پیشنهادهای حامد (١١٣)
پویایی سیاسی
بیدار، برانگیخته
مرشد، مربی، هادی
تعهد
پناهجویی
بسیار نزدیک به بین الملل ( International )
ترابری هوایی
هدف آماده و دست یافتنی
تغییر برنامه
میانجی گری
از خود بیخود شدن
عقل از کف دادن، مسحور شدن
آزادی عمل
رهبری نظامی
مدیریت نظامی
سریع، در لحظه، فوری
کمتر اختصاص دادن منابع
زمامداری، حکمرانی، کشورداری
کلان
محقق شدن، تحقق یافتن
عدم قطعیت
فرسایش
جنگ تمام عیار
چارچوب، قالب
تمایز داشتن، تفاوت داشتن، قابل تشخیص بودن
سازمان رزم
واگذاری ماموریت
اقدام متقابل ضد عکس العمل دشمن
اتخاذ شده
چکیده
تکرارپذیری
توانایی قضاوت
سازمان رزم ( نظامی )
محتمل، منطقی، قابل حدس و منطقی
طرح اضطرای و جایگزین ( در طرح ریزی های نظامی )
خط اقدام ( طرح ریزی عملیات های نظامی )
جامع
( با اجبار و زور ) پذیرفتن، قبول کردن، کنار آمدن
با چند بار تکرار ، مکرر
نشأت گرفتن
هدف یاب، کسی که اهداف را مشخص می نماید
ارکان ستادی فرمانده
رشته، گرایش رسته در امور نظامی
قصد و منظور
آنلاین، در لحظه
قاطع، قطعی
intelligence, surveillance, and reconnaissance ( ISR ) اطلاعات، مراقبت و شناسایی
حیطه اختیار
انتصاب، گزینش
تجهیزات و سامانه های نیروی هوایی
کنترل و دخالت بیش از حد در امور
اقدام هوایی
ظرفیت، قابلیت
نمی توان نادیده گرفت
فرمانده جزء عملیاتی ( امور نظامی )
هوانوردی غیر نظامی، حمل و نقل هوایی
قدرت الکتریکی
سیستم های اطلاعاتی
صنایع مادر
نا محسوس
سیستم تصفیه آب
سازگاری و تناسب
تن دادن به کاری ( از روی اجبار )
کشورهای در حال توسعه
آرایش یگانها ( نظامی )
دهن حریف مقابل را سرویس کردن
چیستی، چرایی.
زمان استراحت تجهیزات نظامی
فضای عدم قطعیت در جنگ ها
یک مجموعه را به واحدهای کوچکتر خرد کردن
بروبچ پروازی
تعمداً
در امور هوانوردی علی الخصوص نظامی، معنی هواپیما و وسایل پرنده نیز می دهد.
تغیر در شرایط جغرافیایی
دو طرفه
مشخص کردن
زودگذر، چیزی که با گذر زمان تغییر می کند
استحکام یافته، مستحکم شده
معتبر، قابل استناد
مشهود، بارز
همراه با. . .
دامنه، گستره
تارومار کردن
سایش
بالتبع
تحقق بخشیدن تحقق یافتن
مبتنی بر بحران
واقع گرایانه
به هم پیوستگی
دنبال کردن
عادی سازی
اعمال نفوذ و قدرت
تحت تعقیب
پیش پا افتاده
ساختار
هدف غایی
رهنمود
نادیده گرفتن
نیروهای عملیاتی
شروع به کار
نقطه حیاتی
سرکوب
سرکوب دفاع هوایی دشمن
ژرف اندیشی
تقویت کننده نیرو تقویت کننده قوا
فتح کردن
دیوار به دیوار
گره خوردن
به طور مقتضی
قضیه
نیروی پسا ( علوم هوانوردی )
رهگیری
خوش تیپ