پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٣٨
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دُژبهرِش، دُشبهرش، [= بهره گیری بد و ناروا] دژبهریدن= سوءاستفاده کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوم گشایی، کشورگشایی، گشایش، گشودن، دست یافتن، گرفتن= فتح کردن، تسخیر کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بوم گُشاییها، گشایشها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طایفه ی قشقایی درواقع یک گروه بزرگ از همپیمانان هستند نه یک ایل خالص؛ هسته نخستین ایل قشقایی، ترکهایی بوده اند که گویا از آناتولی به ایران و استان فا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

گوناگون، جورواجور، چنددسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوناگونی، چند دستِگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همپیمانان، همبستگان، همگرایان؛ کنفدراسیون کشورهای کرانه دریای کاسپین= کشورهای همپیمان دریای کاسپین

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به کاربر تاریخ جهان به نظر شما آنچه که یک انگاره ( فرضیه ) را به قانون دگرگون می کند چیست؟ شناساندن انگاره: [فَرضیه یا اِنگاره یک بازنمود پی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جای واژه ی کرامت در جایی که به چم [کار معجزه گونه] است می توان واژه ی شگفتی یا شگفتانه را به کار برد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شگفتانه، شگفتی شگفتانه ها، شگفتیها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زِهچین، زه چین : حلقه ای از چین مخاطی که در فاصله ی کموبیش یک سانتی متری از دهانه ی زِهراه جای دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"زِه چین" یا " زهچین" : حلقه ای از چین مخاطی که در فاصله ی کموبیش یک سانتی متری از دهانه ی زِهراه جای دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُهر پرده، مهرپرده، مُهرِ دختری، مُهرِ دوشیزگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دیریاب" کسی را که مغزش بود با شتاب فراوان سخن باشد و دیریاب فردوسی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

جناب کیانی درود بر شما از شما برای جستارهایی که درباره ی ریشه یابی واژگان و ریشه ی هندواروپایی آنها می گذارید سپاسگزارم و تاکنون از آنها بهره ی بسیا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پرتُ پلا، چرند، بیراه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیراه پرتُ پلا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیراه؛ همه یک بدیگر برآمیختند به هر جای بیراه خون ریختند فردوسی

پیشنهاد
٠

سرسرا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکیب سرا، شکیبسرا، شکیبگاه

پیشنهاد
٠

تباهگری= افسادفی الارض تباهگر= مفسد

پیشنهاد
٠

تباهگری= فساد فی الارض، تباهگر= مفسد فی الارض

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیزش، ستیزه گری= محاربه، ستیزنده، ستیزه گر= محارب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه گر، ستیزه جو= محارب ستیزش، ستیزه گری= محاربه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرسرا، پاسَرا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکیبگاه، شکیب سرا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پس رانش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تباهنده، تباهیزا، فرساینده، فرسایشگر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تباهنده، فرساینده

پیشنهاد
٠

انجامنامه دادن، انجامنامه فرستادن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرایندی کردن، پیاده سازی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرایندی شدن، پیاده سازی شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روندی، فرایندی، پیاده سازی؛ فرایندی کردن، پیاده سازی کردن= اجرایی کردن؛ فرایندی شدن، پیاده سازی شدن= اجرایی شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُشتگاه، کشتنگاه= جای کشتن یا کشته شدن ؛ کُشتنامه= گزارش های نوشتاری که درباره شهید شدن امام حسین ( ع ) است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کُشتگاه، کشتنگاه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُشش، کشتن، میراندن ؛ [مُرداندن نادرست است]

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه بنده خدایی می گفت در روز ولنتاین به همدیگه کتاب هدیه بدید، رابطه نیاز به کتاب! داره نه عروسک. کتاب ابزار فرهنگه و کتابِ خوب می تونه بهترین هدیه ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

روسپیزاد، ناروا زاد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روسپیزاد، ناروا زاد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدبخت، دوزخی، کوفتی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از روی نما، از روی نمود، نمودارانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بِناگاه، ناخواسته، ناگهانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

از روی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هماهنگ با بها، به فراخورِ نرخ، : جنسها را برحسب افزایش قیمت بچین. کالاها را هماهنگ با افزایش نرخ بچین.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنگام نیاز، هنگام ناچاری، اگر بایسته بود، اگر نیاز بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به فراخورِ . . . هماهنگ با

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سخنگان ( ادبیات ) : هنگ یا آهنگ= نظم، ناهنگ= نثر؛ هنگین یا آهنگین= منظوم، ناهنگین= منثور

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

ناهنگ= نثر، ناآهنگ، آهنگ= نظم؛ ناهنگین= منثور، آهنگین= منظوم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آهنگ و ناهنگ ( ناآهنگ ) ؛ آهنگین= منظوم، ناهنگین= منثور

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منثور= ناهنگین ( ناآهنگین ) منظوم= آهنگین؛ نثر= ناهنگ، نظم= آهنگ