پیشنهاد‌های آراز فرشباف (١٣١)

بازدید
٨٧٦
تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

Drift یک حرکت نمایشی با خودرو است که موجب شناور شدن ظاهری خودرو بر روی جاده می شود، به طوری که در ظاهر انگار راننده کنترل خودرو را از دست داده است. ا ...

تاریخ
١٤ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بلافاصله، در جا، ناگهانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

مخفف Point of view در فضای مجازی به وفور در کلیپ های طنز استفاده می شود و به معنای نشان دادن موقعیت و وضعیت ( situation ) خاصی است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

تنوع add variety: تنوع بخشیدن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

باشه، قبوله کاربرد در مسند: قابل قبول، خوب

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

for me برای من

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

mission ماموریت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

عدد اول مثال: 2، 3، 5، 7، . . . P: مجموعه اعداد اول

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

عدد زوج مثال: 2، 4، 6، . . . E={x | x=2k, k∈Z}

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

عدد فرد مثال: 1، 3، 5، . . . O={x | x=2k 1, k∈Z}

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

مثال: ریاضی، یک دانش انتزاعی است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

ثوابت ریاضیاتی که هنگام محاسبات از متغیر هایی مثل x, y, . . . جدا هستند. معمولا از c برای نمایش آنها استفاده می شود، اما از k یا α نیز استفاده می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

informal: Hi, Hey, Hey you!, معادل با �هِی!� یا �هی تو!� formal: Hello, معادل با �اَلو�

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

سلام ( هنگامی که فینگلیش تایپ می کنیم )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

بدهی ها

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

duo ( to do sth ) : برنامه داشتن ( برای یه کاری )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

سرور server

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

آبرو، خجالت، شرم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

رعیت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

رزّاق، روزی دهنده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مرهم، چسب زخم، پماد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣١

( n. ) : کمک، امداد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٨

PRE2: the part of food that one's body cannot digest but which helps the body to work well: Dried fruits are especially high in fiber.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

speed, سرعت At a snail's pace: با سرعت حلزون، بسیار آهسته

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

جست و خیز کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

در برنامه نویسی کامپیوتر از مخفف کلمه temporary به شکل temp به عنوان کاراکتر موقت استفاده می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

tool ابزار equipment

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

sociable, outgoing موجود اجتماعی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧٥

آویختن، آویزان کردن معنای قطع کردن تماس تلفنی از این قضیه بیرون می آید که تلفن های قدیمی بر دیوار ها وصل بودند و هنگامی که می خواستند تماس تلفنی را ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩٠

در جدول زمانی فرودگاه دو بخش دیده می شود به نام های: departures و arrives. بخش departures مربوط به پرواز های خروجی یا صعود ها و بلند شدن هواپیما ها ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

a piece of equipment for receiving television or radio signals: She bought a radio set. ( Pre Intermediate 1 )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

سر گیجگی، احساس سر گیجه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

خوبی، فایده، مزیت، سود

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

شبح، روح، جن ( در فیلم ها )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دلقک مسخره اسباب خنده دیگران

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

( verb. ) : باور داشتن اعتقاد داشتن عقیده داشتن ( noun. ) : باور، اعتقاد، عقیده، نظری که فرد به درستی آن اطمینان داشته باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

خشن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

نهنگ

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

نمایان شدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢١

wash the dishes

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

گالری، کُلِکسیون

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

کار شیفتی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

نوشیدنی های گاز دار

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢١

، ویرگول

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٩٢

هویج

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٥

لوبیا سبز

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

تنقّلات

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

sorry

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

phosphoric yellow

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خوب به نظر می رسد.