پیشنهادهای محسن نقدی (١,٥٦٤)
.
بسیار سپاسگزارم از شما کاربر گرامی و پاسختان. چند نمونه از واژگانی که فرمودید که بیاورم: ( این واژگان به "ت" یا "ط" یا "د" پایان می یابند ) "همت" ( ...
شاید برایتان پرسش پیش آمده باشد "عربی" چگونه از پارسی، واژه دزدی می کند؟ به این روش ها: 1 - روزی یک عرب، واژه ای پارسی را دیده ( یا یک کسی که آنجایِ ...
پیشرفت در دانش و فناوری و فرساخت ( صنعت ) بد نیست. ولی این یکی، "انقلاب صنعتی"، چه در زمانِ خود، و چه کنون، بسیار مردم را رنجانده. گرچه سودهایی نیز ...
درود بیکران بر شما بزرگوار، فرتاش گرامی. رویکردی که در اینجا فرمودید بسیار خردمندانه، توانمند و گسترش پذیر است. ( به راستی ) برخی واژگان عربی هستن ...
- پشتگرمی - تکیه کردن - اپستام - آرامش سپاردن و. . . . .
ویرایش پیامِ پیشین: - باید در نگاه داشت که ما نمی توانیم بی بررسی، یک واژه ای را وارد زبان پارسی کنیم. هرچند {قلم} واژه ای پارسی باشد، اما اینکه به ...
1 - جدا کردنِ همه ی پیشوند/پسوند های پارسی ( شناسایی ) ( چه در پارسی کنونی، چه پارسی میانه و باستان و اوستا و. . . . ) 2 - بررسی کارکرد و پیشینه ی ه ...
در پاسخ به کاربرِ {محسن نقدی}: نمی توانی بگویی این گزاره ها، کرختی و سستی را به بار می آورند. برای نمونه اگر به کسی که دچارِ اندوه است، گزاره های ب ...
"خندان باش!"، " به زندگی بخند"، "ببین دنیا چقدر قشنگه!"، "ولش کن"، "اهمیت نده" مُشتی گزاره ی تخمی. جهان را همین گزاره های پلید، به گوه کشانده اند ( ...
من هنوزراز جُدا بودن/نبودن برخی بخش کارواژه ها را نیافتم. آیا ما پیشوندِ بی جنبش داریم در زبان پارسی؟ آیا میان {سپوختن} و {پوختن} ( بوختن ) پیوندی ...
{رطوبت}:{نَم، نَما} مرطوب:{نمناک} رطوبتِ نسبی:{نَم بَهر}
{واختن}، با بن کنونی {واز}، با {واج/واچ/واژ/واژه}، {آواز} ، {آوا}، {واک} و {واکه}، پیوند دارد. ( و با واچِ سنسکریت ) بدرود.
{رویا} ( به معنای خواب، یا خواب خوش} واژه ای عربی نیست! گرچه نشان دادنِ اینکه عربی نیست، نیاز به شالوده و زمینه سازی بسیار است، ولی به گمان بسیار، ا ...
باید نکته هایی را در باره دژهان ( =مغالطه ) گفت: ( چون دوستان برداشت های گوناگونی از این واژه دارند ) 1 - هیچ بایستگی ای نیست که کسیِ برهانِ بدی می ...
"برتر دانستنِ خود و ارزش های خود بر جان، تن، روان و ارزش های دیگران ( هر چه می خواهد باشد ) ، و رسیدن به خواسته های خود به هر روشی که شده. " این پدی ...
تنها، به تنهایی.
مغالطه: شناسه:روشی نادرست برای درست نشان دادنِ یک گزاره شناسه ای دیگر:گواهیِ نادرست، گواهیِ بد ریختِ پیشنهاد ها: ( همه ی این پیشنهاد ها، گردآوری ای ...
{شِبه، شبیه، تشابه، مشبه} و. . . . . : - ما در پارسی بن کنونیِ {مان} را داریم که از آن می توانیم برای هر کدام از واژگان بالا، همسان آوریم: شبه:مان/ ...
{وارد بودن}: معنای نخست:کاردانی ( با کارواژه ی کاردانستن ) ، چیرگی، دانستن، آگاه بودن و. . . . . . معنای دوم:بِجا بودن، شایایی، شایسته بودن، پسندید ...
سَرنام، سَرباره.
درباره واژگانِ {کذب، کاذب، تکذیب، صِدق کردن، صادق، نا صادق، ناحق، افترا، نفی، نافی، تضاد، ضد، متضاد}: نکته 1: ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که ...
درباره واژگانِ {کذب، کاذب، تکذیب، صِدق کردن، صادق، نا صادق، ناحق، افترا، نفی، نافی، تضاد، ضد، متضاد}: نکته 1: ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که ...
درباره واژگانِ {کذب، کاذب، تکذیب، صِدق کردن، صادق، نا صادق، ناحق، افترا، نفی، نافی، تضاد، ضد، متضاد}: نکته 1: ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که ...
درباره واژگانِ {کذب، کاذب، تکذیب، صِدق کردن، صادق، نا صادق، ناحق، افترا، نفی، نافی، تضاد، ضد، متضاد}: نکته 1: ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که ...
