پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٠٠)
روز پیشین روز گذشته دیروز سپه را به آیین پیشینه روز برآراست سالار گیتی فروز ✏ �نظامی�
رزم گاه آوردگاه میدان نبرد به پرخاشگه، جان ستان دیدمت قوی دست و چابک عنان دیدمت ✏ �نظامی�
سخت دلی سنگدلی بیرحمی بی مهری بفرمود کان بندی بی زبان بیاید به رامشگه مرزبان ز توسن دلی گرچه با کس نساخت نوازنده ی خویشتن را شناخت ✏ �نظامی�
مهربانی کردن شفقت نمودن رحمت آوردن نشاندش به آزرم و دادش طعام نوازش گری کرد با او تمام ✏ �نظامی�
پژمرده افسرده بی روح بفرمود کان بندی بی زبان بیاید به رامشگه مرزبان همه تن شکسته ز نیروی شاه فرو پژمریده دران بزمگاه ✏ �نظامی�
اسیر زندانی دربند محبوس بفرمود کان بندی بی زبان بیاید به رامشگه مرزبان به فرمان شاه آن گرفتار بند به رامشگه آمد چو کوه بلند ✏ �نظامی�
پژمرده شده افسرده شده دلشکسته شده بفرمود کان بندی بی زبان بیاید به رامشگه مرزبان همه تن شکسته ز نیروی شاه فرو پژمریده دران بزمگاه ✏ �نظامی�
درخواست کننده خواهنده پژوهشگر درآمد به افسانه های دراز ز هر سرگذشتی پژوهنده باز ✏ �نظامی�
کنایه از شب تاریک چو شب قفل پیروزه برزد به گنج ترازوی کافور شد مشک سنج ✏ �نظامی�
کنایه از شراب نیوشنده شد ناله ی چنگ را به کف برنهاد آب گلرنگ را ✏ �نظامی�
نوازندگان خنیانگران تماشای رامشگران ساز کرد در خرمی بر جهان باز کرد ✏ �نظامی�
شکارچی شکارافکن بغلتید آن شیر نخجیر سوز چو آهو بره زیر چنگال یوز ✏ �نظامی�
به هیبت دریا به وقار و بزرگی دریا به ابهت دریا درآمد بدان دیو دریا شکوه چو ابری سیه کاو درآید به کوه ✏ نظامی بر آن پهن صحرای دریا شکوه حصاری زد از ...
سواره شد عنان پیچید حرکت کرد کمندی و تیغی گرانمایه خواست عنان کرد سوی بداندیش راست ✏ �نظامی�
نمیشود امکان ندارد ممکن نیست گرش می نشاید به شمشیر کشت که دارد پی سخت و چرم درشت ✏ �نظامی�
زخم زدن زخمی کردن خستن نباید بر او زخم راندن به تیغ کز آهن نگردد پراکنده میغ ✏ �نظامی�
نرمخو شدن ترحم کردن سرش خواست کندن که نرم آمدش چو رویی چنان دید شرم آمدش ✏ �نظامی�
محل کتف محل شانه زدش بر کتفگاه و بردش ز جای چنان کان ستمگر درامد ز پای ✏ �نظامی�
محل عیش و عشرت رامش گاه بزمگاه بفرمود کان بندی بی زبان بیاید به رامشگه مرزبان به فرمان شاه آن گرفتار بند به رامشگه آمد چو کوه بلند ✏ �نظامی�
گوارا خوشگوار ز پیروزی بخت می کرد یاد نبید گوارنده می خورد شاد ✏ نظامی گوارنده آبی کزین تیره خاک بدو شاید اندوه را شست پاک ✏ �نظامی�
بدبیاری بدشانسی تیره بختی بد آسمانی چو آید فراز سر نازنینان بپیچد ز ناز ✏ �نظامی�
بدبختی بیچارگی نکبت سیه روزگاری مرا نیز دریافت ادبار بخت وگرنه چرا جستم این کار سخت ✏ �نظامی�
مردم کش عفریت سپه را برآراست خاور خدیو در اندیشه زان مردم آهنج دیو ✏ �نظامی�
کم مایه اندک مایه بود هر یکی را قدر مایهٔ میش کزان میش برسازد اسباب خویش ✏ نظامی قدر مایه مردم که ماندند باز نخواندند یک حرف ازان لوح راز ✏ �نظام ...
