ترجمههای مرتضی رسولی (٩)
١٢
١ ماه پیش
She was only too ready to believe the worst of him.
١
او خیلی نزدیک بود که بدتر از آنچه که تصور می کرد را باور کند
١ ماه پیش
Road blocks thwarted their plan to escape.
٠
صخره های بزرگ برنامه های آنها را برای فرار مختل کرد
١ ماه پیش
That skinny little boy walking all alone is a sitting duck for those bullies.
٠
اون پسر لاغر مردنی در برابر اون قلدر ها در معرض خطره
٢ ماه پیش
I'll be only too pleased to help them out with any queries.
٥
من از کمک کردن جهت پاسخ به سوالات آنها خیلی خرسند خواهم بود
٢ ماه پیش
She was only too ready to believe the worst of him.
٧
او خیلی نزدیک بور که بدتر از آنچه که تصور میکرد را باوز کند
٢ ماه پیش
I know only too well that plans can easily go wrong.
٨
من خیلی خوب می دانم که برنامه ها طبق انتظار خوب پیش نمی روند
٢ ماه پیش
It's only too easy for them to deny responsibility.
٨
انکار مسئولیت برایشلن خیلی راحت و مثل آب خوردن است.