پیشنهاد‌های اریا کرباسی (١٠٨)

بازدید
٨١٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور گسترده به فراوانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیخود superfluous questions پرسشهای بیخود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بیش از نیاز بیش از اندازه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سر ریز بیشبود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با سخت کوشی به دست اوردن با زور چیزی را از دست کسی گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

شمردن، شماردن، شمرده شدن، به شمار اوردن، به شمار امدن نمونه: . She is deemed to be the best Iranian athlete او بهترین ورزشکار ایرانی شمرده می شود. ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واشناختن: توانایی جدا کردن چیزی از چیز دیگر مانند واشناختن رنگها از یکدیگر ، واشناختن درست از نادرست اربی: تمایز، تمیز دادن انگلیسی: to distinguish, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

واشناختن واشناسی ( چیزی از چیزی دیگر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وایافتن انگلیسی: to perceive [ per capere] اربی: درک کردن دریافتن انگلیسی: to receive [ re capere] دریافتن و وایافتن to receive and to percieve مغز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واشناختن تا دو سال انچنان بهشتی ساخت که کسش از بهشت وانشناخت. نظامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a fancy notion

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در استوره شناسی یونانی، اژدها یا هیولایی ماده با نفسی اتشین که سر او شیر، بدنش بز و دمش مار است. همچنین، دست نیافتنی، پنداربافانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پنداره را می توان کم و بیش همان idea گفت اما نهاد درست پنداره همان چیزی است که ما با به کارگیری همة دانسته ها و ازمودهای خودمان از چیزی، در پندار خو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگارپنداره پنداره ای را گویند که نگاره ای باشد pictorial representation of something in the mind

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خودخواسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

به همانة

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

بدنمند کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدنمند کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

kinaesthetic experience ازمود تن پویش اگاهانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگارپنداری در پندار خود نگاره سازی کردن اربی: تصویر سازی ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تن پویش اگاهانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تن پویش اگاهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پویش شناسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگارپندار نگاره ای که در پندار ساخته می شود. انگلیسی: mental image اربی: تصویر ذهنی یا خیالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگارپنداری انگلیسی: imagination اربی: تخیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گویش ناپزیر اربی: غیر قابل بیان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کرانمند کردن کرانمندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زات خود زات واژه ای ایرانی است از سرواژه ی زاتن که امروزه به زادن دگرگون شده است. در زات خود / در سرشت خود انچنانکه افریده و سرشته شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فروشگاه ارایش افزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پنهان پنهانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همسازمندی نهشتاری که در ان دو یا چند چیز /کس با یکدیگر پیوند خردگانی / اندیشه / دیدگاه / ویژگی داشته باشند و بتوانند یک گروه بسازند. همسازمندی داشتن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همسازمند { خوی واژه - adjective } دو یا چند چیز /کس که با یکدیگر پیوند خردگانی / اندیشه / دیدگاه / ویژگی داشته باشند و بتوانند یک گروه بسازند. همساز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همسازمندی نهشتاری که در ان دو یا چند چیز /کس با یکدیگر پیوند خردگانی / اندیشه / دیدگاه / ویژگی داشته باشند و بتوانند یک گروه بسازند. همسازمندی داشتن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

وانمایی پزیر explicable وانمایی ناپزیر inexplicable

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وانمایی { چیزی را بیشتر نشان دادن و باز کردن برای فهمیدن و دریافت بهتر } انگلیسی: explanation اربی: توضیح، تشریح وانمایی کردن انگلیسی: to explain ار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درود جناب سعید ادیب هاشمی، از دید من این بیت از مولانا می گوید که تو یک گواه و شاهدی بجز سخن و رنگ نشان بده، تا شاه رحم کند. وانما ریخت دستوری وانمو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فرارفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریخت گرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترانود ترا = از چیزی به چیزی نود = حالت، وضعیت. همانند نود در واژه های خشنود و بهنود اربی: تبدیل انگلیسی: coversion ترانود کردن = تبدیل کردن to com ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پولمندسالاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فروپایه کردن فرومایه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوشتاد اربی: کتاب انگلیسی: book

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهرمان اربی: اقتصاد انگلیسی: economy

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هماوند: شریک share holder. associate. partner هماوند: مشترک subscriber هماوندی: شراکت partnership. contribution هماوندین: اشتراکی shared

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هماوندین اربی: اشتراکی انگلیسی: shared

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

افسارناپزیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناگفته گفته نشده در دل مانده اشکار نشده پنهان مانند unavowed feelings احساسات پنهان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گستراندن گسترانش همانند گستراندن یک دین، گستراندن یک اندیشه ریشه شناسی disseminate semin همان هسته و دانه و تخم است و همجنین نمادی از همایش و گردامد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیمایه شدن بیمایه کردن کم مایه شدن کم مایه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درود و مهر بیکران به گمان من سرواژه گستریدن به نادرست کارواژه شمرده شده است و چنین سرواژه ای نداریم و اگر به نمونه هایی که در بالا امده نگاه کنیم، هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی ارزش شدن بی پایه شدن ارزش و جایگاه خود را از دست دادن مانند پول یک کشور devaluation

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گاوبندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سهمگینانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کژواره برابرنهاد irony و همچنین کنایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افسار گشایی لنگرگشایی ازاد و رها کردن شناور یا کشتی از لنگر unmoor در رشته های دیگر هم کاربرد دارد با همین درونمایه مانند رهاسازی پولهای ستانش شده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لنگرگشایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جنگنده های نهفته Stealth Fighters

