پیشنهاد‌های مالک میرزائی (١,٠٩١)

بازدید
٤,٠٤٦
تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مخفف have to همچنین hasta می شه مخففhas to

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اهلی کردن ، رام کردن مثال He tamed the dragon او اژدها رو رام کرد.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیانه و غیر رسمی: غافلگیر کردن ، شکار کردن مثال: Jaguar smoked caiman from a tree جگوار ، کیمن رو از بالای درخت غافلگیر کرد.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

فنا ، نابودی مثال از نظریه کوانتومی: Annihilatiin operator عملگر نابودی ، عملگر فنا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فلسفه و علی الخصوص فلسفه علم به معنای ابطال گرایی است. یعنی یک ادعا به طور بالقوه قابلیت زیر سوال رفتن و باطل شدن را داشته باشد. مثلا فرضیه "چش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فداکار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کندن ، از جا دراوردن ، بیرون کشیدن از جا

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

رقتن تو نخ چیزی ، رفتن تو کارش. . , ، شروع کردن کاری مثال: Let's get it baby بریم تو کارش رفیق. یا بریم شروع کنیم رفیق

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصل موضوعه اصول علمی که قابل اثبات نیستند و به عنوان ستون فقرات نظریات علمی شناخته می شوند. مثل اصول موضوعه در فیزیک کوانتومی ، اصول موضوعه هندسه ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی ادزش و بدرد نخور You are a no good lying man تو یه ادم دروغگوی دوزاری بیش نیستی.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وصلت دادن ، به هم رسانیدن John and Sara united again جان و سارا دوباره با هم وصلت کردند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دسته Hyena clan دسته کفتارها

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

لذت بردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

جیک جیک کردن انواع جوجه های پرندگان

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتراض و نافرمانی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرقه. ، سوسو

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترساندن ، ترس ایجاد کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

خام و بی تجربه

پیشنهاد
٠

دور چیزی چرخیدن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

علاقه و توجه ، عاطفه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه حل ، اطلاعات مورد نیاز

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٥

حساب کتاب اجناس خریده یا فروخته شده. مثال: ?Could you please ring me up ( خطاب به مغازه دار ) می شهاینا رو برام حساب کنید؟

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیاز به تمرین ، تمرین بردن مثال: Proficient bone smashing takes endless practice. �خرد کردن ماهرانه ی استخوان نیازمند تمرین بی پایان است. �

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکرر

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهر ، متخصص

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خورنده ، حل کننده ، هضم کننده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

اوج گرفتن Some of birds soar up on thermal air currents برخی پرندگان بر فراز جریان های گرمایی هوا اوج می گیرند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کَندن چیزی Extracting meat from bone کندن گوشت از استخوان

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

غنی ، مغذی ، ثروتمند ، پولدار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مغز استخوان مثال: Bones contain rich marrow fat استخوان ها شامل چربی مغز استخوان هستند که مغذی است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

خیلی ، بسیار A precious little effort یک تلاش بسیار اندک

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاصله بین دو انتهای بال های پرندگان یا هواپیما ها مثال His nine foot wingspan can carry him hundreds of miles پهنای بال ۹ فوتیش می تونه اون رو صده ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کرکس ریشدار

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماتریس قطری

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلی از عزا در اوردن Monkies feasting of the fruits of th trees میمون ها روی درختان با خوردن میوه دلی از عزا در می اورند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چراگاه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرصتش که پیش بیاد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلاویز شدن Only lions can tackle buffalos تنها شیرها می توانند با بوفالوها دست به گریبان شوند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مواجه شدن ، دست به گریبان شدن و درگیر شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستقیم ، مستقیم سو

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

با این حال ، با این وجود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

افزایش وزن ، چاق شدن ، بالا بردن چربی بدن که معمولا حیوانات زمستان خواب با خوردن غذا انجام می دهند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دقیق و سر وقت ، تمام و کمال They have timed things just right اون ها کارها رو تمام و کمال زمان بندی کرده اند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیاده روی کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به طور متوالی ، پشت سر هم I can sleep for 10 hours straight می توانم ۱۰ ساعت متوالی بخوابم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدر رفتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

یک ساختار به معنی "هر چه بیشتر" The more I earn , the more you spend هر چی من بیشتر پول در میارم تو بیشتر خرج می کنی.