on the back burner

پیشنهاد کاربران

اصطلاح است ک به معنای داشتن اولویت پایین و یا در اولویت های بعدی قرار دادن است
مثال:
Dozens of cases were put on the black burner
یعنی ده ها پرونده در اولویت های بعدی قرار گرفتند
پشت گوش انداختن
موکول به بعد
در درجۀ دوم اهمیت
طرحی یا چیزی رو ( به آینده موکول کردن )
به تعویق انداختن چیزی به دلیل کم اهمیت بودن
We have to report all the progress. So , launch Is on the back burner.
معادلش تو فارسی میشه "تو آب نمک گذاشتن"
اونا میگن روی گاز گذاشتن ( put it on the back burner ) یعنی فعلا ولش کنی و بزاری آماده یه جا باشه تا بعد
تعلیق موقت، کم توجهی به مدت کوتاه، تعویق موقت
کم تر اهمیت دادن به چیزی ، کم تر روش فکر میشه یا بهش توجه میشه، به تاخیر افتاده یا معلق شده ، الان انجام ندادن و بعدا رسیدگی کردن به چیزی
به تعویق انداختن