پیشنهادهای مهدی کشاورز (٣,٩٤٣)
زیست پالایه، زیپالایه
درود واژه ی پلو، در بنیاد برگرفته از واژه ی سانسکریتی [پولاکَ] است واژه ایست از سرزمین برنج خیز هندوستان. این واژه به ریخت پولاو و پلو درون پارسی و ...
پولاو= پُلاو= پلو : دهد از نرگسی پلاو چون یاد بود از نظم نرگسی دلشاد. یحیی کاشی ( از آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ) . رشته پولاو چو پا بر سر این سفر ...
پولاو= پُلاو= پلو : دهد از نرگسی پلاو چون یاد بود از نظم نرگسی دلشاد. یحیی کاشی ( از آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ) . رشته پولاو چو پا بر سر این سفر ...
پشتوان بها، پشتوانبها، بهای پشتوانه
تن بها، تنبها
سازش بها ( sazeshbaha ) ، بهای سازش
واشامه در کالبدشناسی: دیافراگم واشامه= پرده ی ماهیچه ای جداگرِ اندام های شکم از قفسه سینه
غُریِ تراشامه ای؛ غُری= فتق واشامه= دیافراگم تراشامه= از یک سوی واشامه ( دیافراگم ) به سوی دیگرِ واشامه [پیشوند "ترا" دارای درونمایه ی از سویی به ...
"واشامه" واشامه= پرده ی ماهیچه ای جداگرِ اندام های شکم از قفسه سینه
واشامه آماس
واشامه ای
غُریِ تراشامه ای؛ غُری= فتق واشامه= دیافراگم تراشامه= از یک سوی واشامه ( دیافراگم ) به سوی دیگرِ واشامه غریِ تراشامه ای= بیرون زدگی بخشی از معده ...
غُریِ تراشامه ای
میانبند
غُری کشاله ای
غُری کشاله ای
غُر
غُر شده، بیرون زده
غُر شدگی
غُری= فتق، غُر= فتق دار، غر شدن= دچار فتق شدن؛ بینی و گنده دهان داری و نای خایگان غر هریکی همچون درای رودکی
غُر شدن= دچار فتق شدن، غُری= فتق، غر= فتق دار؛ بینی و گنده دهان داری و نای خایگان غر هریکی همچون درای رودکی
غُر= فَتق دار، غُری= فتق، غر شدن= تو رفتن یا بیرون زدن دیواره ی هر چیزی
دُژبهرِش، دُشبهرش، [= بهره گیری بد و ناروا] دژبهریدن= سوءاستفاده کردن
بوم گشایی، کشورگشایی، گشایش، گشودن، دست یافتن، گرفتن= فتح کردن، تسخیر کردن
بوم گُشاییها، گشایشها
طایفه ی قشقایی درواقع یک گروه بزرگ از همپیمانان هستند نه یک ایل خالص؛ هسته نخستین ایل قشقایی، ترکهایی بوده اند که گویا از آناتولی به ایران و استان فا ...
گوناگون، جورواجور، چنددسته
گوناگونی، چند دستِگی
همپیمانان، همبستگان، همگرایان؛ کنفدراسیون کشورهای کرانه دریای کاسپین= کشورهای همپیمان دریای کاسپین
در پاسخ به کاربر تاریخ جهان به نظر شما آنچه که یک انگاره ( فرضیه ) را به قانون دگرگون می کند چیست؟ شناساندن انگاره: [فَرضیه یا اِنگاره یک بازنمود پی ...
به جای واژه ی کرامت در جایی که به چم [کار معجزه گونه] است می توان واژه ی شگفتی یا شگفتانه را به کار برد.
شگفتانه، شگفتی شگفتانه ها، شگفتیها
زِهچین، زه چین : حلقه ای از چین مخاطی که در فاصله ی کموبیش یک سانتی متری از دهانه ی زِهراه جای دارد.
"زِه چین" یا " زهچین" : حلقه ای از چین مخاطی که در فاصله ی کموبیش یک سانتی متری از دهانه ی زِهراه جای دارد.
مُهر پرده، مهرپرده، مُهرِ دختری، مُهرِ دوشیزگی
"دیریاب" کسی را که مغزش بود با شتاب فراوان سخن باشد و دیریاب فردوسی
جناب کیانی درود بر شما از شما برای جستارهایی که درباره ی ریشه یابی واژگان و ریشه ی هندواروپایی آنها می گذارید سپاسگزارم و تاکنون از آنها بهره ی بسیا ...
پرتُ پلا، چرند، بیراه
بیراه پرتُ پلا
بیراه؛ همه یک بدیگر برآمیختند به هر جای بیراه خون ریختند فردوسی
سرسرا
شکیب سرا، شکیبسرا، شکیبگاه
تباهگری= افسادفی الارض تباهگر= مفسد
تباهگری= فساد فی الارض، تباهگر= مفسد فی الارض
ستیزش، ستیزه گری= محاربه، ستیزنده، ستیزه گر= محارب
ستیزه گر، ستیزه جو= محارب ستیزش، ستیزه گری= محاربه
سرسرا، پاسَرا
شکیبگاه، شکیب سرا
پس رانش