پاسخ‌های محمد فروزانی (٢,٢٨٧)

بازدید
٥,٨٠٩
٢ رأی
٢ پاسخ
١,٥٧٢ بازدید

ترجمه انگلیسی عبارت «دانشجوی رشته راهنمایی و مشاوره در دانشگاه فرهنگیان» چیست؟

١ سال پیش
٠ رأی

Guidance and Counseling student at Farhangian University.

١ سال پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
٢١٤ بازدید

معنی  thinking fast  چیست

١ سال پیش
٠ رأی

-  از عهده‌ی موقعیت‌های پیچیده و چالش برانگیز  به شکلی خلاقانه و سریع برآمدن. - (در حل مشکلات و مسائل پیچیده) سرعت عمل داشتن. - تیز بودن (در انجام کارهای سخت).

١ سال پیش
٣ رأی
٢ پاسخ
٢٢٩ بازدید

End up being here  به چه معناست؟ 

١ سال پیش
٢ رأی

- رسیدیم به اینجا (که می‌بینی). - کارمون به اینجا ختم شد. - اینجا ته ماجراست. _ این شد که می‌بینی. _ اینم عاقبت کار.

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
١٧٢ بازدید

I'll tell them you went out swinging 

١ سال پیش
١ رأی

Go/come out swinging: to react to something or begin something in a strong forceful way. واکنش شدید نشان دادن. I’ll tell them you went out swinging. من به اونا میگم که تو واکنش یا عکس‌العمل خیلی شدیدی نشون دادی.

١ سال پیش
٢ رأی
٤ پاسخ
٢٨١ بازدید

معنی  swept us off our feet 

١ سال پیش
١ رأی

- کسی را به شکل ناگهانی عاشق خود کردن - دلباخته‌ی خود کردن - در یک نگاه عاشق خود کردن - واله و شیدای خود کردن - کسی را دیوانه‌وار عاشق خود کردن - شیفته‌ی خود کردن - کسی را در دام عشق خود انداختن - مخ کسی را زدن

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٠٥ بازدید

معنای  bound nucleus و  Bound organelles

٢٤
١ سال پیش
١ رأی

Membrane bound organelles  اندامک های متصل به غشاء ساختارهای سلولی هستند که توسط یک غشای بیولوژیکی متصل می شوند. * اندامک‌های متصل (به غشاء) Bound nucleus هسته نیز یک اندامک است، و به طور خاص ...

١ سال پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
٢٠٢ بازدید

Our core argument is that the strength of the link between self kindness and self judgment is not only driven by specific and global latent variables

١ سال پیش
٢ رأی

جهانی بحث اصلی ما این است که میزان ارتباط بین مهربان بودن با خود و قضاوت نسبت به خویشتن تنها توسط متغیرهای پنهانِ یا نهفته (و در حال کمونِ) خاص و جهانی هدایت نمی شود بلکه …..(بقیه‌ی متن نیست)

١ سال پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
٢٣٢ بازدید

bobbing in their milky sea. کلمه اش معنیه خاصی داره؟ 

١ سال پیش
٣ رأی

یک پدیده درخشان در اقیانوس است که در مناطق بزرگی از آب دریا (تا ۶۰۰۰ مایل مربع یا ۱۶۰۰۰ کیلومتر مربع) دیده می‌شود که به صورت نیمه شفاف (در سایه های مختلف آبی) می درخشند. * این پدیده mareel نیز نامیده می‌شود

١ سال پیش
٢ رأی
٦ پاسخ
٣٣٩ بازدید

معنی جمله  Never give a fuck about you 

١ سال پیش
١ رأی

- فاتحه هم برات نمی‌خونم - تره هم برات خورد نمی‌کنم - به تُ** هم به حسابت نمی‌یارم - پشیزی ارزش برات قائل نیستم

١ سال پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
٢٢١ بازدید

ترجمه جمله I shall see to the dinner tonight چه میشود ؟

١ سال پیش
٣ رأی

- شام امشب با من. - من ترتیب شام امشب رو میدم.

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٧٢ بازدید

مثال برای شرک های  "Retail companies"  می تونید بزنید ؟

١ سال پیش
٢ رأی

خُرده فروش؛ شرکت‌هایی که اقلام و کالاها را مستقیماً به مصرف کننده می‌فروشند.

١ سال پیش
٦ رأی
١٣ پاسخ
٨٩٥ بازدید

Difference between robbery and steal?  

