پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٠٠)

بازدید
٢,٨٨٥
تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

ستاره شناس اخترشناس منجم کسی که از حرکت ستاره ها و اجرام آسمانی به رازهای جهان پی می برد ستاره شمر مرد اخترگرای چنین زد تو را ز اختر نیک رای ✏ �فر ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

خار سپید گر آهو است بر مرد موی سپید تو را ریش و سر گشت چون خنگ بید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

شکار کنند سوی بچگان برد تا بشکرند بدان نالهٔ زار او ننگرند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

خورشید تابان به رزم اندرون شیر پاینده ای به بزم اندرون شید تابنده ای ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

1_خم شد پیچید 2_خلید رد شد عبور کرد سپیده چو از تیره شب بردمید میان شب تیره اندر خمید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

کسی که کمین کرده فردیکه در کمین نشسته طلایه به پیش اندرون چون قباد کمین ور چو گرد تلیمان نژاد ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

محل لشکر جای لشکر ز لشگر گه پهلوان تا دو میل کشیده دو رویه رده ژنده پیل ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مانند خورشید شبیه خورشید درخشنده و تابان به زرین عمود و به زرین کمر زمین کرده خورشیدگون سر به سر ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

همراهی کردن رفاقت نمودن دوستی کردن با همدیگر بودن آن حکیمی گفت دیدم هم تکی در بیابان زاغ را با لک لکی در عجب ماندم بجستم حال شان تا چه قدر مشترک یا ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

دوست رفیق همراه باهم آن حکیمی گفت دیدم هم تکی در بیابان زاغ را با لک لکی در عجب ماندم بجستم حال شان تا چه قدر مشترک یابم نشان چون شدم نزدیک و من ح ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ساخته شده پرداخته شده پاک شده برطرف شده کجا گفته بودش یکی پیشبین که پردختگی گردد از تو زمین فردوسی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

ساخته شده پرداخته آماده کرده تولیدکرده طلسمی که ضحاک سازیده بود سرش بآسمان برفرازیده بود فردوسی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

محافظان رودخانه نگهبانان رودخانه چو آمد به نزدیک اروندرود فرستاد زی رودبانان درود بران رودبان گفت پیروز شاه که کشتی برافگن هم اکنون به راه فردوسی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

برافراخته سربلندکرده به آسمان برده طلسمی که ضحاک سازیده بود سرش بآسمان برفرازیده بود فردوسی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

مانند اژدها شبیه اژدها لقب ضحاک ماردوش برآمد برین روزگار دراز کشید اژدهافش به تنگی فراز فردوسی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

مانند شاه شبیه شاه نگهبان او پای کرده بکش نشسته به بیشه درون شاهفش فردوسی

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

دربان ها نگهبان ها پاسبانها سربازها محافظان از آن روزبانان مردم کشان گرفته دو مرد جوان را کشان از آن روزبانان ناپاک مرد تنی چند روزی بدو باز خورد ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

دستمزدی بهای کاری حق القدمی فرو شد ناگهان پایت به گنجی ز دست افشاندیش بی پای رنجی ✏ �نظامی�

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

دستمزدی حق القدمی بهای کاری گرامیش دارید و نوشه خورید چو پرورده شد تن روان پرورید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

نواختن به کام رساندن برخوردار کردن نوازش نمودن بدان کو به سال از شما کهترست نوازیدن کهتر اندر خورست ✏ �فردوسی�

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

برگشتن برگردانیدن واپس رفتن باز جای شدن فرستاده بشنید گفتار اوی زمین را ببوسید و برگاشت روی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

خم کند خمیده کند خماند شما را هم این روزگار نماند برین گونه بس پایدار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تیز رای تیز هوش باهوش زرنگ زیرک با ذکاوت گزیدند پس موبدی تیزویر سخن گوی و بینادل و یادگیر ✏ �فردوسی�

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

پایی جای پایی ببارید چون ژاله ز ابر سیاه پئی را نبد بر زمین جایگاه ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غر می زد غرغر می کرد غرولند می کرد و پیوتر پترویچ که بار دیگر می لندید همان جا و همان دم به خودش. . . جنایت و مکافات داستایوفسکی ترجمه احمد علیقلی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گند و متعفن آغشته به پلیدی حریصانه هوای گندناک غبارآلود شهر آلوده را فرو برد. جنایت و مکافات داستایوفسکی ترجمه احد علیقلیان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانند کاهلان شبیه تنبل ها . . . . . رفتارش آهسته کم و بیش کاهلانه بود. . . جنایت و مکافات دلستایوفسکی ترحمه احد علیقلیان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرم قرمز با دری قوسی و آستری از تیماج سرخ جنایت و مکافات داستایوفسکی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مانند سرب سنگین اندکی بعد خوابی عمیق و سرب گون 'همچون وزنه ای سنگین بر او غلبه کرد. جنایت و مکافات داستایوفسکی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخته رنجور یکی طاس خون گشته ز سر تا قدم انقاس گون ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گشت جهان از نفسش تنگ تر وز سپر او سپرک رنگ تر ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باد بزن بارگی از شهپر جبریل ساخت بادزن از بال سرافیل ساخت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بخت و اقبال افراد خوشبخت آنکه ترازوی سخن سخته کرد بخت وران را به سخن بخته کرد ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسنجیده وزن نکرده بی حساب چونکه نَسَخته سخن سرسری هست بر گوهریان گوهری ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنچه به کمر آویزند دارایی گشته دلم بحر گهر ریز تو گوهر جانم کمر آویز تو ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهنسال تر پیرتر مسن تر اوست در این ده زده آبادتر تازه تر از چرخ و کهن زادتر ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رد کننده درخواست عدم قبول درخواست شیوه غریب است مشو نامجیب گر بنوازیش نباشد غریب ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسیر دنیا زندانی محبوس جهان من که درین دایرهٔ دهر بند چون گره نقطه شدم شهربند ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به تک برو حرکت کن تا ز عدم گرد فنا برنخاست می تک و می تاز که میدان تراست ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوهپایه دامن کوه موسی از این جام تهی دید دست شیشه به کُهپایه ارنی شکست ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تازه کار آدم ِ نو زخمه درآمد به پیش تا برَد آن گوی به چوگان خویش ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیمار دچار اسهال و استفراغ آدم از آن دانه که شد هیضه دار توبه شدش گل شکر ِ خوشگوار ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خمیده گرد چرخان گردان چرخ مقوس هدف آه تست چنبر دلوَش رسن چاه تست ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی پودر سفید که از نی خیزران و بامبو بدست آورده و در طب سنتی در درمان جوش و آفت دهانی نوزادان بعلت طبع گرم بوجود می آید استفاده میشود کعبه که سجا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

1_ بی دندان بودن 2_صرف نظر کردن چشم بریدن طمع نکردن ز آرزوی داشته دندان گذاشت کز دو جهان هیچ به دندان نداشت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

_دندان مصنوعی نصب کردن 2_صرف نظر کردن چشم بریدن طمع نکردن ز آرزوی داشته دندان گذاشت کز دو جهان هیچ به دندان نداشت ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1_دندان مصنوعی نصب کردن 2_صرف نظر کردن چشم بریدن طمع نکردن ز آرزوی داشته دندان گذاشت کز دو جهان هیچ به دندان نداشت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهای نقره ارزش نقره سیم دیت بود مگر سنگ را ؟ کامد و خست آن دهن تنگ را ؟ ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساینده لعل براق کننده یاقوت کی شدی این سنگ مفرح گزای گر نشدی دُر شکن و لعل سای ✏ نظامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زایل کننده شادی برطرف کننده فرح و شادکامی کی شدی این سنگ مفرح گزای گر نشدی دُر شکن و لعل سای ✏ نظامی