درباره واژگانِ {کذب، کاذب، تکذیب، صِدق کردن، صادق، نا صادق، ناحق، افترا، نفی، نافی، تضاد، ضد، متضاد}: نکته 1: ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که ...
درباره واژگانِ {کذب، کاذب، تکذیب، صِدق کردن، صادق، نا صادق، ناحق، افترا، نفی، نافی، تضاد، ضد، متضاد}: نکته 1: ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که ...
درباره واژگانِ {کذب، کاذب، تکذیب، صِدق کردن، صادق، نا صادق، ناحق، افترا، نفی، نافی، تضاد، ضد، متضاد}: نکته 1: ما در پارسی به جای گزاره ای نادرست که ...
{عجیب الخلقه}؟!!!!! کارکردش در گزاره ها مانند همان {عجیب} است، این {خلقه} را نمی دانم چرا می گویند! پس باید به جایش گفت {شگفت انگیز، شگرف، شگفت آور} ...
موقعیت: معنای پارسی:جایگاه، نقطه، چِگونگی شناسه و گستردن:آمیختاری ویژه از یک یا چند ویژگی. برای نمونه آمیختارِ ( در تهران، در زمان 12:30، روی زمین ) ...
پایا: {پای. ا} معنای نخستین:چیزی که سر جایش هست و تکان نمی خورد! معنای دوم:چیزی که در برابر یک دگرگونی، پایداری نشان می دهد نکته: در بیشتر گزاره ها، ...
تحلیل: - از دیدِ زبانی:حل شدن - از دیدِ کارکردی:بررسی کردنِ چیزی، شکافتن و بررسی چیزی، چاره اندیشیدن - جایگزین واژه برای دید دوم:بررسی، چاره اندی ...
فعل:کار، کنش، هرچیزی که یا انجام شده یا شاید انجام شود. نکته 1:واکنش نیز گونه ای {کنش} است که در "پاسخ" به یک کنش دیگر رخ می دهد. نکته 2:فِعل ناچار ...
زندگی به روشِ دغلکارِ آبادیس، که یکی از نام های او در آبادیس بهنام رضایی است: 1 - واژه ای پارسی را برگزینید 2 - به دنبال واژگان همانندِ آن واژه، از ن ...
{ویژگی}: آن چیزی است که در میانِ عضو های یک گردایه، تنها برای یکی از آن عضو ها باشد . اما ما امروزه ویژگی را در معنای {صفت} بکار می بریم ( همانگونه ...
شناسه ی X:چیزی که برای شناختنِ X بکار می رود. این شناسه می تواند هرچیزی باشد، می تواند تعریف باشد، می تواند یک کُد باشد، می تواند یک صفتِ ویژه باشد ...
{دانشگاه} اگر بخواهیم با عینکِ امروز این واژه را نگاه کنیم، تارنما های آموزشی نیز {دانشگاه} به شمار می آیند. {دانش. گاه:جایِ دانش، مکانِ دانش} اما کس ...
ما در این تارنما، برخی کاربران بسیار شگفت آوری و ترسناکی داریم! باور کنید.
ویرایشی بر رویکردِ واژه گزینی ای که بنده زیر واژه {تاثیر} نوشتم: بپندارید که ما دو واژه داریم، یکی X و دیگری Y. هر واژه را می توان به عنوان گردایه ( ...
چش. ا. ( ی ) . ی بدرود!
مانند "دالی". ( دالی کردن/دوچی کردن ) بدرود.
"لَبخَند" "لب" و "خند" ( از ستاک خندیدن ) خنده با لب، خنده ای که با لَب زده می شود. زیباست، مگه نه؟
باغران به چم "باغر ها" هست. "باغر" همان "باقر" است ولی با ویژگی های پیشرفته تر و امکانات بیشتر.
مثل این است که بگویی" هسته میوه ی هواپیما"
درود بر کاربر "O": خواهش می کنم، کوتاهی از من بود. چراییِ پشتوانه نفرستادنِ من، این بود که تک تک گزاره هایی که عرض کردم، یک یا چند پشتوانه جداگانه د ...
یک نمونه زیبا برای اینکه نشان داده شود جایگزینی تک به تک، روش چندان خوبی برای واژه گزینی نیست: "قدرت طلب":"قدرت" /"طلب" اگر تک به تک جایگزینی کنیم: " ...
بگمانم همان "توانایی" از دیگر واژه شایسته تر باشد. "نیرو" بگمانم بهتر است در فیزیک بکار برده شود. "زور" هم بگمانم بهتر است به جای "قدرت فیزیکی" بکا ...
ماه ریخت دیگر:مَه همریشه با moon در انگلیسی. بِدرود!
چکار کرده اند با آبادیس پیام هایی که تنها کارشان جدایی افکندن میان نژاد هاست کاربرانی که همگی از سوی یک نفر هستند برای فریب مردم آدم نمی تواند به هیچ ...
دوگانگی. ( اگر دو قطبی را "دو قطب بودن" بگیریم )