تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

معادل های فارسی attestation بسته به زمینه، شامل گواهی، شهادت، تصدیق، تأیید، و تحلیف می شود که در متون حقوقی و رسمی، به معنای تصدیق امضا، گواهی رسمی، ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

تعریف: Lead time is the total duration from the start of a process to its completion, commonly defined as the time from a customer placing an order u ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١١

SYN: to a point تا حدودی - تا اندازه ای

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

agree up to a point تا حدی موافق بودن Example: 1 ) I agree with you up to a point. Children should have a say in decisions that affect their health ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

see eye to eye موافق بودن - اتفاق نظر داشتن - هم نظر بودن Example: 1 ) Not everyone sees eye to eye about the COVID - 19 vaccination being safe. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

be on the same page اتفاق نظر داشتن Example: Americans aren't all on the same page about the legalisation marijuana. همه ی آمریکایی ها درباره ی ق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

see eye to eye موافق بودن - اتفاق نظر داشتن - هم نظر بودن Example: 1 ) Not everyone sees eye to eye about the COVID - 19 vaccination being safe. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

take a stance on something موضع گرفتن Example: I'd have to do more research on gene editing technologies before taking a firm stance on their use. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

ییکی از معانی پرکاربردش میشه: دادن مقدار کمی اطلاعات درباره یک موضوع، محصول تولیدی و غیره به منظور علاقمند کردن افراد برای دیدن و شنیدن بیشتر در مورد ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٦

کمک کردن به کسی برای ادامه دادن و امیدوار بودن و سر پا ماندن مثال: ▪️Attending mosques keeps my mother going during hard times. رفتن به مسجد به ماد ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

be raised as از این عبارت برای اشاره به مذهبی که با آن بزرگ شده ایم، استفاده می کنیم. مثال: I was raised as a Muslim.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

ادغام شدن ادغام کردن INTEGRATE Sth with Sth مثال: Integrating my faith with my work. ادغام اعتقادات با کارم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

SYN: strengthen sth in sth تقویت کردن مستحکم شدن چیزی مثلاً باور یا اعتقاد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٦

معنای کالوکیشن های مختلف این کلمه lose faith: stop believing in something reaffirm faith: strengthen your belief in something keep faith: mai ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

اگه نظر من رو بخواهی . . اگه به من باشد . .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

VERB اسم بردن از کسی/چیزی به معنی "بررسی نام" یا "بررسی صحت نام" است و به فرآیندی اطلاق می شود که در آن نام ها ( معمولاً برای اطمینان از صحت یا اعتب ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

ADJECTIVE بیخود و بی جهت - بی دلیل به معنای وقوع یک عمل یا واکنش بدون تحریک یا دلیل مشخص می باشد. SYN: wanton 💠 Houthis namecheck George Galloway ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

NOUN BRITISH noun: by - election plural noun: by - elections; noun: bye - election plural noun: bye - elections; noun: byelection plural noun: byel ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد

situation وضع - وضعیت e. g. she has been given full power to deal with the situation به او اختیار تام داده شده است که به موضوع رسیدگی کند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بررسی دو صفت Venerable Vs Vulnerable: 👉🏿 VENERABLE [قابل مقایسه] حالت تفضیلی: more venerable حالت عالی: most venerable SYN: respected - honored ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

PHRASAL VERB ★ ( بیماری ) از پا درآوردن: STRIKE SOMEONE DOWN & BE STRUCK DOWN By برای زمانی استفاده میشه که "strike down" به معنای کشتن یا از پای در ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

املاءش هم بصورت رویهم photoshoot هم به شکل جدا از هم photo shoot درست هست NOUN معادل این کلمه می تونه جلسه عکاسی، عکس برداری، یا عکاسی ( به عنوان ی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ADJECTIVE ملبس - پوشیده یا آراسته MEANING: ( of people ) dressed, or ( of things ) covered 💠 Heidi Klum, 50, showcases her age - defying physique i ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱ ) به عنوان اسم: ★سنگ: این رایج ترین معادل فارسی "rock" است و به ماده ای طبیعی و سخت که از یک یا چند معدنی تشکیل شده اشاره دارد. ★صخره: به سنگ های ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بررسی دو فعل Mediate Vs meditate: 👉🏿 MEDIATE بسته به بافت جمله، معادل های مختلفی براش در فارسی وجود دارد: ★میانجی گری کردن/ وساطت کردن: این معادل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مخفف Public Display of Affection اشاره به رفتار خونگرم و صمیمانه همراه با نمایش عشق و علاقه و ابراز مهر و محبت در محافل و مجالس عمومی مانند بوسیدن و ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ADJECTIVE با توجه به موقعیت، می توان از معادل های مختلفی براش استفاده کرد. ★دقیق و موشکافانه: در صورتی که تأکید بر دقت و توجه به جزئیات است. ★ساعی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهم پیوند دهنده - به هم ارتباط دهنده - به هم مرتبط سازنده - درهم قفل کننده AGENT NOUN 💠 US held indirect talks with Iranian officials in Oman earl ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

