پیشنهاد‌های مالک میرزائی (١,١٤٩)

بازدید
٤,٤١٧
تاریخ
١١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

شرمندگی و آبروی کسی رفتن به خاطر یک اشتباه

تاریخ
١١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

معادل فارسی مثل خرکار کردن. کار سخت برای مدت طولانی

تاریخ
١١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

گیج و سردرگم شدن و قادر نبودن به درست فکردن

تاریخ
١١ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه کردن ، شکست خوردن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

در فلسفه علم و جامعه شناسی علم و زمینه های مرتبط به معنای : کشف غیر منتظره ثمربخش ، چتر بزرگ تر از مشاهده تصادفی مثال در علم فیزیک: کشف تابش زمینه ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

حس ششم ، ته دلم می گه. . مقال I have a gut feeling that something is wrong. یه چیزی ته دام می گه یه جای کار ایراد داره

پیشنهاد
٠

نیت مهمه، نه خودِ هدیه مثال Don't worry about the price. It's the thought that counts. نگران قیمتش نباش؛ مهم اینه که به فکرم بودی

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

وقتی کار به جای باریک بکشه ، در لحظه حساس و سرنوشت ساز. . مثال , When push comes to shove, you have to make decision. وقتی کار به جاهای باریک ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

خارگیل ، دوریان یه میوه قشنگ اما بدبوی گرمسیری

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

گوآوا. یک میوه گرمسیری با ظاهر شبیه نارنگی و داخلش تو مایه های انجیر

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

لیچی ، سرخالو . یک میوه گرمسیری و اصالتا بومی جنوب چین

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میوه ستاره ای ، کارامبولا

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

جک فروت , میوه درخت نان. با breadfruit اشتباه نگیرید. با هم فرق دارند.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میوه اژدها ، پیتایا

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

میوه گل ساعتی ، پشن فروت

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

تو هچل افتادن ، توی دردسر افتادن مثال I'm in a pickle. تو هچل افتادم.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

از سر نفرت تماشا کردن ، تماشای چیزی برای حرص خوردن یا مسخره کردن مثال I hate - watch that reality show every week. هر هفته آن برنامهٔ تلویزیونی ر ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

چسبیدن به اخبار بد و ول نکردن گوشی مثال I spent hours doomscrolling about the war. ساعت ها در اینترنت غرق اخبار منفی جنگ بودم.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

پشت سرهم سریال تماشا کردن مثال: I binge - watched the entire series over the weekend. آخر هفته، کل سریال را یک نفس تماشا کردم.

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ضایع شدن رویش کم شدن آبرویش رفتن سرافکنده شدن رویش سیاه شدن مثال: I have egg on my face آبروم رفت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودت رو خلاص کن. از شرش خلاص شو

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیلی خوشگله. خیلی جیگره . خیلی تو دل بروئه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آپدیت جدید چی داری؟ آپدیت جدید چیه؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لوکیشنت؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لوکیشنت کجاست؟ کجایی؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موندم چرا ؟ دلیلش چیه؟

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گزینه های زیادی وجود دارد. حق انتخاب های زیادی وجود داره

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیوار بتونه کاری شده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سنباده زدن. مثال Sand the wall دیوار رو سنباده بزن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با پیچ بستن ، پیچ رو سفت کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درزگیری کردن ، آب بندی کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واقعا خیلی خوب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روز مهم و خاص

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بد رو خوب جلوه دادن ، سفید شویی کردن ، توجیه کارهای بد دیگران

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرت تو لاک خودت باشه. تو کار و زندگی مردم دخالت نکن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودستایی ، در مورد خود لاف زدن و چاخان کردن ، گنده گوزی کردن مثال . Stop bragging این قدر گنده گوزی نکن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ولم کن تنهام بذار

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فلسفه و فلسفه علم به معنای مرزبندی

پیشنهاد
٠

خیلی خیلی خوب ، خیلی خیلی شگفت انگیز

پیشنهاد
٠

با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شه

پیشنهاد
٠

عذرخواهی ، شکایت و جرو بحث نداریم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نزول خوار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به کسی پیام دادن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در حد بخور و نمیر.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اوضاع این طور نمی مونه. تو کوچه ما هم عروسی می شه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحی به معنای : بچه نبودن. I wasn't born yesterday بچه که نیستم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چی شد که. . . How come you told me lie چی شد که بهم دروغ گفتی؟

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دندون روی جگر گذاشتن

١