born yesterday

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: inexperienced and gullible; naive.

- The salesman tried to overcharge me, but I wasn't born yesterday.
[ترجمه پ] فروشنده سعی کرد بیش از حد از من دریافت کنه ( پول ) ، اما من احمق نیستم
|
[ترجمه گوگل] فروشنده سعی کرد از من پول زیادی بگیرد، اما من دیروز به دنیا نیامدم
[ترجمه ترگمان] فروشنده سعی کرد از من تجاوز کند، اما من دیروز به دنیا نیامدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• innocent, naive

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• تازه به دنیا آمده / بچه ی ساده
• خام و بی تجربه / ساده لوح
• فریب خور و زودباور
• آدم نفهم و بی اطلاع ( در بافت تحقیرآمیز )
🔸 مثال ها:
• I wasn't born yesterday — I know exactly what he's trying to do.
...
[مشاهده متن کامل]

من تازه به دنیا نیامده ام — دقیقاً می دانم او چه نقشه ای دارد.
• You can't fool her; she wasn't born yesterday.
نمی توانی گولش بزنی؛ او خام و بی تجربه که نیست.
• He thinks he can lie to me, but I wasn't born yesterday.
او فکر می کند می تواند به من دروغ بگوید، اما من ساده لوح نیستم.

اصطلاحی به معنای : بچه نبودن.
I wasn't born yesterday
بچه که نیستم
I was not born yesterday: از پشت کوه نیامدم
موهامو تو آسیاب سفید نکردم، کلی تجربه دارم
ساده لوح