پاسخ‌های علیرضاایرانیان (٥٢٣)

بازدید
١,١٩٥
١ رأی
٤ پاسخ
٢١٣ بازدید

hang out به معنی چرخیدن هم میده can you stop hanging out with me میشه دیگه با من نچرخی معنی میده 

٨ ماه پیش
١ رأی

بله درسته 🪶 البته فعل عبارتی hang out را میشه یک فعل بی‌قاعده در زبان انگلیسی قلمداد کرد که زمان گذشته و شکل سوم آن hung out می‌شود. هم‌چنین اگر نیاز به اسم مصدر (gerund) و یا حالت استمراری این فعل در جمله داشتید نیز می‌توانید hanging out را به کار ببرید.

٨ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٥ پاسخ
١,٤٠٨ بازدید

درود دوستان معنی حرف اضافه ی "مر" که در متون کهن فارسی رایج بود چیست؟

١,٨٧١
٨ ماه پیش
٢ رأی

سلام 🙏 در زمان قديم در اوّل مفعولي كه به آخر آن حرف « را » باشد ، براي تأكيد كلمه ي « مر » مي افزودند : بعنوان مثال:   بي هنران مر هنرمندان را نتوانند ديد ، همچنان كه سگان بازاري مر سگ صيد را .& ...

٨ ماه پیش
٠ رأی
تیک ٤ پاسخ
٣٥٩ بازدید

معنی این بیت از خاقانی چیست ؟  در سیزده ساعت شب صد نافله کردستی  با چهارده مه فرضی بگذار به صبح  اندر 

٨ ماه پیش
١ رأی

در سیزده ساعت شب صد نافله کردستی  با چهارده مه فرضی بگذار به صبح  اندر  سیزده ساعت شب یعنی( یک) نیمه شب صد نافله یعنی صد نماز غیر واجب و مستحبی چهارده مه یعنی چهارده معصوم (ع) داره ...

٨ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٦ پاسخ
١,١٥٥ بازدید
چند گزینه‌ای

هم کشتهٔ تشنه آب یابد هم آب رسان ثواب یابد ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
٢ رأی

گزینه دوم هم کشته تشنه آب یابد.  هم آب رسان ثواب یابد. چون قاصد شد پیام او برد . شد شیشه مهر در میان خرد. دادند جواب کین نه راهست.  لیلی نه گلیچه قرص ماهست. کس را سوی ماه دسترس نیست.  نه کار تو کار هیچکس نیست. بسیار زیبا🙏

٨ ماه پیش
١ رأی
تیک ٦ پاسخ
٩٤٠ بازدید
چند گزینه‌ای

الف) نیکم نظر افتاد بر آن منظر مطبوع .کاول نظرم هر چه وجود از نظر افتاد ب) در سوخته پنهان نتوان داشتن آتش . ما هیچ نگفتیم و حکایت به در افتاد ج) با هر که خبر گفتم از اوصاف جمالش .  مشتاق چنان شد که چو من بی خبر افتاد د) صاحب نظران این نفس گرم چو آتش . دانند که در خرمن من بیشتر افتاد

٨ ماه پیش
١ رأی

دییـــی قطی چپـهسنه، هر که ایدی ایزه زرش گپ دلمـه ار سیت بگوم، قصی قطی چپهسیه  برگردان فارسی: دیده ای قوطی له شده را که هر کس آنرا می بیند به آن لگدی می زند(به طرفی شوتش می کند)! حــرف دلم را اگر بخواهم برایت بگویم، ماجرای دل من هم مثل داستان همان قوطی له شـده است!

٨ ماه پیش
٢ رأی
تیک ١٠ پاسخ
١,٢١٦ بازدید
چند گزینه‌ای

که عاشق وقت باشد که از عشق چنان غصه و درد بیند مه وصال باشد نه غم هجران خورد . همه خود را به عشق داده باشد. الف)   در شهر دلم بدان گراید صنما . کو قصه عشق سراید صنما ب) کارم اندر عشق مشکل می شود . خان و مانم در سر دل می شود ج) چو از تو به جز عشق نجویم به جهان .  هجران و وصال تو مرا شد یکسان د) مسکین دل من ضعیف و عشق تو قوی ست . بیچاره ضعیف کش قوی باید زیست

٨ ماه پیش
١ رأی

باران بهانه ای بود که زیر چتر هم تا انتهای کوچه برویم و آرزویمان این بود که کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می آمد...اما حالا دیگر چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند. بی تو همیشه خیس بارانم...  

