سهیلا سهرابی

سهیلا سهرابی لیسانس زیست شناسی
فوق لیسانس روانشناسی تربیتی
تدریس زبان انگلیسی برای تمام سطوح
تعداد کتابهای چاپ شده: 3

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



at a stretch١١:٢٥ - ١٤٠١/٠٤/٢٢only with difficulty or in extreme circumstances. با تلاش فراوان یا در شرایط افراطی. مثال: "it is aimed at one age group, adults, or, at a stretch, ... گزارش
7 | 0
flint stone١٨:٥٧ - ١٤٠١/٠٤/٢٠سنگ چخماقگزارش
18 | 0
space rocket١٨:٢٢ - ١٤٠١/٠٤/١٨موشک فضاپیماگزارش
12 | 0
adhered to١٣:٣٥ - ١٤٠١/٠٤/١٨If you adhere to a rule or agreement, you act in the way that it says you should وفادار بودن به یک قاعده یا قانون پیروی دقیق از یک قاعده یا قانونگزارش
5 | 0
free agency٠٩:٣٤ - ١٤٠١/٠٤/١٨عاملیت آزادگزارش
12 | 0
the world beyond١٩:١٦ - ١٤٠١/٠٤/١٦دنیای پس از مرگ زندگی پس از مرگگزارش
14 | 0
the world of numbers١٩:١٥ - ١٤٠١/٠٤/١٦جهان اعدادگزارش
7 | 0
the world of tomorrow١٩:١٥ - ١٤٠١/٠٤/١٦جهان آیندهگزارش
2 | 0
button nose١٧:٣٢ - ١٤٠١/٠٤/١٦A nose with a small size and a relatively flat, round shape, usually considered to be dainty or cute in appearance.گزارش
12 | 0
keep one's end up٢١:٥٥ - ١٤٠١/٠٤/١٣وقتی کسی علی رغم مشکلات و سختی ها به تلاشش ادامه میده و کوتاه نمیادگزارش
7 | 0
neuroconstructivism٠٠:٠٦ - ١٤٠١/٠٤/١٢عصب ساختارگراییگزارش
9 | 0
column inch٢٢:٤٠ - ١٤٠١/٠٤/١٠a one - inch length of a column in a newspaper or magazineگزارش
18 | 0
cut the crap١٧:٤٢ - ١٤٠١/٠٤/٠٨چرت نگو حرف مفت نزن . . . . نخورگزارش
5 | 0
crap١٧:٤١ - ١٤٠١/٠٤/٠٨تو مایه های oh shit لعنت گندش بزننگزارش
44 | 0
bizarrely٠٠:١٦ - ١٤٠١/٠٤/٠٨عجیب است که عجیب آنجاست کهگزارش
2 | 0
flipping٢٣:٥٩ - ١٤٠١/٠٤/٠٦بسته به کانتکست، میشه تغییر موضع یا تغییر عقیده هم معنی کرد. مثلا شما اول طرفدار استقلال بودی، بعد یهو طرفدار پرسپولیس بشی.گزارش
16 | 0
sausage factory٢٠:٥٠ - ١٤٠١/٠٤/٠٤An unpleasant process, especially one that is hidden from public view, that is used to produce a widely consumed product: lots of people like sausage ... گزارش
2 | 0
emissions target١٧:١٠ - ١٤٠١/٠٤/٠٢An emissions target or greenhouse gas emissions reduction target is the central policy instrument of international greenhouse gas emissions reduction ... گزارش
7 | 0
on target١٨:١٤ - ١٤٠١/٠٣/٢٣exactly appropriate accurateگزارش
25 | 1
real deal١٣:١٤ - ١٤٠١/٠٣/٢٣اصل جنسگزارش
37 | 0
don’t look now١٣:٠٥ - ١٤٠١/٠٣/٢٣مثال: فرض کنید توی رستوران نشستید، به دوستتون میگید الان نگاه نکن ( don’t look now ) ولی فلانی پشت سرت نشسته.گزارش
14 | 0
all or nothing١٥:٣٤ - ١٤٠١/٠٣/٢٠inflexible انعطاف ناپذیر فکر نمیکنم معنی ( بی تفاوت ) اینجا صحیح باشه.گزارش
32 | 1
have the upper hand١١:٣٣ - ١٤٠١/٠٣/١٨دست بالا را داشتن ( به همین شکل هم استفاده میشه )گزارش
5 | 0
tiffany twisted١١:٢٦ - ١٤٠١/٠٣/١٥پول پرست این اصطلاح رو توی آهنگ ایگلز، هتل کلیفرنیا شنیدم : )گزارش
28 | 0
gazing٢٠:٠١ - ١٤٠١/٠٣/١٢An entire lizard trapped in amber is gazing at us from 110million years ago یک مارمولک کامل که در سنگ کهربا به دام افتاده گویی از 110 میلیون سال پیش ... گزارش
