فراوان شکیب
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
فراوان شکیب ؛ پرحوصله. صبور. شکیبا. سخت بردبار :
فراوان شکیب است و اندک سخن.
نظامی.
فراوان شکیب است و اندک سخن.
نظامی.
صبور
بردبار
صبرکننده
فراوان شکیب است و اندک سخن
گه راستی راست چون سرو بن
✏ �نظامی�
بردبار
صبرکننده
فراوان شکیب است و اندک سخن
گه راستی راست چون سرو بن
✏ �نظامی