پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٤٢
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رویِ سخن، سخنگیر [بجای مخاطب]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شگفتاندن ( شگفت زده کردن ) [کارواژه گذرا] شگفتیدن ( شگفت زده شدن ) [کارواژه ناگذر] چو افراسیابش به هامون بدید شگفتید از آن کودک نورسید . فردوسی ز خ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- شگفتی، شگفتانه [نام] - شگفتاندن، جا خوردن [کارواژه]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاق یا قاقا یا قاقالیلی در بنیاد همان [کاک] است که به گونه ای نان یا شیرینی خشک و نازک گفته می شود مانند کاک کرمانشاهی. این واژه به ریخت قاقا و قاقا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاق یا قاقا یا قاقالیلی در بنیاد همان [کاک] است که به گونه ای نان یا شیرینی خشک و نازک گفته می شود مانند کاک کرمانشاهی. این واژه به ریخت قاقا و قاقا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی قاق، واگویی دیگری از همان کاک است که به گونه ای نان خشک و نازک گفته می شود؛ این نان در کرمانشاه به گونه ای شیرینی و در چهارمحال با نام کاکولی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناساز با

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی گلایه، ساخته شده از بخش های [گِله]، [آی ( بن کنونی از بنواژه ی آمدن ) ] و پسوند نامساز [ه] است. گِلایه= چیزی که از آن گله شده، از آن گله آمده ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دَریزان" ؛ دریختن، دریزیدن= تزریق کردن دریزش= درریزش، ریزش دارو در تن= تزریق دریزان= تزریق کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناساز با، با اینکه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با بودنِ، با اینکه، با آنکه، به جای [با وجودِ] ؛ کاربر گرامی جناب خوش خلق سیما، [بودش] در ساختار دستوری پارسی، یک پیشنهاد نادرست است، پسوند بُنواژ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موش کور برغم دشمنم ای دوست سایه ای به سر آور که موش کور نخواهد که آفتاب برآید سعدی در سروده سعدی [موش کور] باید همان خفاش باشد. پستانداری که امروز ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برغم دشمنم ای دوست سایه ای به سر آور که موش کور نخواهد که آفتاب برآید سعدی در سروده سعدی [موش کور] باید همان خفاش باشد. پستانداری که امروزه به نام م ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برغم دشمنم ای دوست سایه ای به سر آور که موش کور نخواهد که آفتاب برآید سعدی در سروده سعدی [موش کور] باید همان خفاش باشد. پستانداری که امروزه به نام م ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دَریزش سوخت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زیمایه، زیمایه ی شکننده ی نشاسته به جوقند ( مالتوز )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دَریختن" درریختن ( درون ریختن ) ؛ با سترده شدن یکی از واجهای ر، [دریختن] به دست می آید که درخور به جای تزریق کردن ( injection ) است. دریختن= تزریق ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دَرچکاندن" یا "درچکانش"به جای تزریق کردنِ چکه ای ( مانند سرم ) ؛ "دَریختن" ( درریختن ) یا دریزش به جای تزریق کردن تند ( مانند دریزش ماهیچه ای )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سراچه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سراچه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چکانش، دَرچکانش= چکاندن دارو در تَن مانند سرم؛ دَریزش ( درریزش ) = تزریق یا ریختن تند دارو در تن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"دَریختن" درریختن ( درون ریختن ) ؛ با سترده شدن یکی از واجهای ر، [دریختن] به دست می آید که درخور به جای تزریق کردن ( injection ) است. دریختن= تزریق ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دَرچکاندن به جای تزریق کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاشنده، سرشیلنگ، افشانک، شیپوره، کلِگی [کلاهک دهانه دار در برخی ابزارها و دستگاه ها]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قندزاکافتی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قندزاساختی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قندزایشی، قندزاییک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قندزایی، قندزاییک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قندزاسازی؛ [قندزا=گلیکوژن]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قندزاسازی، [قندزا=گلیکوژن]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قندزا، قندساز، خوقندزا، زیقندزا، [زیقند ( زی قند ) یا خوقند ( خون قند ) = گلوکز]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قندزا، قندساز، زیقندزا، خوقندزا؛ [زیقند یا خوقند= گلوکز]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوقندزایی، نوزیقندزایی؛ [زیقند=قند زیستی، گلوکز]

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوقندزایی، نوزیقندزایی؛ زیقند= قند زیستی، قند زندگیزا= گلوکز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سمع و نظر رساندن= آگاه کردن، به آگاهی رساندن

پیشنهاد
٠

آگاه کردن، به آگاهی رساندن

پیشنهاد
٠

آگاه کردن، آگاه نمودن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پستانک، دهانک، دهانه، شیپوره، افشانک، پخش کن، پاشنده، سرلوله،

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"پلپل" ؛ نگار من چو حال من چنان دید ببارید از مژه باران وابل [وابل=باران درشت] توگفتی پلپل سوده بکف داشت پراکند او ز کف بر دیده پلپل. منوچهری گر سر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشت گوش اندازی، سپوزکاری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ولنگارانه، آسانگیرانه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

پِی= عصب، بندپی= نخاع، سربندپی= بصل النخاع، مغزینه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

سربندپِی؛ پِی= عصب، بندپی= نخاع، سربندپی= بصل النخاع

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سربندپِی"؛ پِی= عصب، بندپی= نخاع سربندپی= بصل النخاع

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایراختن: ای - راختن؛ واژه ی ای یا ایو ( ew ) در پارسی میانه به چم "یک" بوده که گاهی با همین چم در واژه ها و بنواژه ها نقش پیشوندی هم می یافته مانند: ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همبندار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همبستن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی سواری، زاب پیوندی ( صفت نسبی ) از نامواژه سوار است. واژه ی سوار برگرفته از واژه ی پارسی میانه "اسبار" و این نیز از واژه ی پارسی باستان "آسبار ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جای واژه ی تازی مَرکَب: - چارپا، ستور، - سواری

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نِسبی= پیوندی، سنجشی؛ صفت نسبی= زاب پیوندی، زاب پیوندی= زاب یا صفتی که به یک نام پیوند داده می شود.