12 | 0
leap in the dark٢٢:٣٦ - ١٤٠١/٠٣/١١تیری در تاریکیگزارش
14 | 1
fairer sex١٠:٢٠ - ١٤٠١/٠٣/١٠جنس لطیف ( منظور جنس زن است )گزارش
23 | 0
snap١٠:١٦ - ١٤٠١/٠٣/١٠صدای تَق تَرق دَرَق اصطلاح: کار راحت و آسونگزارش
21 | 0
neuroendocrinology٠٩:٥٩ - ١٤٠١/٠٣/١٠عصب - هورمون شناسیگزارش
5 | 0
experimental animal٠٩:٥٥ - ١٤٠١/٠٣/١٠حیوان آزمایشگاهیگزارش
12 | 0
advertising copy٢١:٤٦ - ١٤٠١/٠٣/٠٩کپی آگهی به شکل متن یا عمل نوشتن متن مورد استفاده در تبلیغاتگزارش
5 | 0
don’t look now١١:١١ - ١٤٠١/٠٣/٠٨used in speech before a statement to tell someone to be aware of something without lookingگزارش
5 | 0
set up for١٠:٢٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٨To alter the conditions of someone's or one's own situation so a particular outcome is all but guaranteedگزارش
2 | 0
edge toward٢٠:٣١ - ١٤٠١/٠٣/٠٧میشه تمایل نشان دادن به چیزی معنی کرد. مخالفش هم هست: edge away یعنی خودت رو آروم آروم از چیزی دور کنی.گزارش
7 | 0
lap it up٢٠:٢٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٧با شور و شوق پاسخ دادن به چیزی / پذیرش مشتاقانه ی آنگزارش
2 | 0
gurgle١٩:٣١ - ١٤٠١/٠٣/٠٧صدایی که افراد موقع خفه شدن از خودشون درمیارنگزارش
5 | 0
national league١٩:٢٧ - ١٤٠١/٠٣/٠٦مجمع ملیگزارش
5 | 0
sugar coated١٨:٤٥ - ١٤٠١/٠٣/٠٦ظاهر فریب فریبنده اغوا کننده ( به طعنه )گزارش
12 | 0
self conscious١٣:١٤ - ١٤٠١/٠٣/٠٦این اصطلاح به معنی منفی به کار برده میشه. مثل معذب و کسی که نگرانه از دید بقیه چطور به نظر میاد. من ندیدم به معنی مثبتی مثل خودآگاهی و خودشناسی به کا ... گزارش
74 | 1
give a wide berth to١٢:٤١ - ١٤٠١/٠٣/٠٦از زیر کاری در رفتنگزارش
2 | 1
put back together١٢:١٦ - ١٤٠١/٠٣/٠٦بازسازی کردن تعمیرگزارش
12 | 0
limp rag١١:٣٤ - ١٤٠١/٠٣/٠٦1. آدم ترسو و به درد نخور، بی عرضه، دست و پا چلفتی، اسگل، بی بخار 2. کسی که اصلا انرژی نداشته باشه، بی حال، بسیار خسته، لِه، داغونگزارش
9 | 0
have a stab at١١:٠٩ - ١٤٠١/٠٣/٠٦دست خود را در کاری آزمودن ( محاوره ) ( دیکشنری هزاره )گزارش
2 | 0
well rested١١:٠٣ - ١٤٠١/٠٣/٠٦Having had sufficient ( or even more than enough ) sleep or rest to function optimally during waking hours. ( صفت ) کسی که خوب استراحت کرده و دیگه ... گزارش
2 | 0
dirty work٠٠:٥٧ - ١٤٠١/٠٣/٠١کثیف کاری کار ناخوشایندگزارش
12 | 0
locker room talk٢٠:٣٣ - ١٤٠١/٠٢/٣١نوعی گفتگوی جنسی مبتزل، رکیک و توهین آمیز که مردان بین خودشان رد و بدل میکنند و اغلب در اتاق تعویض لباس دبیرستان ها رخ میدهد. از نظر اجتماعی، چنین در ... گزارش
16 | 0
topless bar١٩:٣٣ - ١٤٠١/٠٢/٣١topless bar/show : one in which the women serving or performing are topless بار ها/ نوشگاه هایی که توشون زنانی که نوشیدنی رو سرو میکنن از بالاتنه بره ... گزارش
5 | 1
moral take١٩:٢٨ - ١٤٠١/٠٢/٣١برداشت اخلاقی پنداشت اخلاقیگزارش
2 | 0
clinch the deal١٨:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/٣١معامله را جوش دادن همون clinch a dealگزارش
0 | 0
adult١٣:١٨ - ١٤٠١/٠٢/٣١افراد بالای 25 سال رو میگن معمولا میتونه برای اشاره به مسائل بزرگسالانه ( از نظر جنسی ) هم به کار بره.گزارش
12 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده