پیشنهادهای مهدی کشاورز (٤,٣٣٩)
برگیری، برگیرش
رایانه سازی، رایانه ای کردن/شدن؛ پیشنهاد زیر برابر با computing بوده و درینجا نادرست است.
پسرفت
دیرگشت
ناهَمچم؛ ناهمچم# همچم ناهمچم: دو یا چند واژه، فرواژه ( اصطلاح ) ، واچک ( جمله ) که دارای چم ( معنی ) ناهمسان اند. واژگان یا واچکهای ناهمچم می توانن ...
فرواژه شناسانه، واژه شناسانه
فرواژه شناختی، فرواژه شناسیک
رایانه ای شدن؛ ترادیس شدن زیرساخت از دستی به رایانه ای
رایانه ای کردن، رایانه سازی
فرواژه شناسی
درود "رای" و "راست"، بن کنونی و بن گذشته ی بُنواژه ی "راستن" ( =راست و درست کردن، اصلاح کردن، سامان دادن، عیب زدودن ) هستند که امروزه بیشتر با پیشوند ...
رایانیده، رایانشی، رایانه ای شده
رایانیدن، رایانه ای کردن رایانش
رایانش
آموزنده، آموزا [دارای ساختاری همچو گویا، دانا، بینا، کوشا، جویا و. . . ]، یادگیر
یادگیرنده، یادگیر، فراگیرنده، فراگیر
کارساز، کارگشا، سودبخش
پیچک، [واج پیچ خورده]
خَمشو، خمپذیر، خمش پذیر، خمیدنی
شُلول، شُل لول= لوله ی شل، لوله ی خَمشو. شلول بجای واژه ی آلمانی شیلنگ ( به چم مار! )
شُلول، شُل لول= لوله ی شل، لوله ی خَمشو
خَمِش= خمیدن، خم شدن؛ خمش داشتن= خمیدگی داشتن، خمیده بودن، خماندن= خم کردن
خَمشو [خم شونده]، خمیدنی، خمپذیر
گاهی می توان از واژه ی "سنگینی" به جای [شدت] بهره گرفت.
سنگین؛ درگیری شدیدی میان دو طرف بوجود آمد. درگیری سنگینی میان دو سو پدیدار شد.
"تارشامه" تارشامه ( میان شامه یا تنندویی ) ، نوواژه ایست بجای واژه ی تازی عنکبوتیه. پرده ی مغزی - بندپِیی ( نخاعی ) ، زیر استخوان سر و چسبیده به آن ...
- نمایش، بذار و بردار زندگی پر تشریفات= زندگی نمایشی - شیوه نامه، کاغذبازی تشریفات اداری= شیوه نامه سازمانی، کاغذبازی نهادی/سازمانی
شیوه نامه سازمانی، کاغذبازی نهادی/سازمانی
جایگاه نمایشی/آیینی
آیینگرا، آیین پرداز
آیینگرایی، آیین پردازی
نماگرایی، نمایشگرایی، نماپردازی
نمایشگرا، نماگرا نماپرداز
نمایشانه، نماپردازانه، نماسازانه
نمایی، نمایشی
نمایشی، آیینی، نماپردازانه
نمایی، نمایشی [از روی نما]
نمایی؛ اقدام صوری= کارِ نمایی
کشکی، بیخود، بیهوده، ساختگی، نمایی، نماسازی، نماپردازی، نماپردازانه؛ مقام تشریفاتی= جایگاه نمایی
پیمان نامه
گستره ی هوایی
خونریزی زیر تارشامه
زیر تارشامه [گستره یا بستر زیر تارشامه]
گستره زیر تارشامه
پِی= عصب، بندپی= نخاع، بندپیی یا بندپییک= نخاعی
نرمش، نرمی، آسانگیری، ساده گیری
[در اخترزمین شناسی]: تارگون
تارشامه، میان شامه، تَنَندویی؛ پرده ی مغزی - بندپیی ( نخاعی ) دارای سه لایه است که از بیرون به درون اینهاست: ۱. سخت شامه ۲. تارشامه یا میان شامه یا ...
تَنَندو= تارتَن، عنکبوت [تننده] تنندویی= تارتنی، عنکبوتی، [در پزشکی - کالبدشناسی]: تنندویی= تارشامه، میانشامه، عنکبوتیه؛ پرده ی مغزی - بندپیی ( نخا ...
تارشامه، میان شامه