پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٣٣٩)

بازدید
٩,٩٦٣
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وَچَک یا واچَک، واژه ای در پارسی میانه به چم جمله است. واژه ی "واچَک" همریشه با واژه های واج، واژ، واز، آواز و. . است. بِواج= بگو، حرف بزن واچک= گف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گذشت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیکمنش نیکخو، بهمن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیکراد، نیک راد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیک نهاد، نیک سرشت، بزرگمنش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زودبخش، زودبخشا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوم و کومیک در پارسی میانه به چم [معده/اشکُم/شکم] بوده است که اکنون به ریخت کُم در گویشهای ایرانی کاربردی ست؛ با بهره گیری از این واژه، من نوواژه های ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامسار، آرامسرا [آرامشگاه پزشکان]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامسار، آرامسرا [آرامشگاه پزشکان]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خود نشان دادن خودی نشان دادن، بجای [ابراز وجود کردن]

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"بخت" این تیم بخت های فراوانی برای گلزنی داشت که از دست داد. ؛ می توان این واژه را با پسوند گاه پیوند داد و بختگاه را بدست آورد به چم جایگاه بخت و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
-١

"یافتار" یافتار= یافتن و دریافتِ درونمایه و مفهوم و چم هرچیزی. "چمگیری" چمگیری= گرفتن و به دست آوردن چم و معنای یک چیز.

پیشنهاد
٠

آرامسار، آرامسرا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامسرا، آرامسار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرامسرا، آرامکده، آرامسار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارِوال

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می توان از واژه های [گوله یا گیله] بجای قرص ( دارو ) بهره گرفت. گوله، گیله= گلوله، گوی کوچک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
-٨

از واژه های [گوله یا گیله] می توان بجای قرص ( دارو ) بهره گرفت. گوله، گیله= گلوله، گوی کوچک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی گیله، واگویی دیگری از گوله است و هر دو کوتاه شده ی واژه ی [گلوله ] اَند؛ این واژه در اسپهان، گُله و گولی گفته می شود. و واژه ی گلوله نیز ساخت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینهمانی، همانی، [این، همان است]

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینهمانی، همانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چیزتار" چیزتار= تارکده چیزها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"چیزتار" چیزتار= تارکده چیزها

پیشنهاد
٠

بهره کِش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
-٢

بهره کشی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همدردی، همراهی، برادری، برابری، همترازی، یکسانی، همسانی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

فراگستر؛ فراگسترش، فراگستر شدن= متاستاز دادن فراگستری= اندازه ی گسترش و متاستاز دادِگی چنگار یا سرطان در تن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به همانگونه به همان سان؛ این پرسش کوتاه و به همان سان پرارزش است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
-١

پخشا، پخشنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیرکامی، سیرکامیدن= ارضا شدن، سیرکام شدن سیرکاماندن= ارضا کردن، سیرکام کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دریافت پذیر، دریافتنی، سُهِش پذیر، سُهیدنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سوختگاه" می توان از واژه ی سوختگاه بجای ایستگاه های سوخت ( پمپ بنزین/گاز/گازوئیل ) بهره گرفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوختگاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوختگاه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستارانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

"ویژه وار" ویژه وار= تخصصی، بطور تخصصی، به شیوه ی تخصصی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضربآهنگانه، آهنگدارانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرآوردِگان،

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرآوردِگان، ساخته ها، ساختِگان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جفت کلیک

پیشنهاد
١

همگفت، همگفتار، همگفتمان همسخن، روی سخن، سخنگیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخنگیر، روی سخن، همسخن، همگفتار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

همسخن، همنشین، همگفتار

پیشنهاد
٠

هماورد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- هماورد، همنَبَرد، - همنشین، همسخن، همدم، روی سخن - رویارو، روبرو، روبرویی، - یارو

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

" لُکِّه" لکه: گونه ای از پوییدن میان راه رفتن و دویدن. : [پس از خواندن سعدی، وقتی از خانه ی خاله ام به خانه ی خودمان بازمی گشتم، قوز می کردم و از ف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

"روزها" نِبیگ یا کتابیست نوشته ی دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن ( ۱۳۰۴ - ۱۴۰۰ ) . این نبیگ یکی از مهم ترین و برجسته ترین نمونه های خودزندگی نامه نویسی د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنیادگرا، آیینگرا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیینگرایی، دیرینگرایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لُکِّه: گونه ای از پوییدن میان راه رفتن و دویدن. : [پس از خواندن سعدی، وقتی از خانه ی خاله ام به خانه ی خودمان بازمی گشتم، قوز می کردم و از فرط هیجا ...