١ سال پیش
٣ رأی

اول اینکه کلمه steal معمولاً در جایگاه فعل بکار می‌رود و اگر هم به عنوان اسم بکار رود اشاره به عمل دزدیدن دارد و نه اینکه به شکل مستقل مانند robbery دزدی معنی بدهد. یعنی اولی عمل دزدیدن (البته در جایگ ...

١ سال پیش
٣ رأی
٩ پاسخ
٣٥٣ بازدید

and to their teachers

١ سال پیش
٠ رأی

این عبارت حتی یک جمله نیست که ترجمه دقیقی بشود از آن داشت اما  عبارت حرف اضافه‌ای موجود که از یک حرف اضافه و یک عبارت اسمی (a preposition + noun phrase) تشکیل شده است را بر اساس حدس و گمان متنی که در آن آمده است می‌توان به دو شکل زیر ترجمه کرد: Prepositional phrase = a preposition + noun phrase PP = P + NP - و به معلم‌هایشان - و در رابطه با معلم‌هایشان

١ سال پیش
١ رأی
١ پاسخ
١٥٥ بازدید

در جمله  "if I were spelling out favorite thing in the world, it'd be spelled you"  کلمه out  به چه معنی است؟ آیا می شود  آن را بطور کامل و دقیق ترجمه کرد

١ سال پیش
٢ رأی

spell something out: to make (something) as easy to understand as possible. عبارت spell out یک اصطلاح است که spell و out با یکدیگر به معنی «به زبان ساده یا با جزئیات توضیح دادن» است.

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
١٣٥ بازدید

Marriages taking place among gentiles have no binding strength, i.e. their cohabitation is just as the coupling of horses, therefore their children do not stand as humanly related to their parents

١ سال پیش
٠ رأی

در این متن به معنای «در جایگاهِ یک روابط انسانی قرار داشتن» یا «در نظر گرفتن» و یا «بحساب آمدن» است.

١ سال پیش
٢ رأی
٢ پاسخ
١٩٥ بازدید

Deliver به معنی حمل هست یا تحویل؟

١ سال پیش
٣ رأی

دوست عزیز شما باید متنی را که در آن این کلمه بکار رفته است ذکر کنید تا معادل فارسی درستی ارائه شود. در غیر اینصورت این کلمه معانی متفاوت زیادی دارد مانند:  تحویل دادن، رهانیدن، آزاد کردن، نجات د ...

١ سال پیش
٢ رأی
٩ پاسخ
٧٦٠ بازدید

در انگلیسی عامیانه چه واژه ای بهترین  معادل برای "نوازش کردن" است؟

٥,١٤٤
١ سال پیش
٣ رأی

- fondle - caress  - pet - cuddle - touch gently - stroke - dandle کلمه اول (fondle) کاربردی‌تر است.

١ سال پیش
١١ رأی
تیک ٩ پاسخ
٥٤٤ بازدید

Difference between illegal and illicit?

١ سال پیش
٤ رأی

از  آنجایی که شما با توجه به فعالیتی که در سایت آبادیس دارید، به زبان انگلیسی مسلط هستید، من فقط متن انگلیسی و لینک مربوط به سایتی که از تفاوت این دو صحبت کرده را در اینجا می‌آورم. در صورت ضرورت ...

١ سال پیش
٥ رأی
تیک ٣ پاسخ
٢٣٦ بازدید

For if the ruling clique or caste had begun by grinding down its own race," it now saw that, by drafting them into its organization, it could exploit the gentiles on a far grander scale

١ سال پیش
١ رأی

* البته بهتر بود که متن بیشتری ارائه می‌کردید تا بحث جهت ترجمه شفاف‌تر می‌شد اما با توجه به متن حاضر ، ترجمه‌ی تحت الفظی و سر دستی آن،پاراگراف زیر است: چرا که اگر گروه یا فرقه‌ی حاکم با خرد کردن (آزار دادن) نژاد خود شروع می‌کردند، اکنون متوجه شده بودند که با بکارگیری  آنها در تشکیلاتِ خود، قادر بودند غیر خودیها را در مقیاسی بزرگ‌تر استثمار کنند.

١ سال پیش
٤ رأی
تیک ٣ پاسخ
٤٥٠ بازدید

By helping teens substitute one identity for another, we fulfill three purposes:  We draw them into new, positive behaviors by offering them practical ways to experience themselves in different but powerful identities.

١ سال پیش
٢ رأی

با کمک به نوجوانان برای جایگزینی هویتی با هویت دیگر، سه هدف را محقق می کنیم: ما آنها را به سمت رفتارهای مثبت و جدیدی سوق می‌دهیم که موجب تجربه‌ی هویتهای متفاوت اما جذاب و ارزشمند می‌شود.

