پیشنهادهای محسن نقدی (١,٦٠٩)
کسی که ایران را برای آبادی ایران و مردمش نخواهد و پادسویِ آن، گامِ بزرگ بردارد، بایسته به ک*ن پارگی است.
به نگر می رسد برخی بنواژه ها، مانند *مردن*، از گونِ *دگرگونیِ سان* هستند و دیگران از گونِ *بودن*.
من دارم دِق می کنم.
از اکنون پَس، من از کسی بدم نمی آید. من به دنبال درمان ( ۱ ) و شستن کار های پلیدِ ( ۲ ) برخی ها هستم. بد آمدنِ من، گره ای را باز نمی کند.
بد آمدن، بد دانستن.
- "این هم از کم خوابی است هم از توی گوشی نگاه کردن" آیا این گزاره به این معناست که این ۲، هرکدام جداگانه چراییِ "این" هستند، یا آنکه می خواهد بگوید " ...
( برای پالایش گفتار و نوشتارِمان از گُنگی ها ) - ناهَمگونی در یکی بودن ها: برای نمونه: - "تندرستیِ شما، آرزویِ ماست" تندرستی از گونِ "بودن" است، ...
- اگر تنها بخواهیم زنجیره زمانیِ یک چیزی را بگوییم، باید بگوییم "پس از"، اگر می خواهیم زنجیره ی پَسآمد/نِیآمَدی ( علی/معلولی ) را بگوییم، باید بگوییم ...
واژه *هدف* با *خواسته* ( و هر واژه ی هم معنا با خواسته ) یکی نیست. *هدف* بخشی از *خواسته* های ماست. *هدف* خواسته ای است که ما ( یک کس، یک گروه، یا. ...
- باره - گستردن یا چرایی آوردن؟ - بَرگفت از پرسش - دسته بندی "جومله ها"
هنگامی که دو واژه با ریختِ یکسان، معنا و شناسه نایِکی ای دارند. برای نمونه بنگرید به این گزاره: "پدرام ، 6 سال پیش فرد خوبی بود، پس اگر کسی بگوید "پ ...
هنگامی که دو واژه با ریختِ یکسان، معنا و شناسه نایِکی ای دارند. برای نمونه بنگرید به این گزاره: "پدرام ، 6 سال پیش فرد خوبی بود، پس اگر کسی بگوید "پ ...
هنگامی که دو واژه با ریختِ یکسان، معنا و شناسه نایِکی ای دارند. برای نمونه بنگرید به این گزاره: "پدرام ، 6 سال پیش فرد خوبی بود، پس اگر کسی بگوید "پ ...
"خوردن" در اینجا "برخوردن" است. نه "خوردن" در "خوراک خوردن" ( بردن در دهان و پایین دادن! )
شدنی شَوِش پذیر شایسته/رَوا
دانسته:باورِ درستِ پذیرفتنی دانستنی:هرآنچه که درست و پذیرفتنی باشد. دانا ( و هر صفتِ کُناکی از دانستن ) : چندین معنا می تواند داشته باشد. - کسی که ...
دانسته:باورِ درستِ پذیرفتنی دانستنی:هرآنچه که درست و پذیرفتنی باشد. دانا ( و هر صفتِ کُناکی از دانستن ) : چندین معنا می تواند داشته باشد. - کسی که ...
با نگرش به اینکه، از آنجا که، با باششِ اینکه
واژه *سند* می تواند به جای هَر *پشتوانه* ای بکار برود، نه آنکه تنها *پشتوانه ی کالبدی/فیزیکی* را پوشش دهد.
"وجود" همان "باشش" است. بنگرید که "باشش" درست است، نه "بودِش". دیگر واژگانی که از *وجود* برآمده اند را نیز به آسانی می توان از *بودن* ساخت. برای ن ...
"مفهومِ آ" چیزی است که از "آ" دریافته می شود. برای نمونه، این می تواند یک معنا باشد، یک پند باشد، یا نکته ای باشد. آیا "مفهومِ آ" ، یک چیزِ بیرونی ...
از چند کارواژه می توان بهره برد: - بستن: اگر آن "مانع" چیزی را ببندد ( کالبدی! ) ، می توان از بن کنونی "بَند" ، کُناک ( فاعل ) ساخت. برای نمونه: بَن ...
- "تخریب کردن"؟! - "ترین" در میانِ چه؟ - گزار/گذار
هومَنِشی. هومن به معنای "نیک اندیش، کسی که نیک اندیش است" می باشد و بگمانم درخور است به جای "انسانیت" بگوییم "هومَنِشی".
