پیشنهادهای مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)
بارش موشکی، فروریختن موشک به جایی، ریخته شدن پیاپی موشک به یک جایگاه.
آهنگین= منظوم، ناهنگین= منثور، ناآهنگین
تخمچال
تخمچال یا تخمچاله= جایی ( چاله ای ) که جانورانی همچون برخی حشره ها، ماهی، لاکپشت، کروکودیل، برخی پرندگان و. . . در آن تخم ریزی یا تخم گذاری می کنند.
چیدمان بالگردگاه، جانمایی بالگردگاه
آبریزگاه
بوم، بومگاه، جایگاه، جای ویژه
تاقبند
[دستگاه] زیست پیشران، دستگاه زیپیشران
زیست پیشران، زیپیشران [دستگاه]
زیست پیشران، زیپیشران
باغ پرندگان، پرنده سرا، پرنده زار، پرنده دانی
پخشگاه، بخشگاه
سرای رهبری، رهبرسرا
ماهیزار
ماهیزار
آغازگاه
سرا خانه نشیمن، نشیمنگاه
پیرابند، پیرابند کردن، پیرابستن
پیرابندگاه= محل قرنطینه؛ پیرابند= قرنطینه
نبردگاه، رزمگاه
تهیگاه، جاخالی
آوردگاه
بی گماشته، بی سرپرست، بی نماینده
بی سرپرست
بی گماشته، بی سرپرست، بی نماینده
تخمچاله
- تخمچاله؛ - زدوبندگاه
جدایشگاه، پخشگاه، پیوندگاه
جدایشگاه، پخشگاه، پیوندگاه
ستیزه گرانه، دشمنانه، ناسازگارانه، باستیزه گری، بادشمنی، بابرخورد، بارویارویی
پادکنشگر گیرنده
رویارو، در برابر، روبرو
پادکنشگر، ستیزنده، ستیزه گر، رویارو، ناسازگار
ستیزه گرانه، دشمنانه، ناسازگارانه بارویارویی، بابرخورد، بادرگیری ناهمسان وار
ستیز، ستیزش، رویارویی، برخورد، ناسازگاری، ناهمسانی، دشمنی، درگیری
همایشگاه
گِردایشگاه؛ گردایش= گرد آمدن، اجتماع کردن
گِردایشگاه، گردآیش= گرد آمدن، تجمع کردن
زیگاه، زیستگاه
خریدگاه، تیمچه
درمانگاه کودکان
دارِشگاه
از واژه ی "خریدگاه" می توان بجای واژه های [مجتمع تجاری، مرکز خرید، پاساژ] بهره گیری کرد.
خریدگاه، تیمچه، بازار
خریدگاه
گِردایشگاه= مرکز یا محل تجمع، گردایش= تجمع
در برخی باره ها: گِردایشگاه؛ گردایشگاه سربازان= محل تجمع سربازان
گِردآیش، گردایش؛ گردایش= گرد آمدن
می توان از واژه گِردآیش ( گردایش ) ، به جای واژه ی تازی [تجمع] بهره گیری کرد.