thong

/ˈθɒŋ//θɒŋ/

معنی: تسمه، قیش، با تسمه بستن، شلاق زدن
معانی دیگر: (چرمی)تسمه، باریکه، زبانه، دوال، شلاق، تازیانه، دم پایی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a narrow strip of leather or the like, used esp. as a fastening or as a whiplash.
مشابه: band

(2) تعریف: a sandal held on the foot by a narrow leather, rubber, or plastic strap that passes between the first and second toes.

جمله های نمونه

1. Thonged G-strings disappear up both cracks and there's never a good time to fish them out again.
[ترجمه ترگمان]رشته های جی - جی هر دو شکاف را از بین می برند و هرگز زمان خوبی برای بیرون کشیدن آن ها باقی نمانده است
[ترجمه گوگل]رشته های رشته ای G که هر دو ترک را از بین می برند، هیچ وقت خوب نیست که دوباره آنها را ماهی بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A leather thong or strap used to fasten a shoe or sandal on the foot.
[ترجمه ترگمان]تسمه چرمی یا تسمه چرمی برای بستن کفش یا صندل پوشیدن کفش استفاده می شود
[ترجمه گوگل]یک شلوار چسبان چرم یا بند استفاده می شود که کفش یا صندل را روی پای خود بپوشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In the 1980 s, the popular thong bikini was introduced into American fashion.
[ترجمه ترگمان]در دهه ۱۹۸۰، بیکینی محبوب به سبک آمریکایی معرفی شد
[ترجمه گوگل]در دهه 1980، بیکینی شلوار مردانه محبوب به مدل آمریکایی معرفی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Wear thong panties under your habit ( nuns only ).
[ترجمه ترگمان]لباس زیر را در لباس خود (فقط راهبه ها)بپوشید
[ترجمه گوگل]شورت شلاق را زیر عادت خود بپوشانید (تنها راهبه ها)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Apply moleskin adhesive protection in between the thong and toe if a blister forms.
[ترجمه ترگمان]استفاده از چسب پوستی moleskin در بین تسمه و انگشت خود را در صورتی که a اشکال داشته باشد، اعمال کنید
[ترجمه گوگل]اگر یک تارگت شکل بگیرد، حفاظت از چسب مولزکین را بین شلاق و پا انجام دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A thong or whip of hide or leather.
[ترجمه ترگمان]شلاق یا شلاق یا چرم
[ترجمه گوگل]شلاق زدن یا شلاق از پنهان یا چرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The thong bikini offered the scantiest coverage yet imagined in the rear of the suit.
[ترجمه ترگمان]بیکینی نشان می دهد که پوشش scantiest هنوز در قسمت عقب این کت قرار دارد
[ترجمه گوگل]بیکینی شلوار کوتاه ترین پوشش را ارائه داد اما هنوز هم در عقب کت و شلوار تصور می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. STRETCH VELVET, EMBROIDERY AND RHINESTONE THONG PANTY With adjustable elastic sides.
[ترجمه ترگمان]STRETCH velvet، embroidery و rhinestone thong با جهات قابل تنظیم قابل تنظیم هستند
[ترجمه گوگل]استرچ VELVET، گلدان و شانه Rhinestone شانه با الاستیک قابل تنظیم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. STRETCH MESH AND BONING THONG PANTY With elasticized waist.
[ترجمه ترگمان]STRETCH MESH و boning thong With با کمربند elasticized
[ترجمه گوگل]مشت مچ پا و شلوار جوراب شلواری با کمر الاستیک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Stitched, thong toe post for easy slip-on.
[ترجمه ترگمان]stitched، پست شست پا برای راحت شدن
[ترجمه گوگل]شلوار، بند انگشتی پا برای لغزش آسان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Playing hard to get a metal thong, like that can really protect her. a tease!
[ترجمه ترگمان]سفت بازی کردن سخته، انگار که واقعا میتونه ازش محافظت کنه سربه سرم بگذار!
[ترجمه گوگل]بازی سخت برای گرفتن یک شلاق زدن فلزی، مثل این است که واقعا می تواند از او محافظت کند کسی را دست انداختن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A thong or strap used to fasten a shoe or sandal on the foot.
[ترجمه ترگمان]تسمه یا تسمه چرمی که برای بستن کفش یا کفش پاشنه کفش به کار می رفت
[ترجمه گوگل]یک بند بند یا بند استفاده می شود که کفش یا صندل را روی پای خود بپوشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Thong: a small sexy piece of underwear that girls wear and it attracts men.
[ترجمه ترگمان]Thong: یه لباس زیر سکسی که دخترا میپوشن و مردا رو به سمت خودش جذب میکنه
[ترجمه گوگل]قدم زدن یک قطعه سکسی کوچک از لباس زیر که دختران پوشیدن و آن را جذب مردان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Gingerbread Man: IT's A THONG!
[ترجمه ترگمان]نون زنجفیلی - ه - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل]شیرینی زنجفیلی یک مرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تسمه (اسم)
lash, hoop, bail, belt, strap, ribbon, thong, halter, carrying string, garth, latchet, strop, whang

قیش (اسم)
strap, thong, leather, latchet

با تسمه بستن (فعل)
thong

شلاق زدن (فعل)
flog, beat, belt, thong, baste, whip, thrash, whiplash, wallop, flail, belabor, belabour, leather, horse, cat, flagellate, horsewhip, scutch, welt

به انگلیسی

• strip of leather used as whip or reins or for fastening; bikini bottom or underwear that has only a thin strap covering the rear-end; flip-flops
a thong is a long, thin strip of leather, plastic, or rubber.

پیشنهاد کاربران

نوعی شورت نازک و هفتی شکل زنانه،
مثل G - string
شورت نازک تسمه ای!
مایو زنانه
شورت زنانه بغل بندی، شورت زنانه گره ای، شورت زنانه بغل گره ای. . .
این کلمه در آمریکا و انگلیس همان معنی ای را می دهد که آقای منصوری اشاره کردند.
ولی در استرالیا، از این کلمه برای دمپایی های بندانگشتی یا همان flip - flops استفاده می شود.
شورت بدنسازی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما