پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٣,٩٤٣)

بازدید
٨,٠٢٤
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تباهنده، تباهیزا، فرساینده، فرسایشگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تباهنده، فرساینده

پیشنهاد
٠

انجامنامه دادن، انجامنامه فرستادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرایندی کردن، پیاده سازی کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرایندی شدن، پیاده سازی شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روندی، فرایندی، پیاده سازی؛ فرایندی کردن، پیاده سازی کردن= اجرایی کردن؛ فرایندی شدن، پیاده سازی شدن= اجرایی شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُشتگاه، کشتنگاه= جای کشتن یا کشته شدن ؛ کُشتنامه= گزارش های نوشتاری که درباره شهید شدن امام حسین ( ع ) است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کُشتگاه، کشتنگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُشش، کشتن، میراندن ؛ [مُرداندن نادرست است]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه بنده خدایی می گفت در روز ولنتاین به همدیگه کتاب هدیه بدید، رابطه نیاز به کتاب! داره نه عروسک. کتاب ابزار فرهنگه و کتابِ خوب می تونه بهترین هدیه ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روسپیزاد، ناروا زاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روسپیزاد، ناروا زاد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدبخت، دوزخی، کوفتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از روی نما، از روی نمود، نمودارانه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بِناگاه، ناخواسته، ناگهانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

از روی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هماهنگ با بها، به فراخورِ نرخ، : جنسها را برحسب افزایش قیمت بچین. کالاها را هماهنگ با افزایش نرخ بچین.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگام نیاز، هنگام ناچاری، اگر بایسته بود، اگر نیاز بود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به فراخورِ . . . هماهنگ با

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سخنگان ( ادبیات ) : هنگ یا آهنگ= نظم، ناهنگ= نثر؛ هنگین یا آهنگین= منظوم، ناهنگین= منثور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ناهنگ= نثر، ناآهنگ، آهنگ= نظم؛ ناهنگین= منثور، آهنگین= منظوم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آهنگ و ناهنگ ( ناآهنگ ) ؛ آهنگین= منظوم، ناهنگین= منثور

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منثور= ناهنگین ( ناآهنگین ) منظوم= آهنگین؛ نثر= ناهنگ، نظم= آهنگ

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بارش موشکی، فروریختن موشک به جایی، ریخته شدن پیاپی موشک به یک جایگاه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آهنگین= منظوم، ناهنگین= منثور، ناآهنگین

پیشنهاد
٠

تخمچال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تخمچال یا تخمچاله= جایی ( چاله ای ) که جانورانی همچون برخی حشره ها، ماهی، لاکپشت، کروکودیل، برخی پرندگان و. . . در آن تخم ریزی یا تخم گذاری می کنند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیدمان بالگردگاه، جانمایی بالگردگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آبریزگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوم، بومگاه، جایگاه، جای ویژه

پیشنهاد
١

تاقبند

پیشنهاد
٠

[دستگاه] زیست پیشران، دستگاه زیپیشران

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیست پیشران، زیپیشران [دستگاه]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیست پیشران، زیپیشران

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باغ پرندگان، پرنده سرا، پرنده زار، پرنده دانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پخشگاه، بخشگاه

پیشنهاد
٠

سرای رهبری، رهبرسرا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهیزار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهیزار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آغازگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرا خانه نشیمن، نشیمنگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیرابند، پیرابند کردن، پیرابستن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیرابندگاه= محل قرنطینه؛ پیرابند= قرنطینه

پیشنهاد
٠

نبردگاه، رزمگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تهیگاه، جاخالی

پیشنهاد
٠

آوردگاه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی گماشته، بی سرپرست، بی نماینده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی سرپرست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی گماشته، بی سرپرست، بی نماینده

پیشنهاد
٠

تخمچاله