پیشنهادهای مالک میرزائی (١,١٤٩)
شرمندگی و آبروی کسی رفتن به خاطر یک اشتباه
معادل فارسی مثل خرکار کردن. کار سخت برای مدت طولانی
گیج و سردرگم شدن و قادر نبودن به درست فکردن
اشتباه کردن ، شکست خوردن
در فلسفه علم و جامعه شناسی علم و زمینه های مرتبط به معنای : کشف غیر منتظره ثمربخش ، چتر بزرگ تر از مشاهده تصادفی مثال در علم فیزیک: کشف تابش زمینه ...
حس ششم ، ته دلم می گه. . مقال I have a gut feeling that something is wrong. یه چیزی ته دام می گه یه جای کار ایراد داره
نیت مهمه، نه خودِ هدیه مثال Don't worry about the price. It's the thought that counts. نگران قیمتش نباش؛ مهم اینه که به فکرم بودی
عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد
وقتی کار به جای باریک بکشه ، در لحظه حساس و سرنوشت ساز. . مثال , When push comes to shove, you have to make decision. وقتی کار به جاهای باریک ...
خارگیل ، دوریان یه میوه قشنگ اما بدبوی گرمسیری
گوآوا. یک میوه گرمسیری با ظاهر شبیه نارنگی و داخلش تو مایه های انجیر
لیچی ، سرخالو . یک میوه گرمسیری و اصالتا بومی جنوب چین
میوه ستاره ای ، کارامبولا
جک فروت , میوه درخت نان. با breadfruit اشتباه نگیرید. با هم فرق دارند.
میوه اژدها ، پیتایا
میوه گل ساعتی ، پشن فروت
تو هچل افتادن ، توی دردسر افتادن مثال I'm in a pickle. تو هچل افتادم.
از سر نفرت تماشا کردن ، تماشای چیزی برای حرص خوردن یا مسخره کردن مثال I hate - watch that reality show every week. هر هفته آن برنامهٔ تلویزیونی ر ...
چسبیدن به اخبار بد و ول نکردن گوشی مثال I spent hours doomscrolling about the war. ساعت ها در اینترنت غرق اخبار منفی جنگ بودم.
پشت سرهم سریال تماشا کردن مثال: I binge - watched the entire series over the weekend. آخر هفته، کل سریال را یک نفس تماشا کردم.
ضایع شدن رویش کم شدن آبرویش رفتن سرافکنده شدن رویش سیاه شدن مثال: I have egg on my face آبروم رفت.
خودت رو خلاص کن. از شرش خلاص شو
خیلی خوشگله. خیلی جیگره . خیلی تو دل بروئه
آپدیت جدید چی داری؟ آپدیت جدید چیه؟
لوکیشنت؟
لوکیشنت کجاست؟ کجایی؟
موندم چرا ؟ دلیلش چیه؟
گزینه های زیادی وجود دارد. حق انتخاب های زیادی وجود داره
دیوار بتونه کاری شده
سنباده زدن. مثال Sand the wall دیوار رو سنباده بزن
با پیچ بستن ، پیچ رو سفت کردن
درزگیری کردن ، آب بندی کردن
واقعا خیلی خوب
روز مهم و خاص
بد رو خوب جلوه دادن ، سفید شویی کردن ، توجیه کارهای بد دیگران
سرت تو لاک خودت باشه. تو کار و زندگی مردم دخالت نکن
خودستایی ، در مورد خود لاف زدن و چاخان کردن ، گنده گوزی کردن مثال . Stop bragging این قدر گنده گوزی نکن.
ولم کن تنهام بذار
در فلسفه و فلسفه علم به معنای مرزبندی
خیلی خیلی خوب ، خیلی خیلی شگفت انگیز
با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شه
عذرخواهی ، شکایت و جرو بحث نداریم
نزول خوار
به کسی پیام دادن
در حد بخور و نمیر.
اوضاع این طور نمی مونه. تو کوچه ما هم عروسی می شه.
اصطلاحی به معنای : بچه نبودن. I wasn't born yesterday بچه که نیستم
چی شد که. . . How come you told me lie چی شد که بهم دروغ گفتی؟
دندون روی جگر گذاشتن