٨ ماه پیش
٠ رأی
تیک ٢ پاسخ
١١٢ بازدید

وقتی حضرت موسی با بنی اسرائیل از دست فرعون شبانه گریختند و به بحر میت رسیدند ، خداوند به موسی امر کرد که عصای خود را بر دریا بزن که بشکافد و راه خشکی و نجات تو و قومت باز شود ، چرا باید عصای موسی به  دریا میخورد که دریا باز شود ؟ حتما باید عصای موسی  انجام میداد ؟ خود خداوند بدون عصای موسی نمی‌توانست دریا را بشکافد ؟ 

٨ ماه پیش
١ رأی

سلام حسن آقای گل سپاسگذارم🌺 راستش نه.. زیادی درگیر مشکلاتم. من پرستار مادرمم و چون مغز سرش باید باز بشه و جراحی بشه اینه که چند وقتی میشه که اوضاع کشمشی و داغونه منم دل و دماغ ندارم رفیق. راضی هستیم ...

٨ ماه پیش
٠ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٤٤ بازدید

وقتی حضرت سلیمان از اطرافیان سوال پرسید که کدام یک از شما می‌تونه عرش ملکه سبا رو قبل از اینکه کت بسته بیارنش اینجا بیاره ، منظورش آزمایش اطرافیان بود ؟ مگه خودش نمی تونست این کارو انجام بده که از اطرافیان درخواست کرد ؟ اصلا درخواست کرد یا سوال کرد ؟ که البته حتما جوابش رو هم می‌دانست و گرنه خلیفة الرحمن نبود ؟ 

٨ ماه پیش
٠ رأی

سلام جوابش خیلی ساده هست.  خدا بزرگترین حکومت و پادشاهی رو به سلیمان داد و خب هر پادشاهی  با عقل و تدبیر و مشورت کار می‌کنه. مگه میشه پادشاهی شمشیر بر داره و به کشوری حمله کنه؟ بلکه این کار ...

٨ ماه پیش
١١ رأی
تیک ١١ پاسخ
٢,٠٨٨ بازدید
١٦٠,٠٠٠
تومان

دوستانی که گاهی بی‌دلیل دیسلایک میزنن واقعاً برام سواله که دقیقاً چی توی بعضی جواب‌ها اذیتتون میکنه آیا لحن صمیمی و خودمونی اذیت‌کننده‌ست؟ یا تحلیل‌های طولانی؟ شاید هم فقط تفاوت سلیقه داریم اگه نظرتون رو بگید، خیلی خوشحال میشم شاید بتونیم بهتر همدیگه رو بفهمیم و فضای آبادیس رو گفت‌وگومحورتر کنیم

٤٢,٤٦٠
٨ ماه پیش
٣ رأی

سلام فضای عمومی این مشکل رو داره و بگی نگی یه جور ضد حال حساب میشه. حالا ممکنه یکی به خودش بقبولونه که حرف حسابی زدم پس دیسلایک مهم نیست. ولی باز حس بدی داره. البته من هیچوقت نفهمیدم اون شخص کیه؟ اصلا شاید بچه مدرسه ای هست که بخاطر پول تو جیبی دق دلیشو سر من خالی کرده ولی جدا کاری غیر اخلاقیه. اگر توی یک خط علت اعتراضش رو بنویسه بهتره. خدا شفاشون بده.🙏

٨ ماه پیش
١ رأی
تیک ٣ پاسخ
٤٥٨ بازدید

بر گردد بخت از آن سبک‌رای کافزون ز گلیم خود کشد پای ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
١ رأی

گرز باید خورند پهلوانش باشه. اندازه نگهدار که اندازه نکوست. هر کسی را بهر کاری ساختند.

