پیشنهاد‌های مالک میرزائی (١,٠٨٨)

بازدید
٢,٩٠٤
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک روز رو مرخصی گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دست از کار کشیدن مثال: . I'm not ok Let call it a day من حالم خوب نیست. بیا کار رو متوقف کنیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Tender نرم و قابل بریده و له شدن Tough سفت و محکم و غیر قابل له کردن و بریدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه وسیله تو آشپزخو نه شبیه کفگیر که برای برگردوندن و این ور و اون ور کردن کوکو و کتلت و. . . استفاده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انبری که سر سفره برای برداشتن سالاد و از این جور چیزا استفاده می شه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هاون و دسته هاون Mortar هاون Pastel. دسته آهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لکه خیسی که روی صندلی و. . . باشه و باعث خیس شدن شلوار و. . . شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف oh never mind اوه. مهم نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخفف عبارت زیر؛ Ask me anything از من هر چی دلت می خواد بخواه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مخفف عبارت زیر: You live only once فقط یه بار زندگی می کنی. به زبون خودمونی تر؛ از زندگیت لذت ببر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جا باز کردن برای نشستن مثال: ?Are you want me to scoot over ازم می خوای که جا باز کنم بنشینی؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سبیل گربه سانان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غبغب خروس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پستان گاو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Hungry angrry گرسنه و عصبانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سفر رفت و برگشتی در مقابل single trip یعنی تک سفره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

مرور کردن. مترادف با review

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حذف کردن کسی یا چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف با visit ملاقات کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دادن. مترادف continue

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معادل فعل cancel

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نان سبوس دار. گندم سبوس دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مترادف cancel

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جا داشتن در مورد غذا خوردن به معنی میل داشتن مثال: ?Did you leave any room for dessert واسه دسر هم جا گذاشتی؟ ( دسر میل داری )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اصل ( در برابر فیک ) . مثال: گوشه راست دسکتاپ ویندوز ۷ قفل شکسته نوشته: This copy of widows is not genuine این نسخه اصلی ویندوز نیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جا باز کرده ، گشاد شده برای چیزهایی مثل کفش و پوشاک و. . . بکار می رود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیانه یعنی "پول" مثال: I have some green in my pocket تو جیبم یه مقدار پول دارم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه "پلیس" در زبان عامیانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چیزی رو به کسی دادن مثال: . ?Can you pass me the book میتونی اون کتاب رو بدی بهم؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بند و نوار مثال : The strap of watch بند ساعت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بند ، نوار مثال: Bra strip بند سوتین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساپورت شلواری زنونه ، جوراب شلواری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بده بستون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر از گاهی مثال: We come over them now and then هر از گاهی بهشون سر می زنیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تر و تمیز و مرتب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صحیح و سالم. مثال They delivered my brother safe and sound اونا برادر منو صحیح و سالم تحویل دادند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

اسکناس ۱ دلاری سایر اسکناس ها؛ ۱۰۰ دلاری. a Benjamin ۵۰ دلاری a Frog ۲۰ دلاری. a Jackson ۱۰ دلاری. a Sawbuck ۵دلاری. a Fiver ۲ دلاری. a Deuce

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسکناس ۲ دلاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیانه به اسکناس ۵ دلاری می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در زبان عامیانه به اسکناس ۱۰ دلاری می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیانه به اسکناس ۲۰ دلاری می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیاته به اسکناس ۵۰ دلاری می گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان عامیانه به ۱۰۰ دلاری می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قهوه اسپرسو با شیر سرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاقوی نان بری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

چاقوی دندانه دار