پیشنهادهای مهدی کشاورز (٣,٩٤٣)
تباهنده، تباهیزا، فرساینده، فرسایشگر
تباهنده، فرساینده
انجامنامه دادن، انجامنامه فرستادن
فرایندی کردن، پیاده سازی کردن
فرایندی شدن، پیاده سازی شدن
روندی، فرایندی، پیاده سازی؛ فرایندی کردن، پیاده سازی کردن= اجرایی کردن؛ فرایندی شدن، پیاده سازی شدن= اجرایی شدن
کُشتگاه، کشتنگاه= جای کشتن یا کشته شدن ؛ کُشتنامه= گزارش های نوشتاری که درباره شهید شدن امام حسین ( ع ) است.
کُشتگاه، کشتنگاه
کُشش، کشتن، میراندن ؛ [مُرداندن نادرست است]
یه بنده خدایی می گفت در روز ولنتاین به همدیگه کتاب هدیه بدید، رابطه نیاز به کتاب! داره نه عروسک. کتاب ابزار فرهنگه و کتابِ خوب می تونه بهترین هدیه ب ...
روسپیزاد، ناروا زاد
روسپیزاد، ناروا زاد
بدبخت، دوزخی، کوفتی
از روی نما، از روی نمود، نمودارانه
بِناگاه، ناخواسته، ناگهانی
از روی
هماهنگ با بها، به فراخورِ نرخ، : جنسها را برحسب افزایش قیمت بچین. کالاها را هماهنگ با افزایش نرخ بچین.
هنگام نیاز، هنگام ناچاری، اگر بایسته بود، اگر نیاز بود
به فراخورِ . . . هماهنگ با
در سخنگان ( ادبیات ) : هنگ یا آهنگ= نظم، ناهنگ= نثر؛ هنگین یا آهنگین= منظوم، ناهنگین= منثور
ناهنگ= نثر، ناآهنگ، آهنگ= نظم؛ ناهنگین= منثور، آهنگین= منظوم
آهنگ و ناهنگ ( ناآهنگ ) ؛ آهنگین= منظوم، ناهنگین= منثور
منثور= ناهنگین ( ناآهنگین ) منظوم= آهنگین؛ نثر= ناهنگ، نظم= آهنگ
بارش موشکی، فروریختن موشک به جایی، ریخته شدن پیاپی موشک به یک جایگاه.
آهنگین= منظوم، ناهنگین= منثور، ناآهنگین
تخمچال
تخمچال یا تخمچاله= جایی ( چاله ای ) که جانورانی همچون برخی حشره ها، ماهی، لاکپشت، کروکودیل، برخی پرندگان و. . . در آن تخم ریزی یا تخم گذاری می کنند.
چیدمان بالگردگاه، جانمایی بالگردگاه
آبریزگاه
بوم، بومگاه، جایگاه، جای ویژه
تاقبند
[دستگاه] زیست پیشران، دستگاه زیپیشران
زیست پیشران، زیپیشران [دستگاه]
زیست پیشران، زیپیشران
باغ پرندگان، پرنده سرا، پرنده زار، پرنده دانی
پخشگاه، بخشگاه
سرای رهبری، رهبرسرا
ماهیزار
ماهیزار
آغازگاه
سرا خانه نشیمن، نشیمنگاه
پیرابند، پیرابند کردن، پیرابستن
پیرابندگاه= محل قرنطینه؛ پیرابند= قرنطینه
نبردگاه، رزمگاه
تهیگاه، جاخالی
آوردگاه
بی گماشته، بی سرپرست، بی نماینده
بی سرپرست
بی گماشته، بی سرپرست، بی نماینده
تخمچاله