تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هاشور زدن به شکل دو خط موازی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خدا قسم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هر قیمتی که شده به هر دوز و کلکی که شده

پیشنهاد
٠

ملخی که گام آن را فقط می توان از روی زمین و نه در حال پرواز تغییر داد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او روی زمین ولو شد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزیکه مدام آزار دهنده باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم آزار

پیشنهاد
٠

مدیریت یکپارچه آفات نباتی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Burning in به معنای دز حال سوختن، آتش گرفتن در هنگام عصابانیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطللح است و به معنای بر انگیختن احساسات کسی و یا شعله ور کردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Come out empty به معنای دست خالی برگشتن اشت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دسته دسته وارد شدن خصوصا در ارتباط به نظامیان به یک جا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارت باید جدا از هم نوشته شود Clean out به معنای جیب کسی را خالی کزدن است

پیشنهاد
٠

Be raining cats and cats در مورد باران شدید گفته می شود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح است . به معنی زیر چیزی دفن کردن است. مثال : He buried his ax in the ground او تبر خود را را زیر خاک دفن کرد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکیه دادن به چیزی و یا لم دادن است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح است. فعل است و به معنای کسی را محاکم کردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای، منزوی شدن است. اصطلاح است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح است به معنای خاموش کردن است Blow out the light چراغ را خانوش کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای زار زار گریستن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Dwell on نیز یک اصطلاح است و به معنای دائما خیره شدن به کسی یا چیزی و یا چشم بر نداشتن از می باشد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح است و به معنای وارد جنگ شدن و یا برای جنگ حاضر شدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با عرض معذرت، هیچکدام از توضیحات بالا در مورد went out درست نیست. چون این یک اصطلاح است و به معنای اعتراض کردن، کهنه و قدیمی شدن، کاندید شدن، استعفا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از بین بردن، منهدم کردن. بیشتر درگفتگو از جنگ حکایت دارد

پیشنهاد
٩

ببخشید ولی یک کلمه معمولا ۲ بار تکرار نمی شود یک بار کلمهwar در نیم جمله اول آمده است در نیم جمله دوم دیگر لازم به تکرار آن نیست. The war is burni ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ندار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تند و سریع عمل کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر از آب درآمدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

طوف یک واژه عربی است و به معنای دور زدن است. مثل ددر زدن کعبه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام به فتح میم در عربی یعنی او خوابید

پیشنهاد
٠

یعنی او بر روی خاک خوابید. نام فعل است که از نوم به معنای خوابیدن می آید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای شن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این عبارت یک اصطلاح است و به معنای سر تا پا خیس شدن و یا مثل موش آب کشیده شدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه معمولا با through می آید و به معنای سرتا پا خیس شدن و یا مثل موش آب کشیده شدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه معمولا در هنگام باریدن باران و ریزش آن از ناودان ها مورد استفاده قرار میگیرد مثال از قسمتی ازکتاب جان اشاین بک، تورتیلا فلت From all the pi ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت، دقیقا یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است و معمولا در مسائل نظامی بیشتر کاربرد دارد که با فعل PUT همراه است. یعنی اعزام نیروی زمینی پس می ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سردوشی