ترجمه‌های مصطفی امیرجانی (١٥٥)

بازدید
٩٦٤
تاریخ
٤ هفته پیش
متن
The old man disjointed his knee when he fell.
دیدگاه
٠

پیرمرد وقتی افتاد، زانویش جابجا شد. اگر چه در این موارد لغت dislocated بیشتر مورد استفاده پزشکان قرار می گیرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Glass motioned to him to wind down the window.
دیدگاه
٠

گلاس به او تذکر دادن یا تاکید کرد که پنجره خودرو را پائین بیاورد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The sun was relentless.
دیدگاه
٠

خورشید بی رحمانه و بی وقفه می تابید

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
A relentless campaigner, he was a thorn in the government's side for a number of years.
دیدگاه
٠

همچون مبارزی مصمم، چندین سال خار در چشم دولت بود

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
After another mile, Chapel-le-Dale is reached, an oasis of greenery in a bleak landscape.
دیدگاه
٠

پس از پیمودن یک مایل دیگر به چاپل - له - دیل ( دهکده ای در پارم ملی یورک شایر انگلیس ) پدیدار می شود: چونان واحه ای سبز در دل سرزمینی سرد و خاموش

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The film is set in a night club and intercut with images of gangland London.
دیدگاه
٠

داستان فیلم در یک باشگاه شبانه رخ می دهد ( یا می گذرد ) و با تصاویری از تبهکاران لندن میان برش می شود ( منظور رفت و برگشت می شود )

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The management tried unsuccessfully to graft new working methods onto the existing ways of doing things.
دیدگاه
٠

مدریت تلاش ناموفقبتی برای تلفیق روش های جدید کار ی با روش های جاری انجام کار داشت.

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Hard graft is the only way to succeed in business.
دیدگاه
٠

سخت کوشی تنها راه موفقیت در تجارت است

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Like some small vertebrate that lived outside.
دیدگاه
٠

مثل بعضی از مهره داران کوچک که بیرون از آب ( منظور در خشکی است ) زندگی می کردند

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Please don't shout - there's no need to vent your frustration/anger/rage/spleen on me.
دیدگاه
٠

طفا داد نزن - نیازی نیست ناامیدی/خشم/غضب/بدخلقی خودت راسر من خالی کنی

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
He vented his spleen on the assembled crowd.
دیدگاه
٠

او خشمش را سر مردم جمع شده خالی کرد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Upholstery became a separate trade, and seating began to put on weight in consequence.
دیدگاه
٠

( وقتی از حالت صندلی فقط چوبی نجاران ) رویه کوبی مبلمان تجارتی جداگانه شد و در نتیجه صندلی ها ( با اضافه شدن پارچه، فنر، پرکننده ها و سایر تزئینات ) ...

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
They have moved deep into the back country.
دیدگاه
٠

آنها به اعماق بکر و دست نخورده کشور رفته اند

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Many of the houses were condemned as unfit.
دیدگاه
٠

بسیاری از خانه ها با عنوان نامناسب مصادره شدند

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Hirsutism is frequently a result of PCOS.
دیدگاه
٠

\پرموئی زنان اغلب ناشی از pcos ( سندرم پلی کیستیک تخمدان ) است

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Concurrent job network project installment and test.
دیدگاه
٠

کارهمزمان نصب و آزمایش پروژه شبکه

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Both offer installment plans for more expensive purchases, accept most major credit cards, and offer their own credit card.
دیدگاه
٠

هر دو طرح های اقساطی را برای خریدهای گران تر ارائه می دهند، اکثر کارت های اعتباری اصلی را می پذیرند و کارت اعتباری خودشان را پیشنهاد می دهند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The play ended ironically.
دیدگاه
٠

, والا به نظرم این همون زمان بازی های تیم ملی است که می گیم " مردیم تا تمام شد". در حالت قید منظور مسخره کردن مد نظر است. لذا میشه "بازی به شکل افتضا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Speculation of a spinoff has lifted shares in recent months to a record high of 619 on Jan.
دیدگاه
٠

گمانه زنی چند ماه اخیر در مورد جداسازی، سهامها را در ماه ژانویه به رکورد بالای 619 رسانده است

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Union Carbide is to spin off its industrial gases business to form a free standing company.
دیدگاه
٠

یونیون کاربید قرار است تجارت گازهای صنعتی خود را با تشکیل یک شرکت مستقل جدا نماید.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The company is trying to spin off part of its business.
دیدگاه
٠

این شرکت در تلاش است تا بخشی از فعالیت تجارت خود را به صورت مستقل درآورد.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The driver chocked up the back wheels so that the car could not run down the slope.
دیدگاه
٠

راننده مانع حرکت چرخ های عقب شد ( مثلا با گذاشته الوار یا سنگ ) تا خودرو به دره سقوط نکند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
A premium of 2 per cent is paid on long-term investments.
دیدگاه
٠

برای سرمایه گذاری های بلند مدت دو درصد بیشتر پرداخت می شود

تاریخ
١ سال پیش
متن
Calls are charged at the premium rate of 60p per minute.
دیدگاه
٠

تماس ها با نرخ اضافه تر 60 سنت در دقیقه محاسبه می شوند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He doesn't fit the traditional mould of a university professor.
دیدگاه
٠

اوبا قالب سنتی یک استاد دانشگاه جور در نمی آید.

