پیشنهادهای Farhood (٧,٧٦٨)
در سیستم لوله کشی و پایپینگ صنعتی: تثبیت کردن - دوباره نصب کردن - به حالت اولیه برگرداندن e. g. Construction shall re - instate the lines and carry ...
VERB شماره گذاری کردن - شماره زدن 💠 The Check Lists provided in the specification are typical for each type of equipment item, and numbered acco ...
متشکل بودن از - تشکیل شدن از 💠 CONFIRMITY CHECKS CHECK LISTS The CONTRACTOR shall perform conformity checks of equipment items as per Check Lists ...
معنای دوستان: دستورالعمل - جزئیات طرح - گزارش فنی 💠 CONFIRMITY CHECKS CHECK LISTS The CONTRACTOR shall perform conformity checks of equipment ite ...
هم بعنوان صفت و هم معمولاً بصورت جمع بعنوان اسم کاربرد داره ADJECTIVE مصرفی - مصرف کردنی - تمام شدنی Antonym: inconsumable bought regularly becaus ...
( از سرچشمه های مختلف ) گردآوری کردن - جمع آوری کردن - ( فرهنگ لغات، مطالب کتاب، آمار و اطلاعات و غیره ) تألیف کردن - تدوین کردن - جمع کردن ( اطلاعات ...
NOUN مغایرت - ناهم خوانی 💠 While the Pre - Commissioning checks and tests are being performed, all discrepancies, damaged or missing equipment, m ...
ADJECTIVE نظم دهنده - مرتب کننده 💠 The Pre - Commissioning Tests will be limited to: - Electrical: insulation and continuity Tests - Instrum ...
VERB به ترتیب نشان دادن - راهنمایی کردن با - مرتب کردن - ( اشیا یا اندیشه ها و غیره ) آراستن - نظم و ترتیب دادن کنترل کردن - نظم بخشیدن 💠 The Pre - ...
VERB پیش نویس چیزی را اماده کردن - کلیات را بیان کردن - رئوس مطالب را ارائه دادن 💠 Construction shall submit the Test Sheet and sketch to the Commi ...
conscious [adj] خودآگاه unconscious [adj] ناخودآگاه unconsciousness [noun] ناخودآگاهی
dilute [v, adj] 🗣️["داٰی" لوت] dilution. [n] 🗣️["داٰی" لوشِن] diluted [v, adj] 🗣️["داٰی" لوتِد]
"militant" n, adj 🗣️[میٖ لیٖ "تِنْت"] "militia" n 🗣️[میٖ لیٖ "شاٰ"] "militarism" n 🗣️[میٖ لیٖ "تِ" ریزِم]
Granary : انبار غله ( برای انسان ) Granny : مامان بزرگ
Granary : انبار غله ( برای انسان ) Granny : مامان بزرگ
MEANING: Abbreviation of " thousandth of an inch ". Also known as mil. ⭐⭐⭐ For smaller fractions of an inch, the thou would typically be used, so ...
دو معنا داره: ۱ ) در صنعت: غوطه ور ساختن در محلول رقیق اسید یا سایر محلول ها به منظور تمیزکاری ۲ ) در محصولات غذایی: - غوطه ور کردن در سرکه یا سایر ...
stipulate قید کردن - تصریح کردن - با صراحت گفتن stimulate برانگیختن - تحریک کردن simulate شبیه سازی کردن
⭐Chock Vs Choke⭐ "chock" n, v ۱ ) گوه ۲ ) با گوه محکم یا ثابت کردن - با گوه یا تراشه کیپ کردن "choke" v, n ۱ ) خفه کردن ۲ ) وسیله ای که با آن خفه ...
✔️ ناوچه سبک ( نوعی کشتی جنگی کوچک ) ✔️ رزمناوی که یک ردیف توپ دارد 💠 Iran Navy receives two new Shahid Soleimani class corvettes . . . According ...
NOUN 🗣️هٖی یوبْ رِس غرور، تکبر و خودبرتربینی بیش از حد معنای آبادیس: گستاخی و بی توجهی ناشی از غرور و احساسات مهار نشده SIMILAR: arrogance 💠 Tru ...
🔰وارد شدن ( به معامله و غیره ) - معامله کردن 🔰 ( به توافق و غیره ) رسیدن - توافق کردن ▪️strike a deal - To successfully achieve a deal or agreeme ...
به توافق رسیدن - توافق کردن - معامله کردن ▪️strike a bargain/agreement - to make a bargain; to reach an agreement - to reach an agreement : make a ...
ADJECTIVE 🗣️آبْ سِلیٖت آنچه که دیگر به کار نمی رود - منسوخ - بی کاربرد - از مد افتاده - بی مصرف - بلا استفاده SYNs: outdated - useless OPP: cuttin ...
NOUN ✔️ بیزاری - نفرت ✔️ دون پنداری - کسر شأن پنداری - عار دانی 💠 Gene Simmons, Helen Mirren, Boy George sign open letter supporting Israel’s inclu ...
( disapproving ) بار معنایی ناپسند و منفی داره معنای دوستان: به درازا کشیدن - طولانی شدن - طول کشیدن - کش آمدن - کشدار شدن - ادامه پیدا کردن برای مد ...
