دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
١٥,٢٧٨
رتبه در دیکشنری
٣٧٠
لایک
١,٣٤٩
دیسلایک
٧٦
جدیدترین پیشنهادها
٣ روز پیش
٠
موردِ نیاز= نیازین، بایسته
١ هفته پیش
٠
مُوکول: ١. واگذارشده، سپرده شده ٢. پس افتاده / پس انداخته شده / به دیرانداخه شده / درنگیده ( به وقتی دیگر ) ٣. پیشنیازدار، اگری، اگردار، اگرومگردار، ...
٢ هفته پیش
٠
شَقُّ القَمَر کَردَن: [کنایەآمیز و یا شوخی وار] شاخِ غول را شکستن، کمرِ غول را خم کردن، کارِ نشدنی را شدنی کردن، کارِ مهمی انجام دادن
٢ هفته پیش
٠
فُوق: ١. بالا، رو، زبر ٢. فرا، ورا، [در واژەآمیزی] فرا - ، ابر - ( فوقِ لیسانس= فراکارشناسی )
٢ هفته پیش
٠
ثابِت ( کَردَن ) : ١. با گواهی نشان دادن، انگیزەآوری، انگیزه آوردن، استوانش، استواندن ٢. برجا، پابرجا، برپا، پایدار، مانا، جایگیر، در جایِ همیشگی؛ اس ...
جدیدترین ترجمهها
٢ هفته پیش
Five times four equals twenty.
٠
چهار تا پنجی برابر است با بیست. چهاڕ پنج تایی بیست تا. چهار بار پنج میشود بیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.