پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٣٧
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بُرز= قد و بالا، برزو= بلندقد، بلندبالا البرز= کوه برز ؛ بر آن برز و بالا و آن فرّ اوی بسی بودنی دید و بس گفتگوی. فردوسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دل گفت مرا علم لدنی هوس است بیاموز مرا اگر ترا دسترس است ، گفتم که الف، گفت دگر؟ گفتم هیچ در خانه اگر کس است یک حرف بس است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[غده ی] پس جناغ، پسجناغ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پزشکی: [غده] پس جناغ، پسجناغ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

درود بالا، بلندا= قد، ارتفاع واژه ی بلند که در پارسی میانه یا پهلوی نیز به همین ریخت کاربرد داشته دارای ساختار زیر است: بن کنونی - پسوند نامسازِ [َ ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی روال دارای ساختار زیر است: بن کنونی - پسوند نامساز ال؛ [رو] بن کنونی از رفتن و پسوند ال، واژه ی روال را ساخته است به چم [راه، روش، شیوه]. نمو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی مانند دارای ساختار زیر است: بن کنونی - پسوند نامسازِ [َ ند]، [مان] بن کنونی بُنوواژه ی [مانستن/ماندن= همانند بودن] است که با پیوستن پسوند َ ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی رَوَند به گمان بسیار دارای ساختار زیر است: بن کنونی - پسوند نامسازِ [َ ند]، [رو] بن کنونی بُنوواژه ی [رفتن] است که با پیوستن پسوند َ ند به آن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درود واژه ی بلند که در پارسی میانه یا پهلوی نیز به همین ریخت کاربرد داشته به گمان بسیار دارای ساختار زیر است: بن کنونی - پسوند نامسازِ [َ ند]، تکواژ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهادین شدن ( رها کردن دین ) ، از دین برگشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهادین= مرتد، رهادینی= ارتداد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهادینی= ارتداد، رهادین= مرتد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رهادین= مرتد، رهادینی= ارتداد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رهادینی= ارتداد، رهادین= مرتد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بُنساز، بنسازه، ساختمایه، سازمایه= ماده اولیه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساختمایه، سازمایه، بُنساز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماتکان پایه/پاییک ( پایه ای ) ساختمایِگان، سازمایگان، بُنسازان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماده پایه، ماده پاییک ( پایه ای )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایه، پایه ای، پاییک؛ ماده اولیه= ماده پایه، ماده پاییک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چم عامیانه این بُنواژه: کندوکاو در کارهای دیگران، فضولی کردن برای سردرآوردن از رازهای دیگر کسان، کوشش برای پی بردن به پیچیدگی های یک ابزار یا دستگا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایدار شدن، پابرجا شدن، استوار شدن، پا گرفتن= ثبات یافتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایدار شدن، پابرجا شدن، استوار شدن، پا گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افتادن، بار رفتن ( بچه بارش رفت ) = سقط شدن ( بچه ) ، انداختن= سقط کردن

پیشنهاد
٠

بارِ رفتن بستن، بارِ رفتن از گیتی بستن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افتادن، بار رفتن ( بچه بارش رفت )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدپوز، گَنده پوز

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاکدست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زیست پالایه، زیپالایه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود واژه ی پلو، در بنیاد برگرفته از واژه ی سانسکریتی [پولاکَ] است واژه ایست از سرزمین برنج خیز هندوستان. این واژه به ریخت پولاو و پلو درون پارسی و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پولاو= پُلاو= پلو : دهد از نرگسی پلاو چون یاد بود از نظم نرگسی دلشاد. یحیی کاشی ( از آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ) . رشته پولاو چو پا بر سر این سفر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پولاو= پُلاو= پلو : دهد از نرگسی پلاو چون یاد بود از نظم نرگسی دلشاد. یحیی کاشی ( از آنندراج ) ( از فرهنگ نظام ) . رشته پولاو چو پا بر سر این سفر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پشتوان بها، پشتوانبها، بهای پشتوانه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تن بها، تنبها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازش بها ( sazeshbaha ) ، بهای سازش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واشامه در کالبدشناسی: دیافراگم واشامه= پرده ی ماهیچه ای جداگرِ اندام های شکم از قفسه سینه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

غُریِ تراشامه ای؛ غُری= فتق واشامه= دیافراگم تراشامه= از یک سوی واشامه ( دیافراگم ) به سوی دیگرِ واشامه [پیشوند "ترا" دارای درونمایه ی از سویی به ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"واشامه" واشامه= پرده ی ماهیچه ای جداگرِ اندام های شکم از قفسه سینه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

واشامه آماس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واشامه ای

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غُریِ تراشامه ای؛ غُری= فتق واشامه= دیافراگم تراشامه= از یک سوی واشامه ( دیافراگم ) به سوی دیگرِ واشامه غریِ تراشامه ای= بیرون زدگی بخشی از معده ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

غُریِ تراشامه ای

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میانبند

پیشنهاد
٠

غُری کشاله ای

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غُری کشاله ای

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غُر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غُر شده، بیرون زده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غُر شدگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غُری= فتق، غُر= فتق دار، غر شدن= دچار فتق شدن؛ بینی و گنده دهان داری و نای خایگان غر هریکی همچون درای رودکی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غُر شدن= دچار فتق شدن، غُری= فتق، غر= فتق دار؛ بینی و گنده دهان داری و نای خایگان غر هریکی همچون درای رودکی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غُر= فَتق دار، غُری= فتق، غر شدن= تو رفتن یا بیرون زدن دیواره ی هر چیزی