پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٢٢٠)

بازدید
٩,٠٣٦
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نارسان سازی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاهی از واژه ی "گزینه" نیز می توان در برگردان این واژه بیگانه بهره گیری کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رخدادنی، رخدادپذیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناسودبری، بی بهرِگی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست یافتنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اسپهان تاسیانه به خوراکهایی گفته می شود که مادر عروس هنگام نخستین بارداری دخترش می پزد و با فراخواندن آشنایان، به خانه ی دخترش می برد. این واژه ب ...

پیشنهاد
٠

آواز در بازار مسگری یا مسگران سخن یا لاف یا ادعا در جایی که امکان بازشناسی آن نباشد، تشخیص درستی یا نادرستی آن امکانپذیر نباشد. مانند آواز در بازار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر لاف ریزبینانه و دقیق بودن ترکی در حد و اندازه ی ریاضی را زدی پس باید همچو ریاضی یک قانون برای همه ی نمونه ها راست نماید وگرنه لاف در غریبی زده ای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انگیزه پذیر، پاداش دادنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شناختنی، شناخت پذیر، بازشناختنی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

شناختار، برشناخت

پیشنهاد
١

درود بر جناب فرتاش ارجمند اگر برای چالش دوم که درباره ی بندواژ ( قید ) های پیش از زاب هستند همراه با برخی نمونه ها روشنگری کنید سپاسگزار می شوم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میان انسان بودن با ابدیت و جاودانگی، ناسازگاری یا دوگانگی نیست. ابدیت کجاست؟ جاودانگی چگونه ست؟ همین که انسان شیفته و آرزومند زندگی است یعنی که همچ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

میان انسان بودن با ابدیت و جاودانگی، ناسازگاری یا دوگانگی نیست. ابدیت کجاست؟ جاودانگی چگونه ست؟ همین که انسان شیفته و آرزومند زندگی است یعنی که همچ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به گمانم در ترکی به مربا هم ترشی می گویند چون شکر و گلاب و هویج و میوه ها کنار هم می مانند و تباه و خراب نمی شوند. در ترکی، پنیر هم گونه ای ترشی ست ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جناب ساسانی درود بر شما بر پایه سخن فرهنگ نویسان، واژه ی کجک یا کژک، نام میله ی آهنی بوده ابزار فیلبانان یا چوبی سر کج است برای نواختن کوس و طبل و ده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ببین جناب سرور یا خاکپور یا سازنده پارسی یا . . . شاید زبان شناسان ندانند نخستین بار کدام مردم بوده اند که برای نمونه واژه یا پیشوند [پر، فر، فرا، پ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خواسته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بَرنمون، نمونک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نفرین بر کسانی که دین خدا برای آنها شده دستگاه نیرنگ و ابزار چریدن و نان خوردن. یقه بسته و انگشتری عقیق و تقبل الله در صف اول نماز و سلام علیکم و رح ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناشناساندنی، شناخت ناپذیر، بازنمودناپذیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شناساندنی، شناخت پذیر، بازنمودنی، بازنمودپذیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت شیر خدا و رستم دستانم آرزوست دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

درونیافت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ای بزرگان تاریخ و ای پژوهشگران تاریخ نویس یه مقاله ای پایان نامه ای چیزی بدید این بابا کاربر پایینی هم از رو باد روده بنویسد تا تاریخ رو از بیخ تر ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

چشم ترس شدن ترس و نگرانی بیمارگونه داشتن، بیش از اندازه به چیزی بدگمان و پرواگر شدن [از برای تجربه و آزمودگی تلخی که پیشتر، از آن چیز به دست آورده ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترس و نگرانی بیمارگونه داشتن، مارگزیده شدن، بیش از اندازه به چیزی بدگمان و پرواگر شدن [از برای تجربه و آزمودگی تلخی که پیشتر، از آن چیز به دست آورد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم ترس شده، هراسان، ترسان مانند زبانزد [مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد] ویژگی کسی که بلایی سرش آمده پس در آن باره بیش از اندازه بدگمان و پ ...

پیشنهاد
٠

چشم ترس شده، چشم ترسیده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفرین بر کسانی که دین برای آنها شده دستگاه نیرنگ و ابزار نان خوردن. یقه بسته و انگشتری عقیق و تقبل الله در صف اول نماز و سلام علیکم و رحمت الله در ک ...

پیشنهاد
١

خخخخ باشه بابا یکی تو راست میگی یکی هم . . . خلیج فارس خیلی خوش نمکه بپا فشارت رو به چشات نزنه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خواهشانه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود گمان دیگری بر ریشه شناسی نامواژه ی شتر: واژه ی شتر در اوستا به ریخت [اشتَرَه] به کار می رفته است، همچنین در اوستا واژه ی ستَورَه ( stawra ) را ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جناب فیلی این فرتوری که بارگذاری کرده ای با نام [رسوایی بزرگ در ترکیه] داستانش چی بوده؟

پیشنهاد
١

بنده ای از بندگان خدا ( خضر ) بی علت کشتی را سوراخ کرد🔨📌 و موسی به او پرخاش کرد😡؟!!! ⏳️ سپس گماشتگان پادشاه که کشتی را آسیب دیده یافتند🫤 از گرفتن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاستمان ( میوز ) گونه ای پخشش یا تقسیم هسته ی یاخته است که در آن، شمار فامتن های یاخته به نیم کاهش می یابد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رِشتمان در زیست شناسی، فرآیند پخشش یا تقسیم یاخته ای که در آن، یک یاخته ی زاینده، دو یاخته ی دختری یکسان از نظر وراثتی پدید می آورد. رشتمان= میتوز؛ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یاخته افزایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهیب= ترس، در گاهی باره ها تهدید: خوفم مده که سلمان از غم ترا بسوزم پروانه را ز آتش دادن، نهیب تا کی. سلمان ( از آنندراج ) - خط و نشان کشیدن= تهد ...

پیشنهاد
٣

دریای پارس در روزگار باستان یک دریای درونی در ایران و بوم پارس بود به این چم که همه کرانه های این دریا، چه شمالی چه جنوبی، بخشی از خاک ایران بود. د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دریای پارس در روزگار باستان یک دریای درونی در ایران و بوم پارس بود به این چم که همه کرانه های این دریا، چه شمالی چه جنوبی، بخشی از خاک ایران بود. د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوشتک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوشتک

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غُنده : هجر تو چون غنده ای شد در دلم ای شفای جان ببر این غنده را. مولوی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

درود به کاربر حسین در برخی کوی و برزنها یا شهرهای پیرامون اسپهان هم به جای عمدا، واژه ی الحَدِگی یا الهَدگی کاربرد دارد، همچنین در برخی بومهای دیگر ا ...

پیشنهاد
١

دریابست، دریابستار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لایه پوش، روکشدار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاهی در برخی باره ها می توان از واژه ی "کشوری" به جای [رسمی] بهره گرفت. زبان کشوری= زبان رسمی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بُرز= قد، بالا، ارتفاع، برزو= بلندقد، بلندبالا ؛ بر آن برز و بالا و آن فرّ اوی بسی بودنی دید و بس گفتگوی. فردوسی واژه ی "برز" را می توان به جای وا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بُرز= قد و بالا، قامت برزو= بلندقد، بلندبالا ؛ بر آن برز و بالا و آن فرّ اوی بسی بودنی دید و بس گفتگوی. فردوسی.