تشریفاتی

/taSrifAti/

مترادف تشریفاتی: ظاهرسازی، بی محتوا، تجملی، تکلف آمیز، مناسب تشریفات، هوادار تشریفات، پای بند تشریفات، متکلف

معنی انگلیسی:
ceremonial, formal, ritual, state

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- مربوط بتشریفات . ۲- معتقد و پابند به تشریفات .

جدول کلمات

فرمالیته

مترادف ها

ceremonial (صفت)
تشریفاتی، مربوط به جشن

فارسی به عربی

رسمی

پیشنهاد کاربران

کشکی،
بیخود، بیهوده،
ساختگی،
نمایی،
نماسازی،
نماپردازی، نماپردازانه؛
مقام تشریفاتی= جایگاه نمایی
در پارسی " زیبش گرایی " یار پایبند به زیبش
فرمالیته