استوار سرسخت متین چنان زورمندند و افشرده گام که یک تن بود لشگری را تمام ✏ �نظامی�
پوست زمخت و سخت پوست چغر ز سختی که بد خلقت خام او سفن بسته کیمخت اندام او ✏ �نظامی�
لحاف فرش گستردنی روانداز لحیفی برافکنده بر پشت بور درآمد به زین آن تن پیل زور ✏ نظامی پذیره شده شورش جنگ را لحیفی برافکنده شبرنگ را ✏ نظامی
هندی اهل هند منسوب به هند چو ماسورهٔ هندباری به رنگ میان آکنیده به تیر خدنگ ✏ �نظامی�
پارچه سیاه لباس تیره کنایه از شب سیاه چو شب در سر آورد کحلی پرند سر مه در آمد به مشگین کمند ✏ �نظامی�
سلاح بازی جنگاوری بکاربردن سلاح به گرد دوالی درآمد دلیر دوالک همی باخت با جنگ شیر ✏ �نظامی�
خزیدن پوئیدن سفته کردن کاویدن پخش شدن چو افتاد دشمن در آن پای لغز به سم سمندش بسنبید مغز ✏ �نظامی�
اسب اصیل اسب زرد و بور جرم نامی از کوه ِ یکران چو کوه درآمد کزو عالم آمد ستوه ✏ �نظامی�
جنگجویی مبارزه طلبی رزمجویی ز شیران سبق برده شروه به نام به هنگام جنگ آزمایی تمام ✏ �نظامی�
افتخار کردن سرافرازی نمودن چو فرق سر خصم در خون کشید ازان سرکشی سر به گردون کشید ✏ �نظامی�
تند و تیز قوی بنیه پهلوان مبارز ز گردان ارمن یکی تند سیر به کشتن قوی دل به مردی دلیر ✏ �نظامی�
بی اقبال بدشانس بی عاقبت بدبخت چو دانست الانی که در راه او فرو ماند بی بخت بدخواه او ✏ �نظامی�
1 - عریان عور برهنه 2_اندکی بخشی قسمتی مقداری 3_بیحال سست شل و ول 4_سلاح بزرگ گرز بزرگ حربه جنگی درآمد برآورده لَختی به دوش که از دیدنش مغز را رفت ه ...
کوبیدن سر کوبیدن مغز متلاشی کردن سر و مغز دگر خواست با او همان رفت نیز بجز مغز کوبی ندانست چیز ✏ �نظامی�
برکشیدن ز رومی یکی پیل کوپال گیر برآهخته شمشیر و بر بسته تیر ✏ �نظامی�
برآهیختن برکشیدن ز رومی یکی پیل کوپال گیر برآهخته شمشیر و بر بسته تیر ✏ �نظامی�
مایل بودن متمایل شدن بسوی کسی یا چیزی رفتن گراینده شد هر دو لشگر به خون علم بر کشیدند چون بیستون ✏ �نظامی�
زره جوشن حریر تنش در قژاکند زرد کلاهی ز پولاد چون لاجورد ✏ �نظامی�
نماز ظهر ز پیشین گهان تا نمازی دگر به میدان نشد رزمسازی دگر ✏ �نظامی�
زره پوشیده جوشن پوشیده ز قلب ملک پیش آن تند مار برون رفت جوشنوری نیزه وار ✏ �نظامی�
ناقوس ها زنگها شیپورها دراهای روسی درآمد به جوش چو هندوی بیمار برزد خروش ✏ �نظامی�
کنایه از شراب سیمگون جیوه گداخته بیا ساقی آن زیبق تافته به شنگرف کاری عمل یافته ✏ �نظامی�
دشمنان خصمان بر اعدای دولت شبیخون کنیم به نوک سنان خاره را خون کنیم ✏ �نظامی�
افراد ناتوان افراد کم بنیه کم توان کاهل تنبل بدان سست پایان پیچیده دست سکندر چه لشگر تواند شکست ✏ �نظامی�
درگاه بارگاه آستانه در درو درگه از گوهر و گنج پر به جای سنان و زره لعل و در ✏ �نظامی�
یکباره یکدفعه یکسره بی درنگ ناگاه چو ما حمله سازیم یکره ز جای به یک حملهٔ ما ندارند پای ✏ �نظامی