پیشنهادهای کاردۆ / Kardo (١,٥٣٥)
بیحُوصِلِگی: ١. بیتابی، نابردباری، ناشکیبی، ناشکیبایی ۲. شتابزدگی
اِعلامیه: بیاننامه، آگاهینامه، بانگنامه، پخشنامه، جارنامه، آگهینامه
دَست اَز پا خَطا کَردَن: دچارِ اشتباه شدن، اشتباه کردن، لغزش کردن، لغزیدن
ماوَراءاُلطَّبیعه: فرازیستگاه، فرازیستبوم، برون - زیستگاه، برون - زیستبوم
هِیئَتِ رَئیسه: انجمنِ سرپرستان، گروهِ سرپرستان
قَد عَلَم کَردَن: ایستادگی کردن، رودررو شدن، روبەرو شدن، دراُفتادن، سربرافراشتن
قَبضه کَردَن: بەدست آوردن، در دست گرفتن، به دست گرفتن، فرمان به دست گرفتن، خودویژه کردن، ازآن خود کردن
اَفکارِ عُمومی: دیدگاهِ مردم
جِبهه: ١. ( جنگی ) مرزِ جنگ، میدانِ جنگ، آوردگاه، رزمگاه ٢. ( سیاسی ) تودەیِ / گروهِ / سازمانِ پیکارجو ٣. ( هواشناسی ) برخوردگاهِ ( دو تودەیِ ) هوایِ ...
مُزمِن: ١. کهن، کهنه، دیرین، دیرینه، دیرپا، دیرباز، آزگار، دراززمان ۲. [پزشکی، در برابرِ کوتاەزمان] دراززمان، دیرگذر، کند، آهسته مُزمَن: زمینگیر، نات ...
حادّ: ١. سخت، دشوار؛ پیچیده، بغرنج؛ ناگوار، مرگبار ۲. برنده، تیز ۳. بی - چون - و - چرا، سددرسد، سددرسدی ۴. رخنەگر، رخنەکننده، کارساز، کارآمد ۵. تند، ...
وَصل کَردَن: پیوند دادن، پیوند زدن، پیوست دادن، پیوستن
عَصَبی: ١. وابسته به رگ و پِی ٢. فکری، روانی، درونی ٣. ازکورەدررفته، بەجوش - آمده، آمپرچسبانده، خون - بەجوش - آمده، بەسیمِ - پایان - زده، تندخو، تندم ...
لَحن: ١. آوا، آواز، آهنگ، سدا، نوا ۲. شیوەیِ بیان، درونمایەیِ گفتار ۳. ( موسیقی ) [کهنه] آهنگِ خوانش
قَرار بود: بر این بود، برنامه این بود، خواست / آرمان این بود، بنا بود
قَرار بودَن: بر این بودن، برنامه این بودن، خواست / آرمان این بودن
شَبَکه: ١. [رادیو و تلویزیون] کانال؛ ایستگاهِ رادیویی / تلویزیونی / رادیو - تلویزیون ٢. تور؛ تورِ شکاری، تورِ ماهیگیری ٣. سازمان؛ گروه ۴. پنجرەیِ تور ...
مُتِعارِف: ١. رایج، همەجاگیر، همگانی، باب، باب - شده، بەهنجار، شناخته شده، نامدار، سرشناس ٢. ( جنگ - ابزارِ / سازوبرگِ ) ناهستەای / نااَتمی ٣. شناسند ...
غایی، غائی: پایانی، واپسین، انجامین، فرجامین
تریبون: جایگاهِ سخنرانی، میزِ سخنرانی، سکویِ سخنرانی، سخنگاه
مُتَّکی - بەخود: خودباور، بەخودباور، باوربەخود؛ خودباوری
مُتَّکی - بەخود: خودباور، بەخودباور، باوربەخود؛ خودباوری
مُتِعادِل: ١. همسنگ، هموَزن، برابر، تراز، ترازمند؛ یکسان ٢. میانەرو، پایدار، پابرجا، استوار
نامُتِعادِل: ١. ناهمسنگ، ناهموَزن، نابرابر، ناتراز؛ نایکسان ٢. نامیانەرو، ناپایدار، دمدمی، خُل، دیوانه، تندرو
سَفر: نوشتن سَفَر: ١. سفر، نورد، گشت و گذار، گشت، گردشگری، گردش، گذر، گذار، رهنوردی، رهسپاری، پیمایش، بازەپیمایی، بازەشکنی ٢. مرگ سِفر: [نیز در دینِ ...
