پیشنهادهای محسن نقدی (١,٥٩٦)
"خوردن" در اینجا "برخوردن" است. نه "خوردن" در "خوراک خوردن" ( بردن در دهان و پایین دادن! )
شدنی شَوِش پذیر شایسته/رَوا
دانسته:باورِ درستِ پذیرفتنی دانستنی:هرآنچه که درست و پذیرفتنی باشد. دانا ( و هر صفتِ کُناکی از دانستن ) : چندین معنا می تواند داشته باشد. - کسی که ...
دانسته:باورِ درستِ پذیرفتنی دانستنی:هرآنچه که درست و پذیرفتنی باشد. دانا ( و هر صفتِ کُناکی از دانستن ) : چندین معنا می تواند داشته باشد. - کسی که ...
با نگرش به اینکه، از آنجا که، با باششِ اینکه
واژه *سند* می تواند به جای هَر *پشتوانه* ای بکار برود، نه آنکه تنها *پشتوانه ی کالبدی/فیزیکی* را پوشش دهد.
"وجود" همان "باشش" است. بنگرید که "باشش" درست است، نه "بودِش". دیگر واژگانی که از *وجود* برآمده اند را نیز به آسانی می توان از *بودن* ساخت. برای ن ...
"مفهومِ آ" چیزی است که از "آ" دریافته می شود. برای نمونه، این می تواند یک معنا باشد، یک پند باشد، یا نکته ای باشد. آیا "مفهومِ آ" ، یک چیزِ بیرونی ...
از چند کارواژه می توان بهره برد: - بستن: اگر آن "مانع" چیزی را ببندد ( کالبدی! ) ، می توان از بن کنونی "بَند" ، کُناک ( فاعل ) ساخت. برای نمونه: بَن ...
- "تخریب کردن"؟! - "ترین" در میانِ چه؟ - گزار/گذار
هومَنِشی. هومن به معنای "نیک اندیش، کسی که نیک اندیش است" می باشد و بگمانم درخور است به جای "انسانیت" بگوییم "هومَنِشی".
- زایا/زاینده - آفریننده/آفرینشگر/سازنده
"فرهنگستان زبان و ادب فارسی" میخوای "شناسه" بنویسی، درست بنویس. ۱ - "سوگیری تاییدی" نه، بگمانم "سوگیری خویش پذیری" بهتر است. باید چیزی در معنای " ...
"سوگیری" به خودیِ خود همان "به سوی چیزی رفتن" یا همان "سو/جانب گرفتن" است. ولی "سوگیری" در معنای "سو/جانب گرفتنِ بدونِ بررسی" است. - سو/جانب گرفتن ...
زنده/زیَنده/زیوَنده که از "زیستن" یا "زیویدن" گرفته شده است. بنابراین "زنده گرداندن" می شود "زیواندن" . هرچند "زیستن" با "زنده گردیدن" یکی نیست، چر ...
از آنجا که "بخشیدن" ۳ معنا دارد: - دادن، دِهِش - گذشت کردن - بخش کردن ( =تقسیم کردن ) "بخشنده" نیز ۳ معنا باید داشته باشد و دارد، ولی به هر روی، ...
- مردمِ باهوش - /قید/ ها - از به با در برای. . . . . . - چراییِ X, Y است.
- پرداخت شد - می روم به معنای خواهم رفت - گشنه ام نیست - "برو، برات خوبه" - "مدرسه ی علی" - پسوند ی - پرسشِ نیچی
هنگامی که می گوییم "آ، ولی ب"، اینجا "ولی" دو کارکرد می تواند داشته باشد: - پادسوییِ آشکارِ دو گزاره ی پیش و پس: "کسانی می گویند آب بد است، ولی آب خ ...
یعنی ۲ کارکرد شناخته شده تر دارد: - یکی بودن: گاهی هنگامی که می گوییم "آ یعنی ب"، درونمایه گفتارمان این است: "آ همان ب است" - هم معنایی: معنای یک ...
رازِ خوشی را می خواهید؟ نادانی بِساز، نادانی را با دانایی جایگزین کن، و خوش باش. دوباره. . . . . . .
خواهشمندم که به جای "پیشنهاد کردن/دادن" بگوییم "پیش نهادن" "پیش نهادن" معنایش این است: - چیزی را به جلو نِهادن اما به جای این "چیزی"، می توان "سخن ...
درود بیکران بر شما بزرگوار، فرتاش گرامی. رویکردی که در اینجا فرمودید بسیار خردمندانه، توانمند و گسترش پذیر است. ( به راستی ) برخی واژگان عربی هستن ...
بسیار سپاسگزارم از شما کاربر گرامی و پاسختان. چند نمونه از واژگانی که فرمودید که بیاورم: ( این واژگان به "ت" یا "ط" یا "د" پایان می یابند ) "همت" ( ...
