پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٠٠)
خشمگین خشمناک عصبانی غضب به خر سنگ غضبان خرابش کنند به سیلاب خون غرق آبش کنند ✏ �نظامی�
1_مفصل 2_دربند بندرگاه همان چاره دید آن خردمند شاه که بردارد آن بند از بندگاه ✏ �نظامی�
پادشاه فاتح سلطان ظفرمند حاکم پیروز اگر خواندشان داور دور گیر به رفتن نگشتند فرمان پذیر ✏ �نظامی�
کوره راهها تنگ راهها گذرگاهها به دهلیزهٔ رهگذر های سخت ز شروان چو شیران همی برد رخت ✏ �نظامی�
زاهد گوشه نشین عابدی تنها کجا زاهدی خلوتی یافتی به خلوت گه ش زود بشتافتی ✏ �نظامی�
پادشاهان حاکمان فرمانروایان سلاطین ز کشور خدایان و شه زادگان نظر بیش کردی به افتادگان ✏ �نظامی�
عبا قبا به دراعهٔ در گریزد تنش که آن درع باشد نه پیراهن ش ✏ نظامی نخست از جواهر درآمد به کار ز دراعه و درع گوهر نگار ✏ �نظامی�
درو کردن محصول را چیدن محصول را برداشت کردن مغی ارغوان کشته بر جای جو بنفشه دروده به وقت درو ✏ �نظامی�
بجای جایگزین معوض مغی ارغوان کشته بر جای جو بنفشه دروده به وقت درو ✏ �نظامی�
چراغ و شمع روشنی پیشاپیش فرد حرکت دادن ره از شب چو روز بد اندیش بود وشاقی و شمعی روان پیش بود ✏ �نظامی�
غلامی خدمتکاری ره از شب چو روز بد اندیش بود وشاقی و شمعی روان پیش بود ✏ �نظامی�
گوشه نشینان کنایه از: افراد زاهد افراد سالک غارنشین که از گوشه داران در این گوشه کیست ؟ که بر ماتم ِ آرزو ها گریست ✏ �نظامی�
فاتحان بازکنندگان دروازه شهر ولایت گشایان گردن فراز نشستند و بردند شه را نماز ✏ �نظامی�
نوبتگاه محل اتراق محل اردو بارگاه درگاه به نوبت گه شاه نشتافتند سر از خدمت بارگه تافتند ✏ �نظامی�
کنایه از می گلگون شراب به من ده که این هر دو گم کرده ام قناعت به خوناب خم کرده ام ✏ �نظامی�
دستمزد حق زحمت حق القدم پیشکش بیایند و آن گنجدان بشکنند وزان گنج پا رنج خود برکنند مگر داد دولت مرا پای رنج که پایم فرو رفت ازینسان به گنج ✏ نظا ...
نیایش گاه طاعت گاه محل عبادت عبادت گاه نمازخانه یکی دیگ سنگین برافراختند به جمهور طاعت گهش ساختند ✏ نظامی به طاعتگه آمد نیایش نمود زبان را به شکر ...
