پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٣٣٩)

بازدید
٩,٩٦٩
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برگیری، برگیرش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایانه سازی، رایانه ای کردن/شدن؛ پیشنهاد زیر برابر با computing بوده و درینجا نادرست است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسرفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیرگشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناهَمچم؛ ناهمچم# همچم ناهمچم: دو یا چند واژه، فرواژه ( اصطلاح ) ، واچک ( جمله ) که دارای چم ( معنی ) ناهمسان اند. واژگان یا واچکهای ناهمچم می توانن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرواژه شناسانه، واژه شناسانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرواژه شناختی، فرواژه شناسیک

پیشنهاد
٠

رایانه ای شدن؛ ترادیس شدن زیرساخت از دستی به رایانه ای

پیشنهاد
٠

رایانه ای کردن، رایانه سازی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرواژه شناسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

درود "رای" و "راست"، بن کنونی و بن گذشته ی بُنواژه ی "راستن" ( =راست و درست کردن، اصلاح کردن، سامان دادن، عیب زدودن ) هستند که امروزه بیشتر با پیشوند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایانیده، رایانشی، رایانه ای شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایانیدن، رایانه ای کردن رایانش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایانش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آموزنده، آموزا [دارای ساختاری همچو گویا، دانا، بینا، کوشا، جویا و. . . ]، یادگیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یادگیرنده، یادگیر، فراگیرنده، فراگیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارساز، کارگشا، سودبخش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیچک، [واج پیچ خورده]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خَمشو، خمپذیر، خمش پذیر، خمیدنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شُلول، شُل لول= لوله ی شل، لوله ی خَمشو. شلول بجای واژه ی آلمانی شیلنگ ( به چم مار! )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شُلول، شُل لول= لوله ی شل، لوله ی خَمشو

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خَمِش= خمیدن، خم شدن؛ خمش داشتن= خمیدگی داشتن، خمیده بودن، خماندن= خم کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

خَمشو [خم شونده]، خمیدنی، خمپذیر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاهی می توان از واژه ی "سنگینی" به جای [شدت] بهره گرفت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگین؛ درگیری شدیدی میان دو طرف بوجود آمد. درگیری سنگینی میان دو سو پدیدار شد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"تارشامه" تارشامه ( میان شامه یا تنندویی ) ، نوواژه ایست بجای واژه ی تازی عنکبوتیه. پرده ی مغزی - بندپِیی ( نخاعی ) ، زیر استخوان سر و چسبیده به آن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

- نمایش، بذار و بردار زندگی پر تشریفات= زندگی نمایشی - شیوه نامه، کاغذبازی تشریفات اداری= شیوه نامه سازمانی، کاغذبازی نهادی/سازمانی

پیشنهاد
٠

شیوه نامه سازمانی، کاغذبازی نهادی/سازمانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه نمایشی/آیینی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیینگرا، آیین پرداز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیینگرایی، آیین پردازی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماگرایی، نمایشگرایی، نماپردازی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایشگرا، نماگرا نماپرداز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایشانه، نماپردازانه، نماسازانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایی، نمایشی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایشی، آیینی، نماپردازانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایی، نمایشی [از روی نما]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمایی؛ اقدام صوری= کارِ نمایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشکی، بیخود، بیهوده، ساختگی، نمایی، نماسازی، نماپردازی، نماپردازانه؛ مقام تشریفاتی= جایگاه نمایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیمان نامه

پیشنهاد
٠

گستره ی هوایی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خونریزی زیر تارشامه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیر تارشامه [گستره یا بستر زیر تارشامه]

پیشنهاد
٠

گستره زیر تارشامه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پِی= عصب، بندپی= نخاع، بندپیی یا بندپییک= نخاعی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نرمش، نرمی، آسانگیری، ساده گیری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[در اخترزمین شناسی]: تارگون

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تارشامه، میان شامه، تَنَندویی؛ پرده ی مغزی - بندپیی ( نخاعی ) دارای سه لایه است که از بیرون به درون اینهاست: ۱. سخت شامه ۲. تارشامه یا میان شامه یا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تَنَندو= تارتَن، عنکبوت [تننده] تنندویی= تارتنی، عنکبوتی، [در پزشکی - کالبدشناسی]: تنندویی= تارشامه، میانشامه، عنکبوتیه؛ پرده ی مغزی - بندپیی ( نخا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تارشامه، میان شامه