بودن برابر بودن ندانم که از پاکی پیکرش چو مانندگی سازم از جوهرش ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماه کامل ماه شب چهارده ماه کاسته نشده بدر کامل به شب ماه ناکاسته چون بود چنان بود اگر مه به افزون بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کم نشده کاسته نشده کاستی نگرفته تحلیل نرفته به شب ماه ناکاسته چون بود چنان بود اگر مه به افزون بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آسمان نورد سریع السیر به فرمان او خضر خضرا خرام به آهنگ پیشینه برداشت گام ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوشیاری ذکاوت هوشمندی تیز رایی جریده به هرسو عنان تاز کن به هشیار مغزی نظر باز کن ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوله بار همانند پشته درآمد درآورد نزدیک شاه یکی پشته وار از سمور سیاه ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محتاط با احتیاط جوان خردمند آهسته رای سخن راند از اندیشهٔ رهنمای ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

در اسباب و اثاثیه اش در بار و بنه اش به صندوق زادش نهان کرده بود به نرخ ره آوردش آورده بود ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

مانند سوغاتی مانند ارمغان به صندوق زادش نهان کرده بود به نرخ ره آوردش آورده بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جوان دلاوری جوان جنگجویی نبرده جوانی جوانمرد بود که روشن دلش مهر پرورد بود ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسیری محبوسی دربندی گرفتاری برآشفت گردون چو زنجیری یی به زنگی بدل گشت کشمیری یی ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه حل درست کردن روبراه کردن تدبیر نمودن به چاره گری هر کسی می شتافت به سامان چاره کسی ره نیافت ✏ �نظامی�

پیشنهاد
٠

چاره اندیشی کردن تدبیر نمودن راه حل یافتن حل مشکل نمودن به چاره گری هر کسی می شتافت به سامان چاره کسی ره نیافت ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه حل تدبیر مصلحت به چاره گری هر کسی می شتافت به سامان چاره کسی ره نیافت ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر نحو به هر شکل به هر طریق درون رفت شاید به هر سان که هست به باز آمدن ره که آرد به دست ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انتهای زمین متصل به دریا ( سابقا زمین را مسطح میدانستند که در انتها به دریای بی منتها وصل میشود ) سوی عطف گاه زمین تاختند در آن سایبان رایت افراخت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیابانهای بی آب و علف همه توشهٔ ره ز شیرین و شور روان کرد بر بیسراکان بور ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیابانها سرزمین های بی آب و علف همه توشهٔ ره ز شیرین و شور روان کرد بر بیسراکان بور ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه بلدان افراد بلد راه راهنمایان نشستند پیران ، جوانان شدند ره دور بی راه دانان شدند ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همرهان افراد همراه کسانی که سالار آن کشورند رهی زاده شاه اسکندرند ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراد وفادار گهی خورد می با نواهای رود گهی داد بر نیک عهدان درود ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدون راهنمای راه بدون راه بلد نشستند پیران ، جوانان شدند ره دور بی راه دانان شدند ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راهی حرکت کننده راه افتادن بفرمود تا هیچ بیمار و پیر نگردد دران راه جنبش پذیر ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبیه عیاران مانند عیاران تنی چند بگزید عیار وش کماندار و سختی کش و سخت کش ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه بلد بلد راه چو شه دید کان لشگر بی قیاس دران ره نباشند منزل شناس ✏ �نظامی�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آباد آبادان قابل سکنی قابل سکونت از آن جمع کانجای شد جای گیر شد آن بوم ِ ویران عمارت پذیر ✏ �نظامی