تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنای راه اندختن است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای انبوه صحیح است. مثال: Heaps of injured limb of sawn - off hands and legs انبوهی از عضو های قطع شده دست و پا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این واژه در بیشتر موارد به معنای ازدواج ناگهانی و رازآلود است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به معنای انجام رویکرد ها به خودی خود و بدون کمک کسی انجام شدن است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این یک اصطلاح است و به معنای تافته جدا بافت می باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنای صحیح این واژه، سرگرم کردن، سر بسر گذاشتن و ترسیدن از می باشد و معولا با حرف اضافه with همراه است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

طبق قانون صحیح است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای متبحر ، کارکشته و باتجربه صحیح است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعا کردن، اثبات کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حسای سر انگشتی صحیح است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی آوردن به مثال: If he wants to a dentist, he'll have to plung into sciences

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تقصیر را بر گردن کسی و یا چیزی انداختن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نظر گرفته شدن برای منظوری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشجیع کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی اقدامات باز دارنده بر علیه می باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح است ک به معنای داشتن اولویت پایین و یا در اولویت های بعدی قرار دادن است مثال: Dozens of cases were put on the black burner یعنی ده ها پرونده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنای واقعی usher in منجر شدن به، منتهی شدن به و یا رهنمودن شدن به میباشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنای واقعی incubator مرکز رشد است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنای واقعی on the go , مشغول، بودن است مثال: We habe on the go all the day - shopping an and preoaring food. یعنی ما در طول روز مشغول خرید و ت ...

پیشنهاد
٠

حساب حساب است کاکا برادر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل شدن به

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موجودی حقیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای شیوه، روش ، برخورد در مناسبات سیاسی مثال: Thr United States would not change its tack on Iran

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای عقب نشینی کردن در مسائل سیاسی و یا نظامی است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاپیدن ، چپاول کردن است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ادبیات سیاسی به معنای تحقیر کردن و یا اهانت کردن است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شدت انتقاد کردن. به باد انتقاد گرفتن

پیشنهاد
١

در پاسخ به محبت شما

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جراحات وارده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای حمله نظامی است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معناس واقعی first best و یا second best در علم اقتصاد به معنای بهینه اول و یا بهینه دوم است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای با صدای بلند فریاد زدن است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای اعلام شدن، از آب درآمدن است مثال: He was denounced as a traitor او خائن از آب درآمد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Lash out به معنی تقبیح کردن، بد نان کردن، رسوا کردن است که معمولا با حرف اضافه at آورده می شود مثال: The president lashed out at the opposition

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیروی شفا بخش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Offencive متضاد defensive است یعنی تهاجمی پس تهاجمی در برابر تدافعی است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در برگرفتن، غرق در، طعمه چیزی قرار گرفتن His house is engulged on flames خانه او طعمه آتش شده است

پیشنهاد
٠

آواز شندن دهل شنیدن از دور خوش است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهم ریخته در مورد اسباب و لوازم متزل. حکایت از یک نوع شلختگی، در هم بر هم

پیشنهاد
١

دوست آن باشد که گیرد دست دوست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خاطره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در اینجا به معنای علامت توارث قابل شناسایی بر روی کروموزوم است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Grave در حالت صفتی آن به معنای موقر و سر سنگین است و نه چیز دیگر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقشار جامعه صحیح می باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معلق و یا بلا تکلیف ماندن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای مزین به می باشد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای کتمان کردن نیز گفته می شود و پر کاربرد است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی را دیوان کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

موش، فاضلاب، در اینجا کنایه به آدم پست و فرومایه است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

محض رضای انسانیت، بخاطر انسانیت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هاشور زدن به شکل دو خط موازی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خدا قسم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر قیمتی که شده به هر دوز و کلکی که شده

پیشنهاد
٠

ملخی که گام آن را فقط می توان از روی زمین و نه در حال پرواز تغییر داد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او روی زمین ولو شد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزیکه مدام آزار دهنده باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم آزار

پیشنهاد
٠

مدیریت یکپارچه آفات نباتی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Burning in به معنای دز حال سوختن، آتش گرفتن در هنگام عصابانیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطللح است و به معنای بر انگیختن احساسات کسی و یا شعله ور کردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Come out empty به معنای دست خالی برگشتن اشت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دسته دسته وارد شدن خصوصا در ارتباط به نظامیان به یک جا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارت باید جدا از هم نوشته شود Clean out به معنای جیب کسی را خالی کزدن است

پیشنهاد
٠

Be raining cats and cats در مورد باران شدید گفته می شود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح است . به معنی زیر چیزی دفن کردن است. مثال : He buried his ax in the ground او تبر خود را را زیر خاک دفن کرد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکیه دادن به چیزی و یا لم دادن است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح است. فعل است و به معنای کسی را محاکم کردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای، منزوی شدن است. اصطلاح است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح است به معنای خاموش کردن است Blow out the light چراغ را خانوش کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای زار زار گریستن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Dwell on نیز یک اصطلاح است و به معنای دائما خیره شدن به کسی یا چیزی و یا چشم بر نداشتن از می باشد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح است و به معنای وارد جنگ شدن و یا برای جنگ حاضر شدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با عرض معذرت، هیچکدام از توضیحات بالا در مورد went out درست نیست. چون این یک اصطلاح است و به معنای اعتراض کردن، کهنه و قدیمی شدن، کاندید شدن، استعفا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از بین بردن، منهدم کردن. بیشتر درگفتگو از جنگ حکایت دارد

پیشنهاد
٩

ببخشید ولی یک کلمه معمولا ۲ بار تکرار نمی شود یک بار کلمهwar در نیم جمله اول آمده است در نیم جمله دوم دیگر لازم به تکرار آن نیست. The war is burni ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ندار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تند و سریع عمل کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر از آب درآمدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

طوف یک واژه عربی است و به معنای دور زدن است. مثل ددر زدن کعبه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام به فتح میم در عربی یعنی او خوابید

پیشنهاد
٠

یعنی او بر روی خاک خوابید. نام فعل است که از نوم به معنای خوابیدن می آید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای شن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارت یک اصطلاح است و به معنای سر تا پا خیس شدن و یا مثل موش آب کشیده شدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه معمولا با through می آید و به معنای سرتا پا خیس شدن و یا مثل موش آب کشیده شدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه معمولا در هنگام باریدن باران و ریزش آن از ناودان ها مورد استفاده قرار میگیرد مثال از قسمتی ازکتاب جان اشاین بک، تورتیلا فلت From all the pi ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت، دقیقا یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است و معمولا در مسائل نظامی بیشتر کاربرد دارد که با فعل PUT همراه است. یعنی اعزام نیروی زمینی پس می ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سردوشی