پیشنهاد‌های محسن نقدی (١,٥٢١)

بازدید
٤,١٧٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیوه، روش، گونه، دیس، جور برابر های این واژه انگلیسی هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میتوان از واژه "فَرمَنین" به جای "متناقض/نقیض" و "فرمَن/فرمَنِش" به جای "تناقض" به کار برد. در ان و گه لیسی ( انگلیسی ) واژه "paradox" را داریم به ج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین کردن و شاید هم دگریدن برابر های آن هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رابر "شرط" در پارسی برابر "اگر" گرفته شده است. پس شاید بتوان "دلیل" را "چونه" گرفت. خب هنگامی که از ما پرسشی پرسیده می شود که "چرا" ای باشد و نیازمن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر Bahram Ghafori: دیگران پشتوانه فرستادند، تو چه پشتوانه ای داری؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"وَر" می تواند ساده "و اگر" باشد. "ور" در زبان پهلوی همانگونه که در داور یا همان دادور میبینیم، برابر "پناه" است. "وَر" به چَمِ "کنار، پیش، سو" نیز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"پار، پارا، پرا" پیشوند هایی در زبان پارسی هستند نشان دهنده و برابر "پیش، عقب" و با "pre" در زبان انگلیسی و "pra" در زبان آلمانی همریشه است. این پیش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریختِ دیگری از "وارو" که با "فِزاِیِشِ آواییِ "ن" شده است "وارون". "وارو" از پیشوندِ "وا" ساخته شده است که برابرِ "دوباره" است و در اینجا نِشانگر "ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

می توان از {آزشختن} بهره برد: 1 - آز:پیشوند است به چم {به بیرون} و هم ارز {ex} در انگلیسی است. 2 - شختن:به چَمِ {ریختن} است، با ریخت دیگر {شنجیدن}، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به جای واژه های "متوسط، مِدیوم" بگوییم "میانه"، به جای واژه های "حداکثر، های" بگوییم "بیشینه" و به جای "حداقل، لُو" بگوییم "کَمینه" این واژگانی که به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

می توان در پیشنهاد واژه به جای واژگانی انگلیسی! که دارای fix هستند از {وند/بند} و آنانی که {fixing/fixae} دارند از {وست/بست} بکار بست! بدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشوند هایِ {هَم/یِک/ایو/ای/اَن ( هَن ) } و چه بسا بیشتر، می توانند نشانگرِ {برابری} باشند. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فهمیدن چیزی دریافت کردن، دانستن آن چیز است. می توانیم بگوییم که فهمیدن برابر آگاه شدن از چیزی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد به جایِ واژه یِ {حُکم} در دانِش هایی همچون {منطق، ریاضی}: 1 - سری می زنیم به برابرِ این واژه در زبانِ {آلمانی}. واژه یِ {urteil} در این زبان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به جای واژه های "متوسط، مِدیوم" بگوییم "میانه"، به جای واژه های "حداکثر، های" بگوییم "بیشینه" و به جای "حداقل، لُو" بگوییم "کَمینه" این واژگانی که به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم اکنون کمی دودل هستم که آیا پیشنهادِ {دگرساخت} درخور است یا نَه؟ ( اگر می توانید یاری رسانید ) برای آنکه واژه ی x به جای y بکار بگیرد، باید یک همپ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بکار بردن از واژگان پارسی به جایِ واژگانِ تازی/عربی: رطوبت:نَم مرطوب:نمناک/نَمیک صاف/آسمان صاف:سره/هوای بی ابر پر ارتفاع:پُراَفراشت تزریق:شارِش/درشار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاید بپرسید {سِتیز} در پارسی بر آمده از چیست؟ ما در اوستایی {استیج:stij} را به چَمِ {ستیز} داشتیم که به روشنی {ستیز} بر آمده از آن است. ما همچنین در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان پهلوی به ریختِ {کنیگ} بوده است. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را نادرست و دروغین شمردن را تکذیب گویند. برابر های پارسی تکذیب می شود دروغ شماردن، رد کردن، نادرست پنداشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدرتمند=قدرت مند که خب مند پسوندی است که دارندگی را آشکارا می کند، دارندگی واژه پیشنش را. پس قدرتمند می شود دارای قدرت ولی قدرت واژه ای عربی است و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بن کنونی "فَرزَفتن" می باشد. "فَرزَفتَن" برابر "کامل کردن، به پایان رساندن، تمام کردن" بوده است. به گمان من "فَرزفتن" دارای پیشوند "فر" می باشد و از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آشکارا در پارسی به شیوه آشکاراگ است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مدام پویش:modam پارسی یا عربی:عربی برابر پارسی:پیوسته، همیشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"افزون بر، با اینکه، با، با افزون اینکه" از برابر های پارسی این گزاره "عربی" هستند. بدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توجه کردن برابر نگاه داشتن و نگرش است. توجه کردن گویش:tavagohh kardan پارسی یا عربی یا انگلیسی:عربی و پارسی در هم آمیخته برابر همگی پارسی:نگرش، نگا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بررسی ساختار واژگان "گباشتن، گواشتن، گواریدن، گواردن، گبار، گوار، گبارش، گوارش" در زبان پارسی: ما در پارسی، بنواژه "گباشتن" را داریم که در گذر زمان ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مریض، با بن و ریشه مَرَض و با آهنگ فعیل است. فعیل یعنی کسی که فعل را دارد، یا دارای فعل اکنون اینجا فعل=مرض، پس فعیل برابر کسی است که داری مرض است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گمانه، پنداره برابر های این واژه تازی ( عربی هستند ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شتابان، بد خو، خشن برابر های این واژه هستند. بدرود! ( ؟؟ )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شمردن به راستی "شماردن" است. بن واژه ای با بن کنونی شمار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به کاربرِ /وهسودان مرزبان/: نخست آنکه {انباشتن} از دو بخشِ {ان} و {باشتن} ساخته شده است. درست است که اینجا {اَن} برابر {هَم} است، ولی همیشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{انباشتن}:{ان} {باشتن} چنانچه بن کنونی {باشتن}، {بار} است و آن را در {انبار} به خوبی می بینیم. {باریدن} ریختِ دیگری از {باشتن} است، با {واریدن} آن ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشوند {وا} گاهی پادسو ( مخالف ) پیشوندِ {هم} نیز می تواند بکار گیرد.