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زیر پوستی زیر میزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مخملی /makh. ma. li/ چک: Sametov� revoluce انگلیسی: The Velvet Revolution ایرانی: انقلاب مخملی، براندازی مخملی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورافکنی / ورا افکنی برابر نهاد واژه ی project انگلیسی است و هم نهاد با traject نمی تواند باشد. پیشاوند ورا با فرا یکسان است و همتراز پیشاوند - pro . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترارفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پابرجا ماندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاینده بودن پایندگی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایرانی: به همانه ی اربی: به مثابه ی، به منزله ی، در حکم انگلیسی: to amount to something the same as something

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاکسازی پالودن پالایش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

fluctuating = نوسانی، نوسانمند، نوساندار نوسان واژه ای ایرانی است. نوسان همان ناسان، نابسان، نبسان، ناهمسان، نابسامان است. انجه که سان ندارد. سان ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوسان همان ناسان، نابسان، نبسان، ناهمسان، نابسامان است. انجه که سان ندارد. سان همان سامان است. پس نوسان واژه ای ایرانی است. نوسان داشتن نوسانی بود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیش بینی ناپزیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناهمگن، ناهمگون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدبین گرایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دورویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جازدن چیزی به نام چیزی دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بهره جویی، سودجویی بهره = صرفه نمونه: ان کار نمی صرفد. = ان کار بهره ای ندارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیدمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناکار - خنثی ناکار کردن - خنثی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنودناپزیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گان نشانک جمع نیست بلکه همان نشانک جمع ان است که در واژه هایی که به ه پایان می یابند، برای اسانی گویش گ به ان افزوده می شود مانند ستمدیده ستمدیدگان، ...

پیشنهاد
٠

کارواژه های کنشگیرانه اربی: افعال متعدّی انگلیسی: transitive verbs

پیشنهاد
٠

کارواژه های کنشگرانه اربی: افعال لازم انگلیسی: intransitive verbs

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

هنودن مایۀ دگرگونی جیزی شدن، تاثیر کردن در چیزی سرواژه: هنودن [ تاثیر کردن to affect ] دستور واژه: بهنای بن واژه: هنای نام واژه: هنایش [تاثیر effec ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همشکنی ( همشکانی ) همدیگر را شکستن، همدیگر را نقض کردن، ناقض هم بودن همشکانی از سرواژه شکاندن است. اربی: تناقض انگلیسی: contradiction ایرانی: همشکن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنشساز هر انچه که کنشی را می سازد یا پدید اورنده ی کنشی است. اربی: عامل انگلیسی: agent, factor

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درمان ناپزیر untreatable

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درمان ناپزیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نبود ایرانی فقدان اربی absence انگلیسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

رهیافت نمی تواند جایگزین approach شود. ریشه شناسی: [ad proch [to near نزدیک شدن. اگر بخواهیم گرته برداری کنیم که همان نزدیک شدن به چیزی، تراگفت ان خو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بارنهاد کنونی واژه اربی ( توجیه ) از بنواژه ( وجه ) ، هیچ پیوندی با ریشه اربی خود ندارد. بارنهاد اربی توجیه، روی به کسی کردن است، که در زبان امروزی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کژنمایی = کوشش برای درست وانمود کردن جیزی که می دانیم نادرست است با به کار بردن کژگزاره ها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رواداری رواداری کردن با کسی یا چیزی روا داشتن چیزی کوتاه امدن، مدارا کردن، آسان گرفتن، سختگیری نکردن و چشم پوشی کردن، ، برای پیشبرد کاری. پزیرفتن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رواداری - کوتاه امدن، مدارا کردن، آسان گرفتن، سختگیری نکردن و چشم پوشی کردن، ناهمسو با خواست درونی خود، برای پیشبرد کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رواداری - کوتاه امدن، مدارا کردن، آسان گرفتن، سختگیری نکردن و چشم پوشی کردن، ناهمسو با خواست درونی خود، برای پیشبرد کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چشم پوشی و کوتاه امدن از خواسته خود بر خلاف خواست درونی، برای مدارا کردن با کسی یا چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از دید من به نگر من

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیوه شناسی methodology شناخت گامهایی است که پژوهشگر در روند پژوهش خود برمی دارد. شناخت شیوه انجام کار. شیوه = method

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منحرف شدن کژ راهه رفتن کژروی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطمئن خاطر جمع SURE

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایرانی: کارساز اربی: موثز انگلیسی: effective

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش انگاره = پیش فرض = presumption an idea that is taken to be true on the basis of probability انگاره ای که درست بودنش را پیشاپیش بر پایه شایدینگی، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دیدمان در برابر واژه نظریّه است که به انگلیسی theory گفته می شود. دیدمان - نظریّه دیدگاه - منظر چشم انداز - منظره نگرش - نظر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اربی = ارتقاء انگلیسی = upgrade فرا به نهاد بالا فرابرد فرا بردن فرابرد کردن فرابری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واداشتن وادار کردن واداری compulsory [اجباری، زوری، محبوری]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واشکافی / واشکافتن همان تجزیه/تجزیه کردن اربی است، به نهاد چیزی/پرسمانی را به پاره های سازنده اش جدا کردن. decompose, breakdown

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نبرد مانش، جنگ برای ماندن struggle for existence

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

/mA. nesh/ مانش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مانش می تواند از شکوفه های کارواژه ماندن باشد، هم نعشت واژه های اربی بقا و انگلیسی survival

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

راهبرد - استراتژی strategy راهکار - تاکتیک tactic

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

انچه از خود واژه پیداست، بهترین حالت و نهشتار چیزی، کمال، درستی، راستی perfection بهبود = بهتر بودن فربود = بهترین بودن کمبود = کم بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بند از سرواژه بستن، دستور واژه ببند، بن واژه بند برامده است و نام واژه ان بند است، افزاری که با ان بتوان چیزی را به چیزی بست و بندمند کرد. بندواژه هم ...