پیشنهادهای مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)
"مَرچین" یا "مارچین"؛ مارچین= شماره چین، سودوکو مَر یا مار همان شمار یا شماره است.
"مَرچین" یا "مارچین"؛ مارچین= شماره چین، سودوکو مَر یا مار همان شمار یا شماره است.
رسیدن؛ دردهای فراوانی به او وارد شده است. دردهای فراوانی به او رسیده است.
بی ریشه، بی رگ وریشه، بی کس وکار،
"دهان نوازی" ساخت نواهای آهنگین با دهان ( زبان، لبها، کام، حنجره )
دهان نوازی
دهان نوازی؛ آهنگ سازی با دهان
دهان نوازی
کفچه، دستاک [ابزار ورزشی]
کفچه، دستاک [در ورزش]
کفچه
یک غازی یا یه غازی= صرفه جو؛ چمهای دیگر: کم بها، کم ارزش، بی ارزش، دوزاری، پست، خوار، ناچیز
واژه های غزو و غازی به چم جنگ و جنگجو، شاید با واژه ی پارسی گاز[گاز گرفتن] از یک ریشه باشد به این شیوه که واژه ی گاز از پارسی میانه درون تازی شده و د ...
دوزاری، بی ارزش، ناچیز، خوار، پست
خودنمایانه، فریبکارانه
فریبکارانه
فریبکارانه
فریبکارانه
ویران، ویرانیده، پکیده، نابود، نابود شده
نابودگر، ویراننده
در برابر، روبرو، وارونه، ناسازگار، پادچم، پادسو، پادینه،
آسیب، گزند، تباهی، ویرانی
لانچر= پرتابگر، سکوی پرتاب؛ هرکدام از واژه های انگلیسی چمهای فراوانی دارند، بنواژه ی ( launch ) نیز دارای چمهای [آغاز کردن، راه انداختن، پرتاب کردن، ...
کژیابی، بدیابی، بدفهمی
کژیابی، بدیابی
بِهیافت بهتر از بازیافت است. هنگامی که در فروشگاه، برای نمونه تخم مرغ را در یک کیسه پلاستیکی می خریم شاید در خانه این کیسه و کیسه های پلاستیکی دیگر ...
هنگامی که در فروشگاه، برای نمونه تخم مرغ را در یک کیسه پلاستیکی می خریم شاید در خانه این کیسه و کیسه های پلاستیکی دیگر را برای بازیافت شدن نگهداری کن ...
خوانش پریش= بدخوان، نارساخوان؛ کسی که یادگیریِ خواندن و نوشتن و بازشناسی واجها و واژگان برایش بیش از اندازه دشوار است.
از میان رفتن و زدوده شدن سَهِش ( حس ) خواب
شیرجه؛ شیر [نامواژه] - جِه [بن کنونی از جهیدن]؛ شیرجه= جهیدن مانند شیر
شیرجه؛ شیر [نامواژه] - جِه [بن کنونی از جهیدن]؛ شیرجه= جهیدن مانند شیر
ماهک؛ مانند ماهکهای خورگَرد ( سیاره ) های کیوان و هرمز
جناب شکیبی نژاد درود و سپاس از پاسختان بی فزون نمایی بگویم در همه زمینه های انسانی و سویه های دانشی، چیزی ارزنده تر از فرهنگ نیست چراکه انسان بدون فر ...
بار افکندن: یک روز آنجا بار افکند [سبکتکین] دیوان بیهقی بار بیفکَنَد شتر چون برسد به منزلی بار دلست همچنان ور به هزار منزلم. سعدی
[اتراق کردن]= ایست کردن، ایستادن، وایسادن، درنگ کردن، لنگر انداختن، فرود آمدن، ماندن، چادر زدن، چادرنشینی کردن
اردو زدن= چادر زدن
چادر زدن، بار افکندن یک روز آنجا بار افکند [سبکتکین] ( دیوان بیهقی )
ددمنشانه، خیره سرانه، گستاخانه
گستاخانه، خیره سرانه
- ددمنش، - ددمنشانه
درنده خو
انگارانه، انگارگون
چرخگاهان؛ چرخگاه= مدار
"چرخگاه" چرخگاه: جای چرخیدن یا جایگاه پایکوبی و سماع: به پهلو درافتاده از چرخگاه زند چرخ خوابیده چون چرخ چاه. ملاطغرا [ سده ۱۱] ( در هجو شیخ ریائی ...
چاره ساز
پندارگون، پندارانه، پنداری، پندارشی
جناب استاد شکیبی نژاد بزرگوار، در روزگار تازش پیوسته و ویرانگر زبانهای بیگانه بویژه تازی و انگلیسی، آیا بهتر نیست بجای پرداختن به برابر انگلیسیِ وا ...
- اَبَرفناوری، ابرفن؛ - فرافناوری، فرافن؛ - پیشرفته
اَبَرفناوری، ابرفن؛ فرافناوری، فرافن
تک سخنگو، تنهاسخنگو