- زایا/زاینده - آفریننده/آفرینشگر/سازنده
"فرهنگستان زبان و ادب فارسی" میخوای "شناسه" بنویسی، درست بنویس. ۱ - "سوگیری تاییدی" نه، بگمانم "سوگیری خویش پذیری" بهتر است. باید چیزی در معنای " ...
"سوگیری" به خودیِ خود همان "به سوی چیزی رفتن" یا همان "سو/جانب گرفتن" است. ولی "سوگیری" در معنای "سو/جانب گرفتنِ بدونِ بررسی" است. - سو/جانب گرفتن ...
زنده/زیَنده/زیوَنده که از "زیستن" یا "زیویدن" گرفته شده است. بنابراین "زنده گرداندن" می شود "زیواندن" . هرچند "زیستن" با "زنده گردیدن" یکی نیست، چر ...
از آنجا که "بخشیدن" ۳ معنا دارد: - دادن، دِهِش - گذشت کردن - بخش کردن ( =تقسیم کردن ) "بخشنده" نیز ۳ معنا باید داشته باشد و دارد، ولی به هر روی، ...
- مردمِ باهوش - /قید/ ها - از به با در برای. . . . . . - چراییِ X, Y است.
- پرداخت شد - می روم به معنای خواهم رفت - گشنه ام نیست - "برو، برات خوبه" - "مدرسه ی علی" - پسوند ی - پرسشِ نیچی
هنگامی که می گوییم "آ، ولی ب"، اینجا "ولی" دو کارکرد می تواند داشته باشد: - پادسوییِ آشکارِ دو گزاره ی پیش و پس: "کسانی می گویند آب بد است، ولی آب خ ...
یعنی ۲ کارکرد شناخته شده تر دارد: - یکی بودن: گاهی هنگامی که می گوییم "آ یعنی ب"، درونمایه گفتارمان این است: "آ همان ب است" - هم معنایی: معنای یک ...
رازِ خوشی را می خواهید؟ نادانی بِساز، نادانی را با دانایی جایگزین کن، و خوش باش. دوباره. . . . . . .
خواهشمندم که به جای "پیشنهاد کردن/دادن" بگوییم "پیش نهادن" "پیش نهادن" معنایش این است: - چیزی را به جلو نِهادن اما به جای این "چیزی"، می توان "سخن ...
درود بیکران بر شما بزرگوار، فرتاش گرامی. رویکردی که در اینجا فرمودید بسیار خردمندانه، توانمند و گسترش پذیر است. ( به راستی ) برخی واژگان عربی هستن ...
بسیار سپاسگزارم از شما کاربر گرامی و پاسختان. چند نمونه از واژگانی که فرمودید که بیاورم: ( این واژگان به "ت" یا "ط" یا "د" پایان می یابند ) "همت" ( ...
{قطعی} را اگر همان {قطع بودن} بگیریم، به جایش می توان گفت {برپا نبودن، بَسته بودن، باز نبودن} و گاهی {بریدگی}.
اگر به کسی گفته شود "عارف"، یا به معنی "خداشناس" است، یا "خداشیفته" ( کسی که شیفته ی خدا است ) . هم ارز یابی برای واژگان عربی از روی ریشه ی آنها، ی ...
"دیسلایک"؟! بگمانم شما با همان دَستی که "دیسلایک" می زنی، بلدی بنویسی. اگر لغزشی می بینی، بگو تا ویرایش کنم، اگر خواسته ات "نابودی گزاره های نادرست" ...
کاربر /وهسودان مرزبان/: - آیا گفته ی شما این است که {پاد} در {پادزهر} پیشوندِ {پاد:ضد} نیست ( گفته 1 ) ، یا آنکه پیشوندی به نام {پاد} با کارکردِ {تض ...
ما در زبان، نیاز به عملگر داریم و یکی از عملگر های کاربردی، عملگرِ نفی است. در پارسی، یکی از عملگر های نفی پیشوند {نا} می باشد. اگرچه در برخی زمینه ...
"صریح" هَم "رُک"، هم "آشکار" جایگزین:رک و آشکار، رک و روشن، گویا.
1 - ریشخند زدن 2 - نقد به خواستِ ویران کردن 3 - بسیار سخن گُفتن، و داد زدن و سخن گفتن 4 - به کار بستنِ {جَبر} بر آدم ها، {جبر} ای که بَد باشد. 5 - س ...
از {باش} در پارسی. . . . . . بدرود.
کِش رفته شده از واژه {گام} در پارسی. همچنین {مقام، اقامت، مقیم و. . . . . } نیز دزدیده شده اند. بدرود.
سپاسِ فراوان و بیکران از کاربر گرامی {فرتاش}. سپاس از پیامتان.
"قافلان"، می دونستی که "حرفات برام سَنَده"؟! خواهشمند است:برو ردِ کارت بدرود!
"به هم ریختگی".