تاریخ
١ سال پیش
متن
They poured the hot metal into the mould.
دیدگاه
٠

آنها فلز داغ را در قالب ریختند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Spoon the mixture carefully into the mould.
دیدگاه
٠

با احتیاط مخلوط را باقاشق داخل قالب بریزید

تاریخ
١ سال پیش
متن
Binns was a dab hand at cricket and played for his county in his youth.
دیدگاه
٠

بینز در کریکت مهارت داشت و در جوانی برای منطقه خودش بازی می کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
She's a dab hand with a paintbrush.
دیدگاه
٠

او استاد کار با برس رنگ است

تاریخ
١ سال پیش
متن
This is expressed as concentration of tyrosine, and it occurs by dilution of the gastric juices by the food.
دیدگاه
٠

این با غلظت تیروزین بیان می شود و با رقیق شدن شیره معده توسط غذا اتفاق می افتد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Josie is the spitting image of her granny at the same age.
دیدگاه
٠

قیافه جوزی در این سن کپی مادر بزرگشه

تاریخ
١ سال پیش
متن
She felt an instant rapport between them.
دیدگاه
٠

او برقراری یک صمیمیت و دوستی آنی بین خودشان را احساس کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
He has a wonderful rapport with his children.
دیدگاه
٠

او رابطه فوق العاده ای صمیمانه ای با فرزندانش دارد

تاریخ
١ سال پیش
متن
Art and history fuse in inextricable magic.
دیدگاه
٠

هنر و تاریخ با تردستی غیرقابل تفکیکی در هم آمیخته اند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Life is a shuttle.
دیدگاه
٠

زندگی یک ( به دنیا ) آمدن و رفتن ( از دنیا ) است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He took the Washington - New York shuttle.
دیدگاه
٠

او ( بلیط ) رفت و برگشت واشنگتن - نیویورک را گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
دیدگاه
٠

آرزو می کنم ( یا آرزو دارم یا دلم می خواد ) بتوانید از فرهنگ لغت برخط ما بهره مند ماشوید و روز به روز پیشرفت کنید!

تاریخ
١ سال پیش
متن
Basically he was already an immortal-a seminal influence and an inspiration to many other musicians.
دیدگاه
٠

قبل از هر چیزی، او خودش از قبل چهره ای ماندگار بود - تأثیرگذار اساسی و الهام بخش بسیاری از دیگر موسیقی دانان ها

تاریخ
١ سال پیش
متن
Can you deduce other structure formations based on the peptide bond structure?
دیدگاه
٠

آیا می توانید تشکیل ساختار دیگر ی را براساس ساختار پیوند پپتیدی نتیجه بگیرید؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
duty-free
دیدگاه
٠

معاف از عوارض گمرکی

تاریخ
١ سال پیش
متن
He played a seminal role in the formation of the association.
دیدگاه
٠

او نقش اساسی را در شکل گیری انجمن ایفا کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
His book on social policy proved to be seminal.
دیدگاه
٠

بنیادی بودن کتاب او در مورد سیاست اجتماعی به اثبات رسید.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Even if every adenosine receptor in your brain were blocked by caffeine, you could still function.
دیدگاه
٠

حتی اگر هر گیرنده آدنوزین در مغز شما توسط کافئین مسدود شده بود، شما همچنان می توانستید کار کنید

تاریخ
١ سال پیش
متن
Coronary angiography revealed total occlusion of a stent in the circumflex artery, where another was deployed—his 67th stent.
دیدگاه
١

آنژیوگرافی کرونری انسداد کامل یک استنت را در شریان سیرکومفلکس نشان داد، جایی که ( لازم شد ) یکی دیگر ، 67 مین اسنت، نصب بگردد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
After rectal stent was slenderized in ice water, it was inserted into the strictured rectum by hand or sigmoidoscope.
دیدگاه
٠

پس از اینکه استنت معقدی در آب یخ منقبض و کوپک شد، با دست یا سیگموئیدوسکوپ در معقد تنگ شده قرار داده شد

تاریخ
١ سال پیش
متن
As expected, graft atherosclerosis becomes problematical in long term survivors of cardiac transplantation.
دیدگاه
٠

همانطور که انتظار می رود، در دراز مدت آترواسکلروز پیوندی در نجات یافتگان ( درمان شدگان ) پیوند قلب مشکل ساز می شود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The rectum, sigmoid colon, and terminal ileum seem to be particularly at risk from pelvic radiotherapy.
دیدگاه
٠

به نظر می رسد به خصوص معقد، بخش انتهائی اتصال روده بزرگ به معقد ( کولون سیگموئید ) و ایلئوم انتهایی به ویژه در معرض خطر پرتودرمانی لگن قرار دارند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
In particular, the terminal ileum seems to have an important role in the regulation of small intestinal transit.
دیدگاه
٠

به خصوص به نظر می آید یلئوم انتهایی نقش مهمی در تنظیم حالت انتقالی روده کوچک دارد