installment

/ˌɪnˈstɒlmənt//ˌɪnˈstɒlmənt/

معنی: بخش، قسط
معانی دیگر: (در پرداخت بدهی و غیره) قسط، بخشه، کوشنه، (نمایش تلویزیونی و رادیویی - داستان مجله و غیره) بخش، سری، نصب، کارگذاری، سوار کردن (ماشین آلات و غیره)، instalment قسط
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: one of the successive parts in which something is paid, written, or supplied at regular intervals.
مشابه: deposit, episode, issue

- He paid his debts in monthly installments.
[ترجمه امید] اون اقساط ماهیانه اش رو پرداخت.
|
[ترجمه eli.zk] او بدهی اش را در قسط های ماهانه پرداخت کردی
|
[ترجمه گوگل] او بدهی های خود را به صورت ماهانه پرداخت کرد
[ترجمه ترگمان] او قرض های خود را در اقساط ماهیانه پرداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The next installment of her story will appear in tomorrow's paper.
[ترجمه گوگل] قسمت بعدی داستان او در روزنامه فردا منتشر خواهد شد
[ترجمه ترگمان] قسمت بعدی داستان او در مقاله فردا ظاهر خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. an installment show
نمایش سریالی

2. by installment
به طور قسطی

3. a loan installment
قسط وام

4. the next installment is due on the first of the month
سررسید قسط بعدی اول ماه است.

5. the next installment of the story will be published next week
بخش دیگر داستان هفته ی آینده منتشر خواهد شد.

6. pay in installment
قسطی پرداخت کردن

7. i will pay part of the money for it in cash and the rest by installment
مقداری از پول آن را نقد و بقیه را قسطی می دهم.

8. Offering only one loan, usually an installment loan, is part of the plan.
[ترجمه گوگل]ارائه تنها یک وام، معمولاً وام اقساطی، بخشی از طرح است
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد یک وام که معمولا وام قسط است بخشی از برنامه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I shall soon pay the last installment of my debt.
[ترجمه گوگل]به زودی آخرین قسط بدهی ام را خواهم پرداخت
[ترجمه ترگمان]به زودی آخرین installment را می پردازم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Both offer installment plans for more expensive purchases, accept most major credit cards, and offer their own credit card.
[ترجمه گوگل]هر دو طرح های اقساطی را برای خریدهای گران تر ارائه می دهند، اکثر کارت های اعتباری اصلی را می پذیرند و کارت اعتباری خود را ارائه می دهند
[ترجمه ترگمان]هر دوی این پیشنهادها برنامه هایی برای خرید ارزان تر ارائه می دهند، اغلب کارت های اعتباری اصلی را می پذیرند، و کارت اعتباری خود را ارائه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Under the installment plan, 20 % of the contract value is to be paid with orders.
[ترجمه گوگل]طبق طرح اقساطی، 20 درصد ارزش قرارداد با سفارش پرداخت می شود
[ترجمه ترگمان]تحت طرح قسط، ۲۰ % ارزش قرارداد باید با سفارشات پرداخت شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Concurrent job network project installment and test.
[ترجمه گوگل]تقسیط و تست پروژه شبکه کار همزمان
[ترجمه ترگمان]تولید و آزمون پروژه شبکه کاری همزمان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Purvey the renting and installment of the AV, Lighting, and Hi-Fi equipments.
[ترجمه گوگل]اجاره و نصب تجهیزات AV، روشنایی و Hi-Fi را تهیه کنید
[ترجمه ترگمان]استفاده از اجاره و قسط AV، نورپردازی، و تجهیزات سلام به Fi را تایید کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. There are many revenue transactions such as installment sales and long-term construction contracts that pose revenue recognition problems.
[ترجمه گوگل]معاملات درآمدی زیادی مانند فروش اقساطی و قراردادهای بلند مدت ساخت و ساز وجود دارد که شناسایی درآمد را با مشکل مواجه می کند
[ترجمه ترگمان]تراکنش های مالی بسیاری از جمله فروش قسط و قراردادهای ساخت وساز بلند مدت وجود دارد که مشکلات تشخیص درآمد را ایجاد می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The JUMP-OFF is the second installment at one of Taipei's newest and hottest lounges, LALUZ. Stylish decor and fashionable cocktails set the mood for a chic evening with three of Taipei's finest DJ's.
[ترجمه گوگل]JUMP-OFF دومین قسمت در یکی از جدیدترین و داغ ترین سالن های تایپه، LALUZ است دکور شیک و کوکتل های مد روز، حال و هوای یک شب شیک را با سه تا از بهترین دی جی های تایپه ایجاد می کند
[ترجمه ترگمان]The - OFF دومین بخش از جدیدترین lounges تایپه، LALUZ است دکوراسیون شیک و کوکتل مد روز را برای یک شب شیک با سه تا از بهترین DJ Taipei تنظیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Bank of China offers installment payment service for car buyers.
[ترجمه گوگل]بانک چین خدمات پرداخت اقساطی را برای خریداران خودرو ارائه می دهد
[ترجمه ترگمان]بانک چین پیشنهاد پرداخت قسط برای خریداران خودرو را ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بخش (اسم)
section, party, region, leg, part, share, portion, sect, lot, division, fate, distribution, precinct, segment, canton, branch, member, zone, district, subregion, department, item, piece, heritage, quarter, borough, parish, sector, parcel, commune, county, riding, moiety, installment, squadron, wing of building

قسط (اسم)
payment, installment, instalment

تخصصی

[حسابداری] قسط
[حقوق] قسط، پرداخت به اقساط

به انگلیسی

• one of several separate payments into which a debt has been divided; one of a number of parts which are given out at different times, section, portion; act of installing, putting in place (also instalment)

پیشنهاد کاربران

فصل، بخش، قسمت
قسط
Pay the money back in installments
پرداخت کردن اقساط به بانک یا هرجایی ک وام گرفتی
وضع [مثلا ساختار یا قوانین و . . . ]
1. قسط: هر یک از چندین بخش که بدهی یا مبلغ قابل پرداخت دیگری برای پرداخت در زمان های ثابت متوالی به آن تقسیم می شود
2. بخش واحدی از چیزی که در زمان های متوالی ا صادر شده است ( نمایش تلویزیونی و رادیویی - داستان مجله و غیره )
3. عمل نصب
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما