پیشنهادهای مالک میرزائی (١,٠٨٨)
زندگی کردن ، به زندگی ادامه دادن ، بقا ، گذران زندگی. مثال : . Lions must survive on a diet of meat شیرها برای بقا به گوشت وابسته هستند.
موریانه ها
موجود عجیب غریب مثال: . Anteaters are oddities مورچه خوارها موجودات عجیب غریبی هستند.
علفزار
لباس نطامی خاکی رنگ
اوصاع خوب پیش نمی ره. اوضاع خیته
مخفف عبارت زیر : I'm on my way توی راهم
دارم راه میفتم برم
کم کم باید برم. کم کم مرخص می شم
مخفف gotta go یعنی باید برم
باید برم
ستون فقرات ، نیزه ، خار
شکم ، جوف ، بطن
دندانه ، دندانه اره ای مثال This barb has some serrations این خار تعدادی دندانه دارد.
خار
نیش ، اندام نیش زدن
نیش سفره ماهی
کمربند مخصوص ابزار ، برای کابوی ها و شکارچی ها کمربند فشنگی
من دارم. . . . مثال: I'ma calling you out دارم تو رو صدا می زنم یا روی حرفم با توئه
پدر سوخته ، پدرسگ
از کنترل خارج شدن مثال: Things have a way of scalating اوضاع داره یه جورایی از کنترل خارج می شه
در معنای خیلی عامیانه : هفت تیر ، اسلحه مثال: I wanna see you outside wearing iron می خوام بسرون ببینمت با اسلحه. ( داره طرف رو دعوت به دوئل م ...
حواس آدم به چیزی بودن مثال You gunned him down when he wasn't looking تو درست وقتی اونو به گلوله بستی که حواسش نبود.
غده مثال Venom glands غدد زهری ، غدد سمی
ضد انعقاد خون مثال The Comodo Dragon venom has anticoagulant toxins زهر اژدهای کومودو سموم ضد انعقاد خون دارد.
در یک چشم بهم زدن ، به طرفت العین. . . مثال And just like that he cut the head و به طرفت العینی سر را جدا کرد. یا و در یک چشم بهم زدن سر را ج ...
تعیین شدن و رقم خوردن مثال Their fate is sealed here. سرنوشت آنها در اینجا رقم می خورد.
جلب توجه کردن مثال “Males use various methods to hold the females attention نرها برای جلب توجه ماده ها از روش های مختلفی استفاده می کنند.
کارمون تموم شد
یه بار دیگه ، یکی دیگه
ناگسستنی ، پاره نشدنی ، شکست ناپذیر This chain is unbreakable این زنجیر ناگسستنی است
گاز گرفتن و نگه داشتن با دهان و ابزارهایی مثل اینها. . . مثال: Crocodile's grip گاز کروکودیل گاز کروکودیل
علی رغم . . . مثال: In spite of the danger علی رغم خطر
چه خبر؟ مترادف با what's up
با هم آشتی هستیم. مشکلی بین من و شما نیست
مشکلی بینمون نیست. وقتی کسی معدرت خواهی می کنه و می خواهیم بگیم عذرش رو پذیرفتیم از این جمله استفاده می کنیم.
میل ندارم. مثال: ?Wan't a slice of cake I'm good یه تیکه کیک می خوای؟ میل ندارم.
کسی رو گرفتن ، اسکل کردن؟ سرکار گذاشتن کسی مثال Give me a break منو گرفتی؟ اسکل کردی؟
مزاحمت تلفنی
نسبت های فامیلی سمت پدری هم معنی ده. مثال Paternal uncle عمو نقطه مقابلش می شه: maternal Maternal uncle دایی
نسبت های فامیلی سمت مادری هم معنی ده. مثال Maternal uncle دایی نقطه مقابلش می شه: paternal Paternal uncle عمو
مار خوش خط و خال ، آدم خوش ظاهر بد باطن
مخفف can't you مثال ?Can'tcha see نمی تونی ببینی؟
مخفف did you نوع دیگر مخففdid you می شود dija
مخفف did you Dija have fun? بهتون خوش گذشت؟
مخفف has to همچنین hafta می شه مخفف have to
مخفف have to همچنین hasta می شه مخففhas to
اهلی کردن ، رام کردن مثال He tamed the dragon او اژدها رو رام کرد.
در زبان عامیانه و غیر رسمی: غافلگیر کردن ، شکار کردن مثال: Jaguar smoked caiman from a tree جگوار ، کیمن رو از بالای درخت غافلگیر کرد.