پیشنهاد‌های محسن حمیدیان پور (١٠١)

بازدید
٥٥١
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

As such, ecosystem services also make tractable the simple and persuasive ‘triple bottom line’ of sustainable development – one that balances social, ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیکوکاری: Doing well by doing good موفقیت با انجام اقدامات خیرخواهانه ( نیکوکارانه ) ‘Doing well by doing good’ is one of many descriptors of this ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی دوم برای واژه intensive در ترکیب با واژگان کشاورزی و شیلات: As reiterated by examples ranging from water supply to intensive agricultural land ...

پیشنهاد
٠

توجه به منافع شخصی I have realized that helping others give much more satisfaction than becoming selfish and looking after one's own interests من متو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فراموش کردن کاری که باید انجام می دادید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارتودنسی بریس های دندانی ( ارتودنسی استفاده از وسایلی برای حرکت دادن دندان ها یا تنظیم استخوان زیرین. دندان ها را می توان با وسایل متحرک یا با بریس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطابق میل بودن او خانه اش را مطابق میلش بازسازی کرد He renovated his house according to his Lake liking

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

شدید شدن، اوج گرفتن، بیشتر شدن we do not want to escalate the war

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Traditional business with physical premises کسب و کار سنتی با محوطه فیزیکی و نیاز به مراجعه حضوری مثلا ذیجی کالا ( بدون فضای حضوری برای مشتری ) در بر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

من شواهد زیادی از رفاه در آمریکا می بینم. "I see a great deal of evidence of prosperity in America. هم معنی با . . . . a good deal of

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

a gerat deal of . . . . هم معنی با a good deal of "I see a great deal of evidence of prosperity in America. من شواهد زیادی از رفاه در آمریکا می بی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

a slipper. "she matched her outfit with his brown chappals" دمپایی یا صندل "او لباس خود را با صندلهای قهوه ای اش ست کرد"

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرمایه گذاری جمعی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

باید به تلاش خود ادامه دهیم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به رخ کشیدن، خود ستایی کردن، لاف زدن، بالیدن به چیزی "she boasted about her many conquests" "او به فتوحات ( موفقیتهای ) بسیار خود می بالید"

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

پس فردا یا یک روز بعد: the day after tomorrow پریشب یا دو شب قبل: the night before last پریروز یا دو روز قبل: the day before yesterday

پیشنهاد
٤

پریروز یا دو روز قبل: the day before yesterday پریشب یا دوشب قبل the night before last پس فردا، یک روز بعد: the day after tomorrow

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پریشب یا دوشب قبل the night before last پریروز یا دو روز قبل: the day before yesterday پس فردا، یک روز بعد: the day after tomorrow

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پریشب یا دوشب قبل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آشنا شدن با کسی I got acquainted with her ( his ) last night.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آشنا شدن با کسی دیشب با او آشنا شدم I got acquainted with her ( his ) last night.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Merriam - Webster - a man just married or about to be married "تازه داماد" صحیح است

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

a man on his wedding day or just before and after the event. a man just married or about to be married ( Merriam - Webster ) تازه داماد بر اساس مت ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

افزایش میزان کاهش نیروی انسانی، پاداش دادن به کارکنان را برای شرکت ها بسیار ضروری کرده است the increasing attrition levels have made it really essen ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از جنبه منفی on the positive side از جنبه مثبت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

being combine from bad and good things ترکیبی از نتایج خوب و بد ( چیزهای خوب و بد ) .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چست و چابک He is in his mid seventies, even at this age, he is very lithe and agile

پیشنهاد
١

نیاز شدید ( مبرم ) به چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هزینه های غیر قابل پیش بینی ( هزینه های پیش بینی نشده در حین کار یا پروژه ) - هزینه های

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

synonym : Setting an example الگو بودن. نمونه شدن. به عنوان مثال parents should serve as role models, and teachers can incorporate lessons and act ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

indiscriminate logging of tropical Hardwoods has contributed to the destruction of rainforests قطع بی رویه جنگل های ( چوب های سخت ) حاره ای منجر به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشاورزی علمی یا Intensive farming intensive agriculture in wheat - growing countries like Canada has led to the loss of natural grasslands کشاورزی عل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشاورزی علمی یا Intensive agriculture intensive farming in wheat - growing countries like Canada has led to the loss of natural grasslands کشاورزی عل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

He is full of energy and he can't sit idle for one second اون ( بچه ) پر از انرژی است و یک ثانیه نمی تونه بیکار بشینه ( آروم بگیره )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

some career are very demanding profession. it' requires total dedication and perseverance. only then can they survive in today's era of cutthroat com ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از انظار عمومی دور شدن یا محو شدن ?unfortunately, some people fade away from the public eye very soon. I don't know why متأسفانه برخی از افراد خیل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حمایت کردن، حمایت شدن توسط ( در مجهول ) today's famous people are backed by Media very strongly whereas in the past the media did not have that muc ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