پیشنهاد
٠

اگر امروز "سیزده فروردین" ( یا همان 1 آوریل ) بود، اینگونه مینوشتم: آموزش و پرورش همچون نهاد های دگر، نهادی کوشا در کار خودش است. این نهاد توانسته اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد واژه "ویسه" به جای "کیبورد"، پیشنهاد "ویسِش" به جای "تایپ کردن" و پیشنهاد واژه "ویسگَر/ویسا" به جای "تایپیست/تایپر". را ما در پارسی واژه "ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بکار بردن از واژگان پارسی به جایِ واژگانِ تازی/عربی: رطوبت:نَم مرطوب:نمناک/نَمیک صاف/آسمان صاف:سره/هوای بی ابر پر ارتفاع:پُراَفراشت تزریق:شارِش/درشار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژگان "معنی" و "معنا" واژگان عربی ای هستند که "معرب" هستند. خیلی آشکار است که این واژگان با "meaning" در انگلیسی همریشه است. "ing" ای که به "mean" ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گر میتواند چم اگر را دهد. می تواند هم گونه ای پسوند باشد: واژه گر برای نمونه کارگر، ستمگر. واژه گر به کسی می گویند که واژه را انجام می دهد یا کارش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افزایش=زیاد شدن مِهِش در پارسی می تواند برابر افزایش باشد ( افزایش هم پارسی است ) مهش برابر زیاد شدن است از انجا که مه=زیاد پس مهش می شود زیاد شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گاهی می توان از {فراهم کردن/چیزی را فرآهم کردن} به جای {باعث شدن} بکار برد. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ما در زبان اوستایی واژه ای به نام "چیاه" داریم که امروزه به شیوه "چاییدن" درآمده است و برابر "یخ زدن، سرد شدن زیاد" می باشند. با بکار بردن از پیشوند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

می توان از {باره} نیز بهره برد. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از نگاه من برابر افزاییدن می باشد. زَریدن از زر می آید که زر برابر چیزی با ارزش و نشان دهنده زیاد است. پس زریدن برابر زیاد کردن، با ارزش کردن است که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوچ، بی درونمایه، اَدرونمایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به این شیوه است که گزاره p ( 1 ) برای p ( 2 ) برای p ( 3 ) و. . . . . . رخ داده است. یا به شیوه دیگری، برای هر p ( n ) , پشتوانه p ( n 1 ) هست. "تسل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه شماره 2: می توان واژه "زنجیران" را بهره برد. این واژه از "زنجیر" و پسوند "ان" ساخته شده است. "ان" پسوندی است که گاهی برابر "گون، سان" است. پس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگ در پارسی میانه برابر "ا" است و یک پسوند بوده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{گزینه} از پیشوندِ {گُ} به همراهِ {زینه} ساخته شده است. {زینه} از دو بخشِ {زین} و پسوندِ {ه} ساخته شده است. {زین} بُن کنونیِ {زیدن} یا همان {چیدن} اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرمایشات واژه ای نادرست است. فرمایش واژه ای پارسی و ات نشانه چندگانه کردن ( جمع کردن ) واژگان عربی است و نمی توان این را برای واژه ای پارسی بکاربرد. ...