اِنصاف: ١. داد، دادمندی، دادگری، دادپروری، دادوری، برابری، یکسانی؛ گذشت، بخشش؛ درستی، راستی داد دادن ۲. راستی کردن ۳. به نیمه رسیدن ۴. میانەداری، میا ...
عِیدی: پیشکشیِ جشن، پیشکشیِ نوروز، بهروزانه
بَر مُنکِرِش لَعنَت: بر ردکنندەش نفرین، بر ناباورش نفرین
مَنظور: خواست، خواسته، آرمان، نگاه، انگیزه
عَقلِ سَلیم: هوشِ سالم، خردِ کامل، خردِ بیخرده
خَلوَت: ١. خالی، دِنج، تنها، بی - رفت - وآمد، پِیغُلیده؛ بی - سِدا، بی - سروسِدا، خاموش ۲. تنهایی، تنهاکده، نهان، نهانگاه، پنهان، پنهانگاه، پِیغُلِه ...
سَلبِ مالِکیَّت: دارایی - ستانی، زمین - ستانی، خانەستانی
اَنتِرن، اِنتِرن: ١. دانش - آموزِ شبانەروزی ۲. کارآموزِ پزشکی
رِزیدِنت: پزشکِ دورەیِ استادی، پزشکیار، دستیار پزشکِ استاد
خُصوصی: فردی، خودویژه، ویژگانی؛ پنهانی، خودمانی؛ نادولتی، مردمی
نَجّاری: چوب - بُری، چوبکاری، چوب - تراشی، دُرودگری
نَجّار: چوب - بُر، چوبکار، چوب - تراش، دُرودگر
نَبض: ١. تپشِ دل ٢. تپشِ رگ، رگجُست
دَستگاهِ ضَبطِ صُوت: دستگاهِ نوارخوان، دستگاهِ پخش / سداخوان، دستگاهِ سداگیر / سدابردار
ضَبطِ صُوت: ١. ( دستگاهِ ) نوارخوان، ( دستگاهِ ) سداگیر / سدابردار ٢. سداگیری، سدابرداری
تَجرِبِه کَردَن: ١. آموختن، از سر گذراندن، به خود دیدن، دیدن، آشنا شدن، آزمودن، فراگرفتن، یاد گرفتن ٣. آزمون دادن، آزمایش کردن، سنجیدن ۴. [کهنه] آزما ...
تَجرِبِه: آروین، اروند ١. آموختگی، ازسرگذرانی، آشنایی، آزمودگی ٢. کارآزمودگی، ورزیدگی ٣. آزمون، آزمایش ۴. [کهنه] آزمایش پزشکی، بررسی پزشکی
جَلبِ تَوَجُّه: آگاه کردن، واکشیدن، واکشی، توی چشم خوردن، به چشم آمدن، به نگر آمدن، چشمگیر بودن/ شدن، خودنمایی
شورایِ اَمنیَّتِ سازمانِ مِلَلِ مُتَّحِد: انجمنِ رایزنیِ امنیتِ سازمانِ کشورهایِ همبسته
شورایِ اَمنیَّت: انجمنِ رایزنیِ امنیت
قاطِع: بی - چون - و - چرا، برنده، برا، برشمند، تند و تیز، جداکننده، جداگر؛ دگرناپذیر، دگرش - ناپذیر؛ استوار، پابرجا، بااراده؛ سددرسدی
پُست - مُدِرن: پسانوین
مُشَوِّق: انگیزەدهنده، دلگرمکننده، امیددهنده، آرزومندکننده، بەشورآورنده
تَشبیه: مانندپنداری، همگونپنداری، همجورپنداری، برابرپنداری، همشکل - پنداری، یکسان - انگاری، همجورانگاری، برابرانگاری، برابرپنداری، مانندسازی، مانانید ...
قَتلِ نَفس: انسانکُشی، کشتار، کشتن، جان - ستانی