VERB معنای آبادیس: ( به پند یا هشدار یا اخطار و غیره ) گوش فرادادن - اعتنا کردن - وقع گذاشتن - ارزش دادن - حرف شنوی داشتن - اعتناکردن به - محل گذاش ...
معنای دوستان: جامه عمل بخود پوشیدن - عملی شدن - عینیت یافتن - محقق شدن - تحقق یافتن 💠 Iran Could Soon Be Flying Russia's Su - 35 Flanker - E Fighte ...
[VERB] معاف کردن - مستثنی نمودن MEANING: to allow someone not to do something, pay something, etc. that others have to do or pay [ADJECTIVE] معاف ...
🗣️دیٖن ( دانشکده ) رییس - مدیر - سرپرست معنی دوستمون: کسی که مدیریت و مسئولیت بخش یا رشته تحصیلی خاصی را در دانشکده یا دانشگاه یا موسسه علمی - تحقی ...
NOUN ۱ ) نابودی - فنا - اضمحلال - نیستی - تباهی ۲ ) ویرانی - تخریب MEANING: - the act or process of destroying something or of being destroyed - t ...
ADJECTIVE 🗣️هُرِن دِس هولناک - وحشتناک - خیلی بد ⭐SYNs horrific - dreadful - terrible - unpleasant ( extremely ) - abominable - abysmal - atrocious ...
ADJECTIVE 🗣️سُرْن قسم خورده ( مثال: دشمن قسم خورده ) - پروپاقرص - دوآتشه - سرسخت ریشه این کلمه از swear به معنی قسم خوردن میاد MEANING: - Sworn en ...
اشاره دوستمون: دریابان ( نیروی دریایی ) پایین تر از دریاسالار و بالاتر از دریادار درجه ای که معادل آن در نیروی زمینی و هوایی ایران سرلشکر هست 💠 Ga ...
VERB اثر منفی داشتن روی چیزی - خدشه دار کردن - آسیب زدن - لطمه زدن MEANING: 1 - If something dents your ideas or your pride, it makes you realize th ...
قید کردن - مشخص کردن - تصریح کردن MEANING: If you stipulate a condition or stipulate that something must be done, you say clearly that it must be do ...
VERB ( کمک و غیره ) رساندن - کمک رسانی کردن - مدد رساندن - کمک کردن MEANING programmes and schemes try to find people who need help or advice rathe ...
VERB کله پا کردن کسی یا چیزی - کله معلق کردن شخصی استعاری: کسی را از دور خارج کردن - از جلوی راه خود برداشتن - شکست دادن e. g. Argentina President ...
( مسافرت یا فعالیت به خصوصی را آغاز کردن - معمولا با: on یا upon ) مبادرت کردن - دست به کار شدن - آغاز کردن - اقدام کردن به - شروع کردن MEANING: beg ...
ADJECTIVE vulgar slang Comparative: crappier Superlative: crappiest بی ارزش - آشغال - قراضه - به دردنخور - افتضاح - ( در مورد حرف ) پرت و پلا - چرت ...
VERB ۱ ) ( خود را ) خوار کردن - خفیف کردن - خود را پایین آوردن e. g. Imran Khan and his wife sentenced in ‘un - Islamic’ marriage case . . . Horrif ...
VERB حبس کردن/شدن زندانی کردن/شدن ⭐هم کاربرد Passive داره و هم کاربرد Active در جملات SYN: imprison e. g. Imran Khan and his wife sentenced in ‘u ...
NOUN حکم دادگاه - حکم هیئت منصفه - رای دادگاه e. g. Imran Khan and his wife sentenced in ‘un - Islamic’ marriage case . . . Pakistani former PM sa ...
- سیستم پایش گاز و آتش - سیستم تشخیص آتش و گاز ▪️سامانه ای است که وظیفه ی شناسایی شعله و گازهای سمی یا قابل انفجار در محیط را برعهده دارد. این سیست ...
[VERB] ( با صحبت یا یک اظهار نظر ) متلک انداختن - مسخره کردن - دست انداختن و متلک گفتن - تیکه انداختن بمنظور طعنه زدن 💠 Israeli soldiers taunt Pal ...
پروسه و فرآیند خنثی سازی تجهیزات و معمولاً در صنعت نفت و گاز کاربرد داره MEANING In fire and explosion prevention engineering, inerting refers to t ...
گاز بی اثر - گاز نجیب 💠 Inert gas purging is most frequently required to remove air from petroleum processing equipment in order to avoid the ris ...
[NOUN] قطعه ای چوب ( یا ماده مشابه ) که مسطح باشد - تخته ▪️ It is of upmost importance not to forget anything inside the vessel ( helmets, boards, r ...
NOUN پسماند مایع - پساب SIMILAR sewage - sewer ▪️▪️▪️ MEANING - Effluent is wastewater from sewers or industrial outfalls that flows directly in ...
عملیات روانی؛ عملیاتی است که برای انتقال اطلاعات منتخب به مخاطبان انجام می شود. ABBREVIATION psychological operations e. g. US rightwing conspir ...