VERB شوهر دادن 💠 The US and France led global arms exports to allies in the past five years, as Russian sales collapsed. . . . Russia, once the US ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

[VERB COLLOCATION] [VERB PHRASE] در کمون بودن - خفته/خوابیده بودن - غیرفعال بودن - مسکوت ماندن به وضعیتی اشاره دارد که چیزی در حالت سکون و عدم فعال ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

★تملق گفتن: گفتن حرف های خوشایند و مبالغه آمیز به کسی است، به امید اینکه نظر او را جلب کنید یا از او چیزی بخواهید. ★چاپلوسی کردن: تعریف و تمجید از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی خوابی 💠 Why do I wake up at 3 a. m. every night? . . . Do you have insomnia? Let's get back to sleep

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

DEFINITION: to become extremely angry or excited, or to act in a wild and uncontrolled way. It's a slang term used to describe someone who is out of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

DEFINITION: Onward travel generally refers to a confirmed journey from a destination country to another place, whether it's back to the original coun ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

معانی مختلفی داره و بررسی جامعی اینجا اوردم ازش: 🟡VERB [بصورت جدا] TURN OUT ★ ( جمعیت و غیره ) جمع شدن، حضور به هم رساندن، حاضر شدن و یا حضور پیدا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

⭐ exceed; be greater than. ⭐ do or be better or more than or greater than something e. g. I am seeking a company where I can use my experience an ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

ADJECTIVE قلابی - ساختگی - جعلی - دروغین SYN: fake - pretended - false - phoney ( phony ) - feigned ANT: real - genuine - true - authentic - original ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

VERB ۱ ) ساییدن به منظور تمیز کردن و شستن - با مالیدن چیزی زبر یا صابون پاک کردن SYN: clean - polish - rub & scrub vigorously ۲ ) دنبال چیزی گشتن - ز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ADJECTIVE ناچیز - کوچک و جزئی - محقر SYN: limited - small - moderate ANT: boastful - large - great 1 ) They live in a modest house, considering thei ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

NOUN ✔️ مجموعه اشیاء زیرخاکی پیدا شده - دفینه - گنجینه ★The trove of ancient weapons suggests a battle occurred at the site. ★That's the value of a ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

دارای رفتار ناسازگار - ناآرام SYN: disturbed - unstable - unbalanced ANT: well - adjusted ★A maladjusted child ★Socially maladjusted guys have a har ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کسیکه عمداً ایجاد حریق میکند - شخص آتش افروز - فرد ایجاد کننده حریق عمدی ★Investigators believe an arsonist set the wildfires that burned 20, 000 ac ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

هم سلولی - هم بند ★His cellmates had to bang on the door to ask for a nurse. ★His cellmate called his name, telling him to turn on the TV. ★When t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٦

ایجاد حریق عمدی - آتش سوزی عمدی ★The fire is being treated as arson. این آتش سوزی یک آتش افروزی عمدی تلقی شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

اولویت عاجل - اولویت فوری فوتی ★The most pressing priority is for all social workers to have to demonstrate general competence. ★It is a pressing p ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

THONG/THONGS: نوعی شورت زنانه THIGH: ران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

حد و مرز قایل شدن ( در همکاری، روابط و غیره ) 💔 How to Bounce Back from Workplace Betrayals? You trusted a colleague. Shared ideas. Collaborated ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

از هم پاشیده شدن ( رابطه و غیره ) - شکست خوردن - به در بسته خوردن - فروپاشیدن SYN: become undone - fall apart - fail 💠 Why Biden’s White House ift ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٧

★از ریشه sober میاد NOUN پاکی - پرهیز از مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی ANTONYM: addiction - intoxication - drunkenness 💠 Steve - O Says He Asked ...