١ سال پیش
٥ رأی
تیک ٣ پاسخ
١٨٠ بازدید

The different aims of these communities always found themselves intimately related with those of the central body upon which their existence depended

١ سال پیش
١ رأی

The different aims of these communities always found themselves intimately related with those of the central body upon which their existence depended  اهداف مختلف این جوامع، بر اساس اهداف مرکزی پایگذاری می‌شوند که وجودشان همیشه وابسته و از نزدیک مرتبط با آنها است.

١ سال پیش
٤ رأی
تیک ١ پاسخ
٢٤١ بازدید

سلام و درود معنی این دو عبارت رو‌ ممنون میشم بگید Mindful extension delay Mindful launch delay حوزه ی استفادشون تقریبا تو برنامه های محدود کننده ی زمانه اشاره به چه کاربردی یا قابلیتی میتونه داشته باشه؟

١ سال پیش
٣ رأی

Mindful extension delay: «افزایش تأخیر آگاهانه» قابلیتی است که بعد از اینکه برنامه راه اندازی شده است،  باز شدن آن (app) را به تاخیر می اندازد و یک تایمر را نشان می دهد که از شما می پرسد آیا مطم ...

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٢١٢ بازدید

This article in the newspaper applies to the discussion we had this morning. معنی درست جمله کدوم میشه(در واقع واژه applies )  این  بند تو روزنامه بحثی که صبح داشتیم رو  صدق میکنه یا  این  بند تو روزنامه  به بحثی که صبح داشتیم  مربوطه

١,١٠٥
١ سال پیش
١ رأی

این مقاله در روزنامه  - مربوط به بحثی میشه که صبح داشتیم - شامل حالِ بحثی میشه که صبح داشتیم - در رابطه با بحثی است که صبح داشتیم - در برگیرنده‌ی بحث صبحمونه - مصداقی از بحث صبحمونه

١ سال پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
١٧١ بازدید

Children grow and children change. They will move in and out of roles as easily as they slip on and off ponies on the merry-go-round.

١ سال پیش
٠ رأی

بچه ها مرتباً در حال رشد  و تغییر  هستند. به همان راحتی که در چرخ و فلک‌های دوّار، روی اسب‌های چوبی می‌پرند و از آن خارج می‌شوند، در زندگی نیز نقش‌های متفاوتی را بازی کرده و آنها را جایگزین با نقش‌های جدید می‌کنند.

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
٢,٩٨٧ بازدید

سلام . من زیاد دیدم بین تینیجر ها از اصطلاح era استفاده میشه ولی نمیدونم معناش چیه. پ.ن: خودم فکر میکنم مربوط به آهنگ باشه چون بیشتر مثال هایی که دیدم در این باره بودند. ممنون میشم بگید . 

٤,٣٠٤
١ سال پیش
٢ رأی

این کلمه دارای معانی زیر است: - مقطعی خاص اززمان - نقطه عطف - زمانه یا روزگار - عصر یا دوره - عهد - عصرتاریخی - دوران - بازه زمانی - برهه زمانی * اما اگر شما این کلمه را در موسیقی دیدید، معن ...

١ سال پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
١٣٦ بازدید

به فارسی چی میشه گفت؟

٢,١٢٦
١ سال پیش
٠ رأی

- گلچین کردن - استفاده گزینشی داشتن - برگزیدن

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٦١ بازدید

ضرب المثل فارسی معادل اصطلاح : By the skin of your teeth

١ سال پیش
٠ رأی

- به هر بدبختی که بود - به مویی بند بودن - با چنگ و دندان - به هر ضرب و زوری که بود - به هر فلاکتی که می‌شد 

١ سال پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٨٤ بازدید

ترجمه ی اصطلاح  "Hit the hay"

١ سال پیش
١ رأی

- به بستر رفتن -  به رختخواب رفتن - کپه‌ی مرگ گذاشتن

١ سال پیش
٢ رأی
٦ پاسخ
٩١١ بازدید

حرف اضافه ی speak چیست؟؟ to یاwith؟  چون در بعضی جاها speak باحرف اضافهto اومده مثلا I speak to your mother  یابعضی جاها باl speak with your motherاومده ممنون میشم راهنمایی بفرمایید🙏

١ سال پیش
١ رأی

عبارت speak to به یک صحبت یک طرفه اشاره دارد مانند آموزش شفاهی به یک همکار در حالی که عبارت speak with به مکالمه‌ی دو طرفه اشاره دارد. 