٨ ماه پیش
٠ رأی
تیک ٢ پاسخ
١١٢ بازدید

وقتی حضرت موسی با بنی اسرائیل از دست فرعون شبانه گریختند و به بحر میت رسیدند ، خداوند به موسی امر کرد که عصای خود را بر دریا بزن که بشکافد و راه خشکی و نجات تو و قومت باز شود ، چرا باید عصای موسی به  دریا میخورد که دریا باز شود ؟ حتما باید عصای موسی  انجام میداد ؟ خود خداوند بدون عصای موسی نمی‌توانست دریا را بشکافد ؟ 

٨ ماه پیش
٠ رأی

سلام حسن آقا جان. حدیث داریم که : خدا ابا دارد از اینکه کاری را انجام دهد مگر با وسیله. فرقی نمیکنه روزی باشه یا چیز دیگه. حتی هدایت بندگان رو هم بوسیله رسولان انجام میده گر چه قادره که بدون وسیله انجام بده. کلا خدا نظام آفرینش رو تحت (قوانین و نظم) قرار داده.🌺

٨ ماه پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
١,٥٣٥ بازدید

توی ورق بازی حریف کپ میکنه چیه پس؟داره تعجب میکنه😬مثلا مدل مو هم داریم کپ!!مثلا خیاطا میگن بپوش ببینم کپ ش چطوریه!خیلی جاها از این کلمه استفاده میشه کپ مو‌ کپ لباس کپ بازی حکم کپ شباهت کپ (کله کردن ماشین)

١ سال پیش
٠ رأی

کپ در جاهای مختلف معانی مختلف می‌تونه داشته باشه ولی بصورت کلی . ترسیدن یا تعجب  هستش. وقتی میگن طرف کپ کرد معادلش خشکش زد . از تعجب شاخ در آورد. هنگ کرد. جا خورد. برگ ریزون یا پشم ریزون کرد هستش.🌺

٨ ماه پیش
١ رأی
٥ پاسخ
٢٦١ بازدید
چند گزینه‌ای

خطی دید از سواد هیبت‌انگیز نوشته کز محمد سوی پرویز ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
٠ رأی

گزینه ی اول درسته

٨ ماه پیش
٠ رأی
تیک ٦ پاسخ
١,٢٢٠ بازدید

به وقت مرگ با صد داغ حرمان ز گرگان رفت باید سوی کرمان ز گرگان تا به کرمان راه کم نیست ز ما تا مرگ مویی نیز هم نیست ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
١ رأی

در خود شعر سرزمین گرگان یعنی زندگی در دنیای مادی رو اینطور گفته: به وقت زندگی رنجور حالیم که با گرگان وحشی در جوالیم سرزمین کرمان هم منظور قبر هست که این تن خاکی کرم میفته. که این خطر رو اول شعر بیان ...

٨ ماه پیش
١ رأی
تیک ٤ پاسخ
٣٢٠ بازدید
چند گزینه‌ای

چو عنوان گاه عالم تاب را دید تو گفتی سگ‌گزیده آب را دید ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
١ رأی

گزینه سوم هاری درسته

٨ ماه پیش
١ رأی
٤ پاسخ
١,٠٩٨ بازدید
چند گزینه‌ای

خطی دید از سواد هیبت‌انگیز نوشته کز محمد سوی پرویز ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
٠ رأی

گزینه چهارم درسته

٨ ماه پیش
٠ رأی
تیک ٦ پاسخ
١,٢٢٠ بازدید

به وقت مرگ با صد داغ حرمان ز گرگان رفت باید سوی کرمان ز گرگان تا به کرمان راه کم نیست ز ما تا مرگ مویی نیز هم نیست ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
٠ رأی

 به وقت مرگ با صد داغ حرمان ز گرگان رفت باید سوی کرمان  زمان مرگ، باید با قلبی پر از درد و حسرت، از سرزمین گرگان به سمت کرمان حرکت کرد. زگرگان تا به کرمان راه کم نیست ز ما تا مرگ مویی نیز هم نیست  بین گرگان تا کرمان راه زیادی وجود ندارد، اما فاصله ما با مرگ حتی به اندازه یک مو هم نیست.

٨ ماه پیش
١ رأی
تیک ٤ پاسخ
١,٣٠١ بازدید

مگر نشنیدی از فراش این راه که هر کاو چاه کند افتاد در چاه ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
٢ رأی

چاه کن خودش  همیشه ته چاهه چاه نکن بهر کسی. اول خودت دوم کسی. هر چه کنی به خود کنی. گر همه نیک و بد کنی. از هر دست بدی از همون دست میگیری. از مکافات عمل غافل مشو. گندم از گندم بروید جو زجو. ه ...

