پیشنهادهای MOG (١,١٦٨)
بهبود دادن، اصلاح کردن، کامل تر کردن چیزی
شکر تصفیه شده
با عواقب خود شخص
بهای تمام شده
تقسیم هزینه ها به بخش ها، محصولات یا پروژه ها به صورت منظم و منصفانه
به هر قیمتی که شده
پیروزی به هر قیمت
سلول های خورشیدی پروسکایت
( Collocation ) در همکاری با
دو مهاره ( اصطلاح اسب سواری ) ، دارای دو نقش یا دو وظیفه مانند ازدواج کرده و شاغل بودن
استعدادهای بشری
جراحت خطرناک یا مرگ بار
انرژی حیاتی، نیروی حیات
با یک نگاه، در یک نظر، در نگاه اول
خیلی سریع
نمایش تاریخی ( که در آن هنرپیشگان جامه های دوره ی مربوطه را می پوشند )
لباس شنا، مایو ( به ویژه در انگلیسی بریتانیایی )
چشم پوشی کردن از تخلف
( در پزشکی ) لوچ، انحراف چشم
نور شدید خورشید
در حد امکان، ممکن بودن، شدنی بودن
to propose marriage to someone, asking them to become one’s spouse. پیشنهاد ازدواج دادن، خواستگاری کردن
خودبه خود فراهم شدن یا آشکار شدن چیزی
نماز خواندن، دعا کردن، به جا آوردن عبادت
( Collocation ) سفیر با مأموریت خاص که در یک کشور خاص مقیم نیست و مسائل بین المللی ویژه ای را پیگیری می کند.
( Collocation ) in the usual or normal way, as is customary به طور معمول، معمولاً، به شکل عادی
طبق روال عادی امور، در جریان طبیعی و معمول اتفاقات
سرعت عادی
یک روز معمولی
جراح دهان و فک و صورت ( متخصص جراحی در ناحیه دهان، دندان و فک )
داروهای خوراکی، داروهایی که از راه دهان مصرف می شوند
لذت یا برانگیختگی جنسی مرتبط با دهان و فعالیت های مربوط به آن
صداهای گفتاری دهانی ( صداهایی که با خروج هوا از دهان تولید می شوند، نه بینی )
داستان هایی که دهان به دهان گشته است.
( Collocation ) طبق سفارش، برای سفارش دادن، مطابق دستور
( Collocation ) مرتب کردن، نظم دادن، سر و سامان دادن ( به اشیاء یا امور )
( Collocation ) ordered but not yet received or delivered سفارش داده شده ( ولی هنوز نرسیده )
( Collocation ) به سرعت، در مدت کوتاه، بی درنگ
( Collocation ) آغاز رسمی جلسه
یک ریز دستور دادن، امر و نهی کردن
اعداد مرتب
طبقه ی کاهنان
ترتیب معمول
Fruit farm
رنگدانه های آلی
تکامل زیستی، تحول تدریجی موجودات زنده در طول زمان
یتیم خانه
پیرایه های شعری
ناامید از کسی یا چیزی ( معمولاً شخص )
( نظامی ) کمیسیون تحقیق