برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

آراز فرشباف

آراز فرشباف A.F.A
زبان آموز ILI، سطح Intermediate 3

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 مثال:
ریاضی، یک دانش انتزاعی است.
١٤٠٠/٠٢/٠١
|

2 ثوابت ریاضیاتی که هنگام محاسبات از متغیر هایی مثل x, y, ... جدا هستند. معمولا از c برای نمایش آنها استفاده می شود، اما از k یا α نیز استفاده می شود. ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

3 informal: Hi, Hey, Hey you!, معادل با �هِی!� یا �هی تو!�
formal: Hello, معادل با �اَلو�
١٣٩٩/١١/١٧
|

4 سلام (هنگامی که فینگلیش تایپ می کنیم) ١٣٩٩/١١/١٧
|

5 بدهی ها ١٣٩٩/٠٤/٠٢
|

6 duo (to do sth):
برنامه داشتن (برای یه کاری)
١٣٩٩/٠٣/١٦
|

7 سرور server ١٣٩٩/٠٢/٢١
|

8 آبرو، خجالت، شرم ١٣٩٩/٠٢/١١
|

9 رعیت ١٣٩٩/٠٢/١١
|

10 موجودی که می پرد و معمولا پرواز می کند. ١٣٩٩/٠٢/٠٩
|

11 رزّاق، روزی دهنده ١٣٩٩/٠١/٢١
|

12 مرهم، چسب زخم، پماد ١٣٩٨/١٢/٢٣
|

13 (n.):
کمک، امداد
١٣٩٨/١٢/٢٣
|

14 PRE2:
the part of food that one's body cannot digest but which helps the body to work well: Dried fruits are especially high in fiber.
١٣٩٨/١١/٠٥
|

15 speed, سرعت
At a snail's pace: با سرعت حلزون، بسیار آهسته
١٣٩٨/١٠/٢٨
|

16 جست و خیز کردن ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

17 در برنامه نویسی کامپیوتر از مخفف کلمه temporary به شکل temp به عنوان کاراکتر موقت استفاده می شود. ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

18 tool ابزار
equipment
١٣٩٨/١٠/٢١
|

19 sociable, outgoing
موجود اجتماعی
١٣٩٨/١٠/٢١
|

20 آویختن، آویزان کردن
معنای قطع کردن تماس تلفنی از این قضیه بیرون می آید که تلفن های قدیمی بر دیوار ها وصل بودند و هنگامی که می خواستند تماس تلفنی ...
١٣٩٨/١٠/٢١
|

21 در جدول زمانی فرودگاه دو بخش دیده می‌شود به نام های: departures و arrives.
بخش departures مربوط به پرواز های خروجی یا صعود ها و بلند شدن هواپیما ...
١٣٩٨/١٠/١٣
|

22 a piece of equipment for receiving television or radio signals: She bought a radio set.
(Pre Intermediate 1)
١٣٩٨/٠٩/٢٤
|

23 سر گیجگی، احساس سر گیجه ١٣٩٨/٠٧/٠٥
|

24 خوبی، فایده، مزیت، سود ١٣٩٨/٠٦/١٦
|

25 شبح، روح، جن
(در فیلم ها)
١٣٩٨/٠٦/١٦
|

26 دلقک
مسخره
اسباب خنده دیگران
١٣٩٨/٠٦/١٦
|

27 (verb.):
باور داشتن
اعتقاد داشتن
عقیده داشتن
(noun.):
باور، اعتقاد، عقیده، نظری که فرد به درستی آن اطمینان داشته باشد.
١٣٩٨/٠٦/١٦
|

28 خشن ١٣٩٨/٠٦/١٦
|

29 نهنگ ١٣٩٨/٠٤/٢٨
|

30 نمایان شدن ١٣٩٨/٠٤/٢٥
|

31 wash the dishes ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

32 گالری، کُلِکسیون ١٣٩٨/٠٣/٢٦
|

33 کار شیفتی ١٣٩٨/٠٣/١٥
|

34 نوشیدنی های گاز دار ١٣٩٨/٠٢/٢٧
|

35 ،
ویرگول
١٣٩٧/١١/٠٥
|

36 هویج ١٣٩٧/١١/٠٥
|

37 لوبیا سبز ١٣٩٧/١١/٠٥
|

38 تنقّلات ١٣٩٧/١١/٠٥
|

39 sorry ١٣٩٧/١٠/٢٦
|

40 phosphoric yellow ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

41 خوب به نظر می رسد. ١٣٩٧/١٠/١٣
|

42 مسیحیان ١٣٩٧/١٠/١٢
|

43 مطمئن باش ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

44 maybe ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

45 صدای بلند ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

46 تبریک، مبارک، مبارک باد ١٣٩٧/٠٩/٠٨
|

47 شیمی:
NaCl
سدیم کلرید
١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

48 نمک طعام ١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

49 fridge
یخچال (برقی)
١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

50 tough
محکم، سخت
١٣٩٧/٠٩/٠٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 patient
• The dentist's waiting room was filled with patients.
• اتاق انتظار آن دندان‌پزشک پر از بیماران بود.
١٣٩٨/٠٢/١٠
|