٨ ماه پیش
٢ رأی
تیک ١٢ پاسخ
١,٥٥٩ بازدید
چند گزینه‌ای

درختی کاول از پیوند کژ خاست نشاید جز به آتش کردنش راست ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
١ رأی

گزینه ی دوم معادل بار کج به مقصد نمی‌رسه و سالی که نکوست از بهارش پیداست. این ضرب المثل زمانی به کار می رود ، بنیان یک چیز از ابتدا اشتباه گذاشته شده است و چو ن از پایه ایراد وجود دارد، قابلیت اصلاح و ...

٨ ماه پیش
١ رأی
٣ پاسخ
١٩٧ بازدید

آیا  احکم الحاکمین  به معنی حکمران حکمرانان یا فرمانروای فرمانروایان است یا معنی دیگری می‌دهد ؟ 

٨ ماه پیش
رأی

خدا هزار و یک اسم داره که اگه کنار هم معنیشون کنی بهتر نتیجه میگیری که خدا از هر نظر سرآمد هستش. احکم الحاکمین. ارحم الراحمین. اصبر الصابرین. اجود الاجودین. اکرم الاکرمین.الخ تمامی قوانین مادی و معنویه ارضی و سماوی مخلوق و منقاد خدا هستند پس همه مطیع حکم خدا هستن.  به این معنی که حرف اول و آخر را حکم الهی میزنه.

٨ ماه پیش
١ رأی
٣ پاسخ
١٩٧ بازدید

آیا  احکم الحاکمین  به معنی حکمران حکمرانان یا فرمانروای فرمانروایان است یا معنی دیگری می‌دهد ؟ 

٨ ماه پیش
١ رأی

حکمران حکمرانان میشه حاکم الحاکمین مثل قاضی القضات. احکم الحاکمین یعنی حکم کننده ترین حاکمان. اضافه شدن الف به اول کلمه عربی گاهی اونو سوالی می‌کنه و گاهی صفت تفضیلی  بهش میده حسن جان.🌺

٨ ماه پیش
١ رأی
تیک ٦ پاسخ
١,١٦٩ بازدید

چو شخصی کاو به کوهی راز گوید بدو کوه آن سخن را باز گوید ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
٢ رأی

هر چه کنی به خود کنی. گر همه نیک و بد کنی. از هر دست بدهی از همان دست میگیری. هر چه کنی به خود کنی. گر همه نیک و بد کنی. از کوزه همان برون تراود که در اوست. این جهان کوه است و فعل ما ندا. سوی ما آید نداها را صدا.🌺

٨ ماه پیش
١ رأی
٣ پاسخ
١٥٢ بازدید

من  دنبال یه متنم که توش از این اصطلاح استفاده شده باشه (مثلا چسبوندمش گَلِ دیوار) اما پیدا نمیکنم. مطمئنم شنیدم این اصطلاح رو، ولی مثال براش پیدا نمیکنم. کسی میتونه کمک کنه؟  شک کردم اصلا همچین اصطلاحی کسی شنیده یا نه 

٨ ماه پیش
٠ رأی

گل با گاف فتحه دار   به معنی بالا هستش. رفتم گل درخت یعنی رفتم بالای  درخت. چسبوندمش گل دیوار  یعنی فرضا یعنی تابلو را  بالای دیوار اتاق چسبوندمش. این اصطلاح در مرکز ایران هنوز  بکار می‌ره.

٨ ماه پیش
٤ رأی
٧ پاسخ
٢٧٠ بازدید

خیلی از کلمات مانند کودک دوساله  تلفظ وتغییر میشه: یخچال=چچال=چای خال =چخل =... محمد=ممد روح الله = رُلّه ماماجون =ممجون شمعدون= ممدون ... چی کلمات یا جملات شنیدی یا خواندی یا میدانی به این روشت صحبت کردن کودکانه تغییرکردند؟

١ سال پیش
٣ رأی

این کلمات  هم زیاد کاربر د  داره. بجای شنبه اغلب میگیم شمبه بجای انبار اغلب میگیم امبار بجای دنبال اغلب میگیم دمبال😀🙏

٨ ماه پیش
١ رأی
٣ پاسخ
٢٦٢ بازدید

منظور از هاماوران در شاهنامه فردوسی کدام سرزمین امروزی میشود؟

رأی

هاماوران یعنی مردان دریا. تختگاه سلسله کیانیان پس از کیخسرو ، در بلخ باستان بوده است . تختگاه در زمان کیقباد و کیخسرو ، در اصطخر پارس بوده است. نام هاماوران نخستین بار در جنگ دومین شاه از سلسله کیانی ...