راه دیگر طریق دیگر مسبر دیگر ز هنجار دیگر درآمد به روم فرو ماند گنج اندر آن مرز و بوم ✏ �نظامی�
گرسنه تهیدست بی چیز دگر آنکه ناسیری آید به جنگ دو دستی زند تیغ بر بوی رنگ ✏ �نظامی�
کره گلی کره زمین چو در خاطر آمد جهانجوی را که در چنبر آرد گلین گوی را ✏ �نظامی�
دریای خزر دریاچه خزر دریای کاسپین دریای قزوین تماشای دریای خزران کنم ز جرعه بر او گوهر افشان کنم ✏ �نظامی�
گراینده به جواهر گوهر خیز ازان کان چو گوهر گرای آمدند چو گنجی روان باز جای آمدند ✏ �نظامی�
خلعت شاهی لباس هدیه شاه بپوشید نوشابه تشریف شاه چو تشریف خورشید رخشنده ماه ✏ �نظامی�
زنگوله طلایی جرس از جنس زر عماری و اشتر به هرای زر عماری کشان جمله زرین کمر ✏ �نظامی�
حمل کننده های کجاوه حاملان هودج حمالان تخت روان عماری و اشتر به هرای زر عماری کشان جمله زرین کمر ✏ �نظامی�
نوعی شیرینی شکر بوزه با نوک دندان دراز شکر خواره را کرده دندان دراز ✏ �نظامی�
نوعی شیرینی شکر بوزه با نوک دندان دراز شکر خواره را کرده دندان دراز ✏ �نظامی�
ستار نواز ستا زن برآورده بانگ سرود سرودی نوآیین تر از صد درود ✏ �نظامی�
ساحری جادوگری تردستی ز هندوستان آمده جوزنی به هر جو که زد سوخته خرمنی ✏ نظامی ز سودای او شب چو هندو زنی شده جو زنان گرد هر برزنی ✏ �نظامی�
زغال سیاه ذغال سیاه به مشکین زکال آتش لاله رنگ درافتاده چون عکس گوهر به سنگ ✏ �نظامی�
کوزه شراب ابریق می شده بلبله بلبل انجمن چو کبک دری قهقهه در دهن ✏ �نظامی�
دوزندگان پوستین پوستین دوزان دمه دَم فروگیر چون چشم گرگ شده کار گرگینه دوزان بزرگ ✏ �نظامی�
پوستین دوز دوزنده بالاپوش دمه دَم فروگیر چون چشم گرگ شده کار گرگینه دوزان بزرگ ✏ �نظامی�
کنایه از برآمدن خورشید چو شنگرف سودند بر لاجورد سمور سیه زاد روباه زرد ✏ �نظامی�
نان نرم مانند حریر حریری رقاق دو پرویزنی چو مهتاب تابنده از روشنی ✏ �نظامی�
نگهبان ها پاسبانها ز بس نوبتی های زرین نگار نمی برد ره بر در شهریار ✏ �نظامی�
شیرین رفتار و شیرین گفتار پری چهره نوشابهٔ�نوش بَهر به فال همایون برون شد ز شهر ✏ �نظامی�
حقیرانه مانند فرومایگان چو ناخوردنی آمد این سفله سنگ درو سفلگانه چه آریم چنگ ؟ ✏ �نظامی�
کنایه از: بیهوده مگوی ساز ناکوک مزن راه کج مپیمای سخن آشفته مگوی به نوشابه شه گفت کای ساده دل نوا کج مزن تا نمانی خجل ✏ �نظامی�
مربای مرغوب مصوص سرایی و ریچار نغز ز بادام و پسته برآورده مغز ✏ �نظامی�
کوهان گاو لاشه گاو ز بس کوههٔ گاو و ماهی چو کوه شده در زمین گاو و ماهی ستوه ✏ نظامی
شیرینی هایی رشته ای مانند موی مجعد اباهای نوشین عنبر سرشت خبر داده از خوردهای بهشت ✏ نظامی اباهای الوان ز صد گونه بیش به خوان های زرین نهادند پیش ...
شیرینی هایی رشته ای مانند جعد موی خوشبوی و عنبرآگین اباهای نوشین عنبر سرشت خبر داده از خوردهای بهشت ✏ نظامی اباهای الوان ز صد گونه بیش به خوان های ...
حیوان حلال گوشت اخته شده حیوان اخته پروار شده نهادند نزلی ز غایت برون ز هر بخته ای پخته از چند گون ✏ �نظامی�
صبوری بردباری صبر نمودن شکیبندگی دید درمان خویش به تسلیم دولت سرافکند پیش ✏ �نظامی�
تند خویی خشم عصبانیت چو لختی منش را بمالید گوش نشاند آتش طیرگی را ز جوش ✏ �نظامی�
چرا شاد هستی چرا خرمی بپرسیدش از مهربانان یکی که خرم چرایی و عمر اندکی ؟ ✏ �نظامی�
سنگین ترازوی همّت روان می کنم سبک سنگن خسروان می کنم ✏ �نظامی�
کهن سالی پیری انسان سالمندی ز هر سال خوردی و هر تازه ای بگیرم به قدر وی اندازه ای ✏ �نظامی�
شاهان فاتح شاهان غالب سلاطین فتح کننده کشورها بدان تا ز شاهان اقلیم گیر کند صورت هر کسی بر حریر ✏ �نظامی