get back on track

پیشنهاد کاربران

مرررسی عالی
مرررسی عالییی
🔸 معادل فارسی:
• به مسیر اصلی برگشتن
• دوباره به روال عادی بازگشتن
• پس از انحراف یا شکست، دوباره به پیشرفت ادامه دادن
🔸 مثال ها:
• "After months of delays, the project is finally getting back on track. "
...
[مشاهده متن کامل]

پس از ماه ها تأخیر، پروژه بالاخره دارد به مسیر اصلی خود بازمی گردد.
• "I need to get back on track with my diet after the holidays. "
بعد از تعطیلات باید دوباره به رژیم غذاییم بازگردم.
• "The company needs a strong leader to get back on track. "
شرکت به یک رهبر قوی نیاز دارد تا دوباره به مسیر درست بازگردد.

ما تازه زندگیمون داره سر و سامان میگیره
we're just getting our lives back on track
به مسیر نرمال و عادی و درست برگشتن
به نقل از espressoenglish :
to return to the right path, or the right direction
به مسیر درست برگرداندن