پیشنهاد‌های محسن نقدی (١,٦٠٩)

بازدید
٤,٩٦٣
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در پِی نکوهش {محسن نقدی}: پیشنهاد های این کاربر پوچ بوده و بهتر است برود کمی چیز یاد بگیرد سپس بیاید اینجا واژه پیشنهاد دهد! بدرود.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

{ایستایی}.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشا که هدف، جاده و جاده هدف است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان خُل بهتر است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چفت، هماهنگ، همخور، هماهنگ

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همخوان کردن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

{پذیرفتنی} بگمانِ من بهترین جایگزین برای {موجه} است. ( بنابر شناسه ( تعریف ) ِ آن ) بدرود!

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

رویه ی 182 ی {فرهنگ واژه های اوستا} رویه ی 44 {فرهنگ کوچک زبان پهلوی} به روشنی دیده می شود که {آشکارا} هم در پارسی میانه بوده است و هم در اوستایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در اوستایی {اَستوَنت} به معنی {موجود، چیز} بوده است. این واژه از دو بخش {اَست} و {وَنت} ساخته شده است. {اَست} همان {است، هست} امروزی است و {وَنت} هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

{اونایی که مخالف ریشه یابی من و امثال من در مورد کلمه آشکار هستن بیاین و لطف بفرماین بگوین اولین زبان شناسی که اوستا و هندواروپایی رو ریشه یابی کرده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

{جَویدن} یا {جوییدن} ( joyidan ) ریشه پارسی دارد. که به روشنی با {chew} در انگلیسی همریشه است. در رویه ی 226 از etymological dictionary of the iran ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{پریشان} از {پریش} و پسوند {ان} ساخته شده است. {پریش} با {پاش} ( برای نمونه در پاشیدن ) همریشه است. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

ای وای بر آن روزی که برخی ها میانِ برخی نژاد ها جدایی بیندازند و دشمنی بیافرینند! پس ای وای بر امروز.

پیشنهاد
٠

بنیادِ جداکننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه burden با {بار، بُردَن} همریشه است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درباره واژه ی دایی داره گفتگو ( جنگ ) میشه، یارو اومده می گه: {دوستان من درکتون میکنم اینکه یه عمر مستعمره انگلیس بودن صاحب خود نبودن آزاد زندگی نکرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کاربر Bahram Ghafori: دیگران پشتوانه فرستادند، تو چه پشتوانه ای داری؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

بگمانم بتوان به جای {علیت} از {انگیزِگی} بکار برد، چنانچه دوستان پیشنهاد هایی از {انگیز/انگیختن} داده اند. بدرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به جای {تقلیل} بگویم {کاهش} و به جای {تقلیل دادن} بگوییم {کاستن}. بِدرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه {قورت} و {قورت دادن} شاید برگرفته از آوایِ این کنش یا پدیده باشد. چنانچه واژگانِ همسانی مانند {gulp} نیز برای همین پدیده یا کنش هستند بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

درود بر همگی! درباره ی واژه ی {رای} در پارسی، که به چمِ {خرد، تدبیر، اندیشه، عقل، مشورت} می باشد: 1 - در زبان آلمانی واژه ی raten، در زبان هلندی واژه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عشقِ ما این نبود. ولی خود را در دام انداختیم. به هر روی باید کار را به پایان برسانیم. در آینده هرچه هست زیر و رو می شود و برایتان می فرستاده می شود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یادم رفت بگویم به کاربر العطار، محمد علی: تو بارها گفتی که:{ن پافشاری می کنم که قرآن کاملاً عربی مبین هست وأعجمی ندارد وبر خلاف إدعاء علماء بنی اسرائ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{نشان دادن، درست نشان دادن} {نشان دهید که آن گزاره درست است}. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

در پاسخ به کاربرِ {العطار، محمد علی}: من آن {تناقض} ها و خُرده گیری ها را برای یورش به تو نگفتم، که تو به خودِ من یورش می بری ( مغالطه ای به نام ad h ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کاربر {العطار، محمد علی}. نبودنِ یک واژه در یک واژه نامه ی یک زبان، نشان دهنده ای نیست که این واژه در آن زبان نبوده است. یا باید پشتوانه ای آورد که د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

سپاس از جناب مهدی کشاورز بزرگوار و پاسخِ شما. پس بگمانم دگرساخت/دگر ساختن به جای {تاثیر} درخور نباشد. بِدرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

می توان به جای {باعث شدن/موجب شدن} گفت {در پی داشتن، پِی آوردن}. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیوانگی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هَمچون {چنگال} که برگرفته از {چَنگَر} است که خود برگرفته از {چَنگرَ} است ( با پسوند {رَ} ) در اینجا هم گویا چنین چیزی به چشم می خورد. {خنجر} برگرفت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخشِ {مسطحه} را می توان ترگویه کرد {تَخت}.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به جایِ {جدید} در همه ی کاربرد هایش، جایگزین هست:{تازه، نو، نوین}. پس دیگر نگوییم {جدید}. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آشفتگی، آشوب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هنگامی که با {تجدید، تکرار} کار داریم می توانیم از پیشوند {وا} بکار ببریم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دلشوره، دلهره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نا آشنا.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

{گپ} واژه ای پارسی است که با {گفتن} همریشه است ( همانگونه که می گوییم /گَپ و گُفت/} بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{بُنیادین، بُنیادوَر}.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به جای {صادق} شایسته است بگوییم {راستگو} یا گاهی {راستگویانه، درست}. برای نمونه در گزاره {دوست من یک آدمِ صادق است}، {صادق} برابر {راستگو } است. و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

از {گریه} و {گریستن} در پارسی گرفته شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تنها با نگاه کردن به همین {دخش} پارسی می توانید به رَدی که پارسی بر زبان های دیگر جهان گذاشته است پی ببرید. بسیاری از زبان های اروپایی واژگانشان را ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

امروزه داریم با دو چشم خود میبینیم که مُشتی بی همه چیز به فرهنگِ ایران ناسزا می گویند. بی همه چیز ها گمان می کنند می توانند با این کار، به خواسته خود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پاسخ به کاربر عطار، محمد علی: تو درباره زبان پارسی چه میدانی؟ {ژ} در پارسی کهن بوده است و در برخی واژگانی که {ز} داشتند، گاهی به جای این {ز}، {ژ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بگمانم خوب باشد که از {افکندن} در کنار یک پیشوند، بکار گرفته شود. برای نمونه {درافکندن}.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

{نقطه} در واژگانی همچون {نقطه جوش، نقطه ذوب}، برابر {کرانه/مرز} گرفته شود بگمانم خوب باشد. {نقطه ی جوش}:{مرزِ جوش، کرانه ی جوش} بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

به جای{نقطه} می توان از {نوک} یا در برخی گزاره ( جمله ) ها، از {سَر} بکار برد. برای نمونه:از این نقطه تا اون نقطه درست تر:از این سَر تا اون سر بِدر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بیایید تا دیگر از {انتها} بکار نبریم و بگوییم {پایان، سر انجام، تَه}. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رَنج کشیدن، کوشیدن دربرخی جاها برابر رنج کشیدن و در برخی جاها برابر کوشیدن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درود بر بزرگوار /فرتاش/. از خود فرهنگ و هیچ چیز ندارند و می خواهند داشته های ایران را برای خود کنند. خوشبختانه ما ایرانی ها پا داریم، و با این پا ل ...