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٥٢٥ بازدید

توی این متن معنی کلمه "ick" Factor چی میشه  The spread of the story is understandable. It involved one epidemic (selfies) causing another   (lice) and the" ick " factor was irresistible 

١ سال پیش
٠ رأی

این عبارت به معنای «عامل یا علت دلزدگی» است. بعبارت دیگر چیزی که باعث شود به شکل ناگهانی فرد در ارتباط عشقی یا دوستانه بخصوص نسبت به جنس مخالف احساس بدی پیدا کند بهش ike می‌گویند. در بسیاری از مواقع & ...

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٠٠ بازدید

ترجمه ی اصطلاح  "Let the cat out of the bag"  چی میشه ؟

١ سال پیش
٣ رأی

- رازی را آشکار کردن،  - قضیه ای را رو کردن،  - بروز دادن،  - (ناخودآگاهانه) فاش کردن، - بند رو به آب دادن، - دهن لقی کردن - آلو در دهان خیس نخوردن - پته‌ی کسی را روی آب انداختن

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٣ پاسخ
٣٠٩ بازدید

کدام درست است؟ لطفا راهنمایی کنید.

١ سال پیش
٢ رأی

شکل درست جمله دوم است👇 You have no idea how busy I am.  بعد از ضمائر موصولی جمله از شکل سؤالی درآمده و خبری می‌شود.

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٣٠٧ بازدید

معنی  and it's a humbling experience in my opinion

١ سال پیش
٢ رأی

از نظر من، این یک تجربه‌ی آموزنده است (تجربه‌ای که عبرت آمیز است و یا  تواضع و فروتنی را بدنبال دارد)

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٤ پاسخ
٣٢٦ بازدید

اصطلاح  "Go the extra mile"  ترجمه روانش چیه ؟ ضرب المثل فارسی معادلش داریم ؟

١ سال پیش
١ رأی

تلاش مضاعف کردن؛ همت کردن؛ سنگ تمام گذاشتن

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٢٣٤ بازدید

معنی foreshortened future چی میشه؟ 

١ سال پیش
١ رأی

a matter of what is anticipated, a negative evaluation of what the future offers rather than an altered sense of the future itself. این نگاه غیر واقعی نسبت به آینده معمولاً به سبب یک ضربه‌ی روحی است. فرد در این حالت، بجای پیش بینی واقعی، یک ارزیابی منفی از آینده و اتفاقات احتمالی پیش روی دارد 

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٤ پاسخ
٢٧٠ بازدید

معادل جمله زیر به انگلیسی « شکلگیری بلوک شرق و غرب  با آغاز جنگ سرد میان شوروی و ایالات متحده آمریکا  آغاز شد »

١ سال پیش
٠ رأی

The division of the world into the west and east blocks took place with the outbreak of the Cold War between the USSR (Union of Soviet Socialist Republics) and USA (United States).

١ سال پیش
٢ رأی
٦ پاسخ
٤,٧٣٢ بازدید

Losing my heart to you was like winning

١ سال پیش
١ رأی

باختن قلبم به تو (عاشق شدنم) یک بُرد بود.

١ سال پیش
١ رأی
٥ پاسخ
٢٩٧ بازدید

Uphold در جمله زیر چه معنایی دارد؟  We protect the American people and uphold the U.S. Constitution.  

١ سال پیش
١ رأی

معنی اصلی کلمه‌ی uphold تقویت کردن، حمایت کردن از، تایید کردن و پاسداری کردن است. اما در این جمله می‌تواند به معنی دنباله روی کردن و یا سر لوحه قرار دادن نیز باشد: ما از مردم آمریکا محافظت می‌کنیم و قانون اساسی را سر لولحه قرار می‌دهیم (یا از قانون اساسی پیروی می‌کنیم).

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٤ پاسخ
٣٤٩ بازدید

i like coffee more than i like tea یا i like coffee more than  tea آیا جمله پایینی اشتباه است؟ اگر بله، چرا؟ ممنون میشم جواب بدید.

١ سال پیش
٣ رأی

در بافت غیر رسمی و مکالمه‌ی روزمره اشتباه نیست. 

١ سال پیش
٣ رأی
١ پاسخ
٢٢١ بازدید

معنی و تفاوت این دوتا واژه رو می خواستم اگر امکانش هست مثالم بزنید

١ سال پیش
٣ رأی

کلمه‌ی storage space به فضای نگهداری اقلام مختلف اشاره دارد که می‌تواند به کوچکی یک کابینت یا قفسه و یا حتی یک جعبه‌ی کوچک مثل کشوی میز باشد. اما storehouse به معنای انبار است که فضایی بزرگ برای نگهداری هر گونه کالایی است.

١ سال پیش