plaster

/ˈplæstər//ˈplɑːstə/

معنی: مشمع، مرهم، ضماد، گچ، ارزه، خمیر مخصوص اندود دیوار و سقف، گچ زدن، گچ مالیدن، ضماد انداختن، مشمع انداختن روی
معانی دیگر: (بنایی - شکسته بندی) گچ، ارزه (گچی که با آن روی تخته سیاه می نویسند: chalk)، با گچ پوشاندن، گچ کشیدن، گچ کاری کردن، (شکسته بندی) گچ گرفتن، (به دیوار و غیره) زدن، چسباندن، (به ویژه موی سر) صاف و خوابیده کردن، (عامیانه) سخت شکست دادن، محکم زدن، در هم کوبیدن، رجوع شود به: plaster of paris، (پزشکی) ضماد، مشما، زفت، زفت انداختن، مشما گذاشتن، ضماد گذاشتن، دیوار را با گچو ساروج اندود کردن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a paste of sand, lime or gypsum, or the like, and water that hardens when it dries, used esp. to cover walls and ceilings.
مشابه: cement, grout, mortar, plaster of Paris, roughcast, Spackle, stucco

(2) تعریف: a medicinal or cosmetic paste that is applied to the body.
مشابه: cast, pack, poultice
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: plasters, plastering, plastered
مشتقات: plastery (adj.), plasterer (n.)
(1) تعریف: to cover with plaster or a plasterlike substance; apply plaster to.
مترادف: daub
مشابه: cement, encrust, mortar, paint, paste, roughcast, Spackle, stucco

(2) تعریف: to apply like plaster, as by pasting.
مشابه: paste, smear, spread

- They plastered their ad all over the wall.
[ترجمه o.hp] آن ها اکهی های خود را در سرتاسر دیوار نصب کردند
|
[ترجمه ترگمان] همه ad را روی دیوار نصب کرده بودند
[ترجمه گوگل] آنها آگهی خود را در سراسر دیوار گچ می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. to plaster posters on walls
به دیوارها پوستر چسباندن

2. the wall's plaster has not dried yet
گچ دیوار هنوز خشک نشده است.

3. it rained so much that the wall plaster turned into mush
آن قدر باران آمد که گچ دیوار مثل خمیر شد.

4. Patience is the plaster of all sores.
[ترجمه نیلوفر نیک کار] صبر و شکیبایی, مرهم تمام دردهاست
|
[ترجمه ترگمان]صبر و شکیبایی نشان از همه زخم ها است
[ترجمه گوگل]صبر، گچ تمام زخم ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Patience is a plaster for all sores.
[ترجمه ترگمان]صبر و شکیبایی برای همه زخم ها مثل گچ است
[ترجمه گوگل]صبر، گچ برای همه زخم ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He mixed up some plaster to repair the wall.
[ترجمه ترگمان]او مقداری گچ برای تعمیر دیوار برداشت
[ترجمه گوگل]او مخلوط گچ برای تعمیر دیوار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The plaster on the walls has been removed to expose the original bricks underneath.
[ترجمه ترگمان]گچ دیوارها برای افشای آجرهای اصلی تحتانی از دیوار برداشته شده است
[ترجمه گوگل]گچ بر روی دیوار برداشته شده است تا آجرهای اصلی را در زیر قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The plaster on the walls was cracked and flaking.
[ترجمه ترگمان]دیوار گچی دیوار ترک خورده و پوسته پوسته شده بود
[ترجمه گوگل]گچ روی دیوارها ترک خورده و پوسته پوشیده شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Chip out the plaster with a steel chisel.
[ترجمه ترگمان]با قلم فولادی، چیپ را از زمین بیرون بیاورید
[ترجمه گوگل]گچ را با یک تراشه فولادی تمیز کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It was made of plaster, hard and white and lifeless, bearing no resemblance to human flesh.
[ترجمه ترگمان]این تصویر از گچ و سفید و بی روح ساخته شده بود و هیچ شباهتی به گوشت انسان نداشت
[ترجمه گوگل]این ساخته شده از گچ، سخت و سفید و بی روح است، که هیچ شباهتی به گوشت انسان ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. His broken leg was encased in plaster.
[ترجمه ترگمان]پای شکسته اش با گچ پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل]پا شکسته او در گچ قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He's got his leg in a plaster cast.
[ترجمه ترگمان]پایش را در گچ گچ گرفته اند
[ترجمه گوگل]او پای خود را در یک گچ بازی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The plaster cast is used to keep the leg immobile.
[ترجمه ترگمان]سنگ گچ برای ثابت نگه داشتن پا به کار می رود
[ترجمه گوگل]بازیگران گچ برای حفظ حرکت پا استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It had a high ceiling, ornamented with plaster fruits and flowers.
[ترجمه ترگمان]سقف بلندی داشت که آراسته به میوه های گچ و گل تزیین شده بود
[ترجمه گوگل]این یک سقف بالایی داشت که با میوه ها و گل های گچ ساخته می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Before painting, fill all the cracks in the plaster.
[ترجمه ترگمان]قبل از نقاشی، تمام شکاف های موجود در گچ را پر کنید
[ترجمه گوگل]قبل از نقاشی، تمام ترک های موجود در گچ را پر کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مشمع (اسم)
adhesive plaster, plaster, cerecloth