{قطعی} را اگر همان {قطع بودن} بگیریم، به جایش می توان گفت {برپا نبودن، بَسته بودن، باز نبودن} و گاهی {بریدگی}.
اگر به کسی گفته شود "عارف"، یا به معنی "خداشناس" است، یا "خداشیفته" ( کسی که شیفته ی خدا است ) . هم ارز یابی برای واژگان عربی از روی ریشه ی آنها، ی ...
"دیسلایک"؟! بگمانم شما با همان دَستی که "دیسلایک" می زنی، بلدی بنویسی. اگر لغزشی می بینی، بگو تا ویرایش کنم، اگر خواسته ات "نابودی گزاره های نادرست" ...
کاربر /وهسودان مرزبان/: - آیا گفته ی شما این است که {پاد} در {پادزهر} پیشوندِ {پاد:ضد} نیست ( گفته 1 ) ، یا آنکه پیشوندی به نام {پاد} با کارکردِ {تض ...
ما در زبان، نیاز به عملگر داریم و یکی از عملگر های کاربردی، عملگرِ نفی است. در پارسی، یکی از عملگر های نفی پیشوند {نا} می باشد. اگرچه در برخی زمینه ...
"صریح" هَم "رُک"، هم "آشکار" جایگزین:رک و آشکار، رک و روشن، گویا.
1 - ریشخند زدن 2 - نقد به خواستِ ویران کردن 3 - بسیار سخن گُفتن، و داد زدن و سخن گفتن 4 - به کار بستنِ {جَبر} بر آدم ها، {جبر} ای که بَد باشد. 5 - س ...
از {باش} در پارسی. . . . . . بدرود.
کِش رفته شده از واژه {گام} در پارسی. همچنین {مقام، اقامت، مقیم و. . . . . } نیز دزدیده شده اند. بدرود.
سپاسِ فراوان و بیکران از کاربر گرامی {فرتاش}. سپاس از پیامتان.
"قافلان"، می دونستی که "حرفات برام سَنَده"؟! خواهشمند است:برو ردِ کارت بدرود!
"به هم ریختگی".
شاید برایتان پرسش پیش آمده باشد "عربی" چگونه از پارسی، واژه دزدی می کند؟ به این روش ها: 1 - روزی یک عرب، واژه ای پارسی را دیده ( یا یک کسی که آنجایِ ...
- پشتگرمی - تکیه کردن - اپستام - آرامش سپاردن و. . . . .
ویرایش پیامِ پیشین: - باید در نگاه داشت که ما نمی توانیم بی بررسی، یک واژه ای را وارد زبان پارسی کنیم. هرچند {قلم} واژه ای پارسی باشد، اما اینکه به ...
1 - جدا کردنِ همه ی پیشوند/پسوند های پارسی ( شناسایی ) ( چه در پارسی کنونی، چه پارسی میانه و باستان و اوستا و. . . . ) 2 - بررسی کارکرد و پیشینه ی ه ...
در پاسخ به کاربرِ {محسن نقدی}: نمی توانی بگویی این گزاره ها، کرختی و سستی را به بار می آورند. برای نمونه اگر به کسی که دچارِ اندوه است، گزاره های ب ...
"خندان باش!"، " به زندگی بخند"، "ببین دنیا چقدر قشنگه!"، "ولش کن"، "اهمیت نده" مُشتی گزاره ی تخمی. جهان را همین گزاره های پلید، به گوه کشانده اند ( ...
من هنوزراز جُدا بودن/نبودن برخی بخش کارواژه ها را نیافتم. آیا ما پیشوندِ بی جنبش داریم در زبان پارسی؟ آیا میان {سپوختن} و {پوختن} ( بوختن ) پیوندی ...
{رطوبت}:{نَم، نَما} مرطوب:{نمناک} رطوبتِ نسبی:{نَم بَهر}
{واختن}، با بن کنونی {واز}، با {واج/واچ/واژ/واژه}، {آواز} ، {آوا}، {واک} و {واکه}، پیوند دارد. ( و با واچِ سنسکریت ) بدرود.
{رویا} ( به معنای خواب، یا خواب خوش} واژه ای عربی نیست! گرچه نشان دادنِ اینکه عربی نیست، نیاز به شالوده و زمینه سازی بسیار است، ولی به گمان بسیار، ا ...
باید نکته هایی را در باره دژهان ( =مغالطه ) گفت: ( چون دوستان برداشت های گوناگونی از این واژه دارند ) 1 - هیچ بایستگی ای نیست که کسیِ برهانِ بدی می ...
"برتر دانستنِ خود و ارزش های خود بر جان، تن، روان و ارزش های دیگران ( هر چه می خواهد باشد ) ، و رسیدن به خواسته های خود به هر روشی که شده. " این پدی ...
تنها، به تنهایی.