حقایق متقن - - - حقایق ثابت but the suspect can prove their innocence by providing a solid alibi اما مظنون می تواند بی گناهی خود را با ارائه حقایق مت ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

compromise of privacy به خطر افتادن حریم خصوصی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

نفوذ کردن social media has made inroads in our life

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

حد و مرز نداشتن وقتی ویزایم پذیرفته شد خوشحالیم حد و مرز نداشت my happiness knew no bounds when my visa was accepted

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

به گردن کسی دیگر انداختن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

تمایل انجام اری، هوس کردن، انجام یک کاری به سرش زدن whenever you feel stressed, you get the itch to run هر زمان که احساس استرس می کنید، به سرتون میز ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

به صورت عمده

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

برف سبک light snow

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

Unseasonably warm, cold, or mild weather is warmer, colder, or milder than it usually is at the time of year هوای گرمتر از شرایط نرمال در زمان معمول ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

1BHK BHK is ‘Bedroom, Hall, and Kitchen” 1 Bedroom 1 Hall 1 kitchen A 2 BHK means that the unit has two bedrooms, one a standard sized master bedroo ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

beneficial

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

میگن که ضرب المثل که میگن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

in today's fast - paced world در دنیای پرشتاب امروزی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

بلند بالا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرداختن به چیزی مثلا: کتابی که من سال پیش منتشر کردم به روش ها و شگردهای تغییر مدلسازی تغییر اقلیم می پردازد One book I took out last year deals with ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

منتشر کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

بازیگری - نقش ایفا کردن در یک فیلم One of his favorite movies stars will be starring in an coming film about the Vietnam War ستاره سینمایی مورد علاقه ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در سرتاسر جهان from across the world

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

sometimes

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

can you save money these days? No, I can't. because of, keeping in mind that inflation is raising rapidly

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

تا پاسی از شب I used to be on my phone until the wee hours of the night من قبلنا تا پاسی از شب پشت گوشیم بودم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

Science, technology, engineering, and mathematics نوعی نگاه جدید در اموزش

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

good old days

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

به ارمغان رسیدن چیزی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

we appreciated the quick and prompt service provided by the company ما به خاطر خدمات سریع و به موقع شرمت قدردانی کردیم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

آشوب

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٠

without any further ado بدون هیچ معطلی

پیشنهاد
٠

He's our go - to guy in a budget crisis پسر مورد علاقه مرد مورد علاقه ادم مورد علاقه او ادم مورد علاقه من در بحران های بودجه ای است this book is my ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

هم معنی cordial خونگرم، صمیمی، مهربان، you should be amenable to guests

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

صبحت کردن حرف زدن He wanted me to strike a chord with home

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

ندانید چه بگویید یا چه کاری انجام دهید زیرا احساس سردرگمی یا ناراحتی می کنید

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

غرق در احساسات overwhelmed with emotions

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

People with lactose intolerance are unable to fully digest the sugar ( lactose ) in milk.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

in a fraction of second در کسری از ثانیه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

Does “groove to the beat” means “dance to the beat”? . . . or It can mean dance, or just listen to the music and enjoy it.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

So tacky

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

مد جدید در تهران غوغا به پا کرده است. the new fashion has taken Tehran by storm

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

پرسه زدن یا ایستادن بدون هدف و برنامه

پیشنهاد
٠

منازل سازمانی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ما تازه زندگیمون داره سر و سامان میگیره we're just getting our lives back on track

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

به یاد داشتن مثلا: هرگز از یادت نره که چه کار کردی you never lose sight of what you committed

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

Spontaneously فالبداهه یه هویی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

I hope that didn't rain on your parade امیدوارم برنامه ات رو خراب نکرده باشم ( یا تو ذوقت نزده باشم )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

حقته

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

لفتش نده طولش نده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

رفته رفته At the first, he don't like me, day after day love me

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

یک محاسبه آماری که شرایط احتمالی اقلیم را تعیین می کند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

to enjoy ( something ) very much You'll get a bang out of this story.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

رفوزه شده البته رفوزه کردن میشه give ax

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

I kick out my school. Headmaster always give me frequent warning to start Appling myself about more studying

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

Countries focus on achieving energy and food security goals within their own regions at the expense of broader - based developmen تمرکز کشورها بر دست ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

خلاصه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

چرت و پرت گفتن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

سر نخ نداشتن روحش هم خبر نداره You really just don't have a clue

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

جا لباسی - روی قفسه I want to hang my coat on the rack

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ابتدا در آغاز

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

سبد خرید

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

play a trick on someone گول زدن کسی کلک زدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

نفس نفس زنان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

قدرت بخش قدرتمند وقتی در معنای صفت و موصوف ( خودش در جایگاه موصوف ) باشد empowering fear ترس قدرتمند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

در راه است we have some existing products on the horizon چند محصول هیجان انگیز در راه است

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

ever since she walk out on me از زمانیکه اون گذاشته رفته ( منو تنها گذاشته )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٨

آخرش هم. . . پس از آن. . .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

باید حواسم بهت باشه. . . باید ازت دوری کنم. . .