مرهم (اسم)
plaster, inunction, unction, balm, dressing, balsam, salve, ointment, copaiba, unguent, oil

ضماد (اسم)
compress, plaster, salve, cataplasm, poultice

گچ (اسم)
plaster, chalk, stucco

ارزه (اسم)
plaster

خمیر مخصوص اندود دیوار و سقف (اسم)
plaster

گچ زدن (فعل)
plaster

گچ مالیدن (فعل)
plaster

ضماد انداختن (فعل)
plaster

مشمع انداختن روی (فعل)
plaster

تخصصی

[عمران و معماری] اندود - گچ - گچکاری کردن - روکش - پلاستر
[پلیمر] مشمع، گچ

به انگلیسی

• mortar, wall covering made from lime; gypsum, cast; compress; bandage, band aid
apply plaster, apply mortar; stick, glue; apply a cast; defeat (slang)
plaster is a smooth paste made of sand, lime, and water, used to cover walls and ceilings inside buildings.
if you plaster a wall or ceiling, you cover it with a layer of plaster.
a plaster is a strip of sticky material with a small pad, used for covering small cuts or sores on your body.
if your leg or arm is in plaster, it has a plaster cast on it to protect a broken bone.
see also plastered.

پیشنهاد کاربران

چسب زخم
گچ کاری
چسبِ زخم
چسب زخم ضماد
مرهم، چسب زخم، پماد
چسب مخصوص زخم
Plaster =چسب زخم
سخت شکست دادن.
اسم ( noun ) :
a soft mixture of sand and cement and sometimes lime with water, for spreading on walls, ceilings, or other structures, to form a smooth hard surface when dried.
"a little plaster of red mud"
مَلات بنّایی
گچ آتل بندی ( برای شکستگی استخوان )
an adhesive strip of material for covering cuts and wounds.
چسب زخم، باند پانسمان
( verb ) فعل:
cover ( a wall, ceiling, or other structure ) with plaster.
گچ اندود کردن
apply a plaster cast or medical plaster to ( a part of the body ) .
قرار دادن پانسمان و بانداژ روی زخم.
bomb or shell ( a target ) heavily.
بمب افکنی
به معنی �چسب زخم� هم میشه
مرحم ، چسب زخم
پانسمان
plaster ( علوم دارویی )
واژه مصوب: مشمّع
تعریف: ترکیبی خمیری شکل که می توان آن را بر روی پوست پهن کرد و به آن چسباند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما