پیشنهاد‌های محدثه فرومدی (٤,٧٢٧)

بازدید
١٠,١٠١
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به گفته دیگر، به سخن دیگر، به دیگر سخن، در کلامی دیگر، به کلامی دیگر، به دیگر کلام، به قولی دیگر، به دیگر قول، به تعبیر دیگر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

پنداشتن، انگاشتن، دانستن Braudel designates Antwerp the dominant city = برودل آنتورپ را شهر غالب می پندارد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

پایسته

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

بر پایه چیزی بودن، متکی بودن بر، ( وا ) بسته بودن به، استوار بودن بر، اتکا/تکیه داشتن بر، بنا نهادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

انحطاط، زوال، هلاکت، اضمحلال، امحا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

گرد آوردن، گردآوری، جمع آوردن، جمع آوری، جمع بندی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨

امکان، فرصت possibility, opening = thefreedictionary. com/option

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣١

افتتاحیه بازکننده، گشاینده، آغازگر، شروع کننده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

luggage، باروبنه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

برپایی، شروع، آغاز

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشرافی سازی ( کردن )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

ایمن، در امان، محفوظ، مصون، محروس

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

جنوآیی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

در حد اعلی، در منتها درجه، در منتهی الیه، به شکل مفرط

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

جلوه/نمود یافتن با، متجلی/جلوه گر شدن با، نمایان شدن با war lords have continued to wreak havoc up to the present, as represented by Somalia today ار ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

بدجنس، بدذات

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

بدذات، بدسیرت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

گوسفندپروری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

برخوردار از، بهره مند از، صاحب برخورداری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

دست رد به سینه کسی زدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تشکّل، سازوبرگ

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

مشعر، شعور، وقوف

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

چندی، چندصباحی، برای مدت زمانی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

دردم، بی درنگ، بلادرنگ، در آنی، در چشم برهم زدنی، بلافاصله، فورا، فوری، فی الفور، فی الحال، بی تامل، به تاجیل، همان دم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

چندپاره، چندتکه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

پرداخت شده، پرداختی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

فعالیت ها

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

مبارز با، در مصاف، در جنگ/نبرد/پیکار/ستیز/محاربه/حرب با، جنگنده با Spanish troops fighting the Dutch = سربازان اسپانیایی مبارز با هلندی ها

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

سربازان، لشکریان، سپاهیان، قشون، نظامیان، نیروها

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

ارسال شده، ارسالی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

توان فرسا، ناتوان ساز، مضعف

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

توان کاه، توان فرسا، ناتوان ساز، جان فرسا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

توان فرسایی، جان فرسایی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پا نهادن در

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

پول قوی، پول سالم، پول باثبات

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

پول باثبات

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ارز باثبات

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

روبه جلو پیشرفت

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

به اضافه, به علاوه، علاوه بر، مزید بر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

حفظ کردن از، محافظت کردن از

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای معانی بیشتر به مدخل organize رجوع کنید

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

روزافزون، هرچه بیشتر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

درآمیختن، ترکیب/مخلوط/ملحق/یک کاسه کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

ازکف رفته، نابودشده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

از کف دادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

پایان دهی، پایان بخشی، پایان یابی، خاتمه دهی، خاتمه یابی، اتمام، خاتمه، پایان پایان دهنده، پایان بخش، اتمام گر، اتمام دهنده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

پایان ناپذیر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

با احتیاط، محتاطانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

به طور قطع

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

چند مرتبه، چند بار، چند دفعه چندین مرتبه، چندین بار، چندین دفعه