٨ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٦ پاسخ
٢٣١ بازدید
چند گزینه‌ای

برو پاس درویش محتاج دار که شاه از رعیت بود تاجدار ✏ «سعدی»  

١ سال پیش
٢ رأی

گزینه ی سوم درسته خیلی زیبا. درود بر شما🌺 نیاید به نزدیک دانا پسند شبان خفته و گرگ در گوسفند برو پاس درویش محتاج دار که شاه از رعیّت بوَد تاجدار رعیّت چو بیخند و سلطان درخت درخت، ای پسر، باشد ...

٨ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٥ پاسخ
١٧٧ بازدید
چند گزینه‌ای

. . . . اما سرانجام چندان جبین ضراعت بر آستان حاجب سایید و ناله و زاری کرد. . . . سفرنامه شاردن

١ سال پیش
٢ رأی

گزینه ی سوم درسته ضراعت عربی از ریشه ی ضرع به معنی تضرع و زاری. خوارى نمودن. خوار و حقير گرديدن. زاريدن. سست و ناتوان گرديدن. 🌺

٨ ماه پیش
٢ رأی
تیک ١٩ پاسخ
١,٤٥٧ بازدید
چند گزینه‌ای

به قدر شغل خود باید زدن لاف که زر دوزی نداند بوریاباف ✏ «نظامی»  

٨ ماه پیش
١ رأی

گزینه ی دوم قطعا نزدیکتر ین هست.💐

٨ ماه پیش
٣ رأی
٢ پاسخ
١,٦٨٤ بازدید

فرق بین اسطوره و استوره رو با ذکر منبع اطلاعات بیان کنید.

٨ ماه پیش
٢ رأی

اسطوره به معنی الگو و نماد هست که جمعش اساطیر . ریشه ی عربی اون سطر هست. استوره به معنی پوشش و لفافه و حجاب هستش. وابسته به معنیشون کاربرد خودشون رو دارن🌺

٨ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٤ پاسخ
١,٥٥١ بازدید

مفهوم ضرب المثل  "حالا که ماست نشد شیر بده" چیه و به کی میگن؟

٢ سال پیش
١ رأی

مرد الکني به دکه بقالي رفت و ظرف و پول به بقال داد و گفت: ما ما ما، هرچه کرد بگويد ماست، نتوانست. ناچار گفت: حالا که نشد شير بده! «کاوشي در امثال و حکم- يحيي برقعي» معادل کاچی بهتر از هیچی🌺

٨ ماه پیش
٤ رأی
٧ پاسخ
٢,٥٠٩ بازدید

کدام یک از شاهان سلسله ای ایرانی همانند فردوسی در پروراندن زبان پارسی نقش بسزایی داشت؟ 1.شاه منصور مظفری 2.سلطان محمود غزنوی 3.پور رادمان شاه (یعقوب لیث) 4.امیر اسماعیل سامانی

١ رأی

گزینه ی سوم او یکی از پادشاهان ایران از دودمان ایرانی صفاری بود و بنیان‌گذار این شاهنشاهی بود که در سیستان حکومت می‌کرد و مرکز آن در زرنج بود که امروزه در افغانستان قرار دارد. از آنجایی که او یک مس‌گر بود، به «صفار» معروف شد. تبار او به خسرو پرویز شاه بزرگ ساسانی می‌رسید. یعقوب پسر لیث در روستای قرنین در سیستان به دنیا آمد

٨ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٦ پاسخ
١٥٢ بازدید
چند گزینه‌ای

این سخا شاخیست از سرو بهشت وای او کز کف چنین شاخی بهشت ✏ «مولانا»  

١ سال پیش
٢ رأی

این سخا شاخیست از سرو بهشت وای او کز کف چنین شاخی بهشت را سخاوت شاخه ای از سرو بهشت است وای به حال کسی که این شاخه رو  از دست بدهد هشتن یعنی گذاشتن و نهادن هشتم اینجا یعنی گذاشتم اینجا چقدر زیبا. درود بر شما بزرگوار🙏🌺

٩ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٠١ بازدید

     هیچ  مشاطه جمال عفو و احسان مهتران را زشتی جرم و جنایت کهتران نیست. 

١ سال پیش
١ رأی

هیچ آرایشی مانند عفو و بخشش  چهره ی بزرگان را زیبا نمیکند که زیردستان خود را  وقتی خطا کردند ببخشند.

٩ ماه پیش
٢ رأی
تیک ١٢ پاسخ
٤٣٦ بازدید
چند گزینه‌ای

سپیده دم که خط نور برظلام کشند براق خسرو سیاره در لگام کشند همی بر آید خورشید ازممالک شرق چو خنجری که به تدریجش از نیام کشند برای ملک روا باشد ار جهاد کنی بروی گل سزد ار مالش زکام کشند.      شاه بورجا. دوره غزنوی درگذشته بسال598 ه ق  

١ سال پیش
٢ رأی

گزینه ی سوم بروی گل سزد ار مالش زکام کشند.  

٩ ماه پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
٥٧ بازدید

ریکایان پیشاپیش دوان. یساوالان. با کلاه و ورزهای مخصوص... 

١ سال پیش
١ رأی

ریکا مرکب هست از  .ری. به معنی پسر و مذکر و .کا. به معنی دارندگی. ریکایان. هم معشوقان و هم پسرداران و هم به معنی پسران معنی میده. در اینجا یعنی جوانان. یساولان هم فرماندهان هستند.

٩ ماه پیش
١ رأی
تیک ١٣ پاسخ
٢,٨٤٥ بازدید
چند گزینه‌ای

سپاه شب تیره بر دشت و راغ یکی فرش گسترده از پرّ زاغ فردوسی

٩ ماه پیش
١ رأی

داستان بیژن و منیژه براوو پر زاغ به معنی ظلمت و سیاهی بسیار هستش اینجا نمادی برای تاریکی و ظلمت شب شب تاریک مانند سپاهی بر دشت و بیابان گسترده شده است و زمین را با رنگ سیاه خود پوشانده است.

٩ ماه پیش
١ رأی
تیک ٧ پاسخ
١,٩٨٧ بازدید
چند گزینه‌ای

بر او زد پیل پای خویشتن را به پای پیل برد آن پیل‌تن را ✏ «نظامی»  

٩ ماه پیش
١ رأی

بسیار زیبا باز جنگ خسرو با بهرام و گریختن بهرام  ملک در جنبش آمد بر سر پیل سوی بهرام شد جوشنده چون نیل بر او زد پیل پای خویشتن را به پای پیل برد آن پیل‌تن را شکست افتاد بر خصم جهان‌سوز به فرخ، فا ...

٩ ماه پیش
١٤ رأی
تیک ٢٤ پاسخ
٢,٨٩٣ بازدید

Shit-eating grin   یعنی چی؟ لطفا اگه کسی می‌دونه جواب بده

٣٤٢
٢ سال پیش
٠ رأی

پوزخند تمسخر آمیز و موذیانه پوزخندی از روی تحقیر و از روی غرور و از خود راضی بودن

٩ ماه پیش
١ رأی
٤ پاسخ
٤٩٣ بازدید

سلام شعر جهانی  بدین خوبی آراسته     بدون زانکه یاری ز کس خواسته خدایا چه یارای فهم و خرد که ره سوی کمالت برد چو  غایت نباشد کمال ترا چنان وصف گوید جلال ترا

٩ ماه پیش
٢ رأی

الان سوال چیه؟ این همون شعر نیایش از نظامی گنجوی (کلاس ششم) راکمی  تغییر دادن. بفرمایید سوالتون چیه؟

٩ ماه پیش
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
٢٧٢ بازدید

شبیخون کرد و آمد سوی بهرام زره را جامه کرد و خود را جام ✏ «نظامی»  

٩ ماه پیش
٣ رأی

چهل پنجه هزاران مرد کاری گزین کرد از یلان کارزاری شبیخون کرد و آمد سوی بهرام زره را جامه کرد و خود را جام چو آگه گشت بهرام جهان‌گیر به جنگ آمد چو شیر آید به نخجیر قسمت جالبش اینجاست که میگه ولی چون بخ